دوشنبه , ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

یادداشت فرهنگی به قلم جامعه شناس و پژوهشگر دلفانی

توسعه فرهنگی و اهمیت آن
(Cultural development and its importance)

✍️نجادعلی یوسفیان: جامعه شناس و پژوهشگر
تا مدتها توسعه مقوله ای صرفاً اقتصادی تلقی می شد و کشورهای مختلف تنها از این جنبه به آن توجه میکردند. به عبارتی، پیشرفت اقتصادی یگانه ملاک توسعۀ هر جامعه قلمداد می شد و تصور غالب این بود که میتوان به مدد الگوهای مختلف توسعه اقتصادی، رشد تکنولوژی، انباشت ثروت و مواردی از این قبیل به اهداف یک جامعه توسعه یافته نائل آمد؛ اما به تدریج نگاه یک سویه به توسعه و تأکید بیش از حد بر مسایل اقتصادی، باعث بروز مشکلاتی در عرصه های اجتماعی و زیست محیطی برای کشورهای پیشرفته شد. از سوی دیگر، استفاده از این الگویِ توسعه توسط برخی کشورها به طور ناآگاهانه، بر توسعه هماهنگ این کشورها اثراتی منفی گذاشت؛ این مشکلات از آنجا نشأت می گرفت که نقش کلیدی فرهنگ (Cultural) در قوام جامعه مورد غفلت قرار گرفته بود. بنابراین، بدیهی است که نمی¬توان بدون اعتناء به این مقولۀ مهم، بدنبال ایجاد تغییراتی در ابعاد مختلف جامعه بود. چراکه هرگونه تغییر و تحولی در تمامی ابعاد جامعه اعم از اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منوط به نوعی پذیرش فرهنگی، در جامعه می¬باشد. فلذا، بدون ایجاد بستر مناسب فرهنگی نمی¬توان بدنبال تحقق توسعه در ابعاد دیگر جامعه بود. از این روی طی نیم قرن اخیر مفهوم توسعۀ فرهنگی مورد توجه بسیاری از مجامع جهانی از جمله یونسکو قرار گرفته است.
مفهوم توسعه فرهنگی توسط سازمان یونسکو در دهه ۶۰ میلادی در جهان رواج یافت. این سازمان طی جلسات گوناگونی شرایط توسعه موزون و آگاهانه را به صورت برنامه ریزی آموزشی، سیاست فرهنگی و سیاست اطلاعاتی در دستور کار خود قرار داد. همچنین این مفهوم تا آنجا برای یونسکو با اهمیت بود که سال¬های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۷ توسط این سازمان به عنوان دهۀ توسعه فرهنگی نامیده شد.
اما پرسش اساسی این است که فرهنگ یک جامعه چگونه در مقوله توسعه می¬تواند نقش آفرین باشد؟ در پاسخ به این پرسش می¬توان گفت کنش¬های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که در نهادهای یک جامعه تثبیت شده¬اند، نقش عظیمی در فرآیند توسعه آن جامعه ایفا می¬کنند.
جامعه شناسان مهمترین علل بروز این کنش¬ها را ناشی از نگرش¬ها (Attitudes) و ارزش¬های فرهنگی مسلط در جامعه می¬دانند؛ بطوریکه ماهیت این نگرش¬ها و ارزش¬ها، که هسته فرهنگ (the core of culture) جامعه را تشکیل می¬دهند، تأثیر تعیین کننده¬ای بر فرآیند توسعه یافتگی جوامع دارد، بعبارت دیگر، نگرش افراد هر جامعه به مقولات اساسیِ حیات انسانی، کنش¬های اجتماعی را تحت¬الشعاع قرار می¬دهد؛ این مقولات عبارتند از: سرشتِ انسان، رابطه با طبیعت، روابط افراد در جامعه، فلسفۀ زندگی، نوع نگاه به کار و تولید، رابطه انسان با ماوراء الطبیعه، رابطه انسان با جوامع دیگر، رابطه انسان با علم و دانش، زمان (گذشته¬نگر، حال¬گرا یا آینده نگر بودن) و …
مخلص کلام اینکه ایجاد هرگونه تحولی در یکی از ابعادِ زندگی انسان، مستلزم تغییر در نوع نگرش افراد به این مقولات می¬باشد. عدم توجه به این مساله در ارائه الگوی توسعه، نتیجه¬ای جز تشتت و تضاد اجتماعی و از دست رفتن انسجام درونی جامعه بدنبال نخواهد داشت. اینجاست که مفهوم توسعه فرهنگی به عنوان زمینه ساز شکل¬گیری یک توسعه همه جانبه مطرح می¬شود.
در پایان معروض می¬دارم که هرچند در طول سالیان و دهه¬های گذشته بزرگان، دلسوزان و آینده نگران زیادی اعم از تحصیل¬کرده¬های آکادمیک و غیر آن تلاش نموده¬اند تا سطح فرهنگی این شهرستان را ارتقاء دهند و شهروندهای مطلوبی را تربیت نمایند اما بایستی پذیرفت که با وضعیت مطلوب فاصله معناداری داریم بعنوان مثال چرا بایستی آرامگاه این شهر چنین وضعیتی داشته باشد؟ چرا دانش آموزی به خود اجازه می¬دهد که با خود چاقو حمل ¬کند؟ چرا در سطح شهر این همه بی نظمی مشاهده می¬شود؟ چرا شیوه برگزاری بسیاری ار مراسمات متناسب زمان امروز نیست و مسائل و مشکلات بسیاری را خلق یا تعمیق می¬کند؟ چرا به راحتی به حقوق دیگران تعدی می¬شود؟ و مواردی از این قبیل. فلذا، مسئولین محترم شهرستان و همه متخصصین و دلسوزان، خاصه تحصیلکرده¬های توانمند و لایق این شهرستان و ما فرهنگیان در امر توسعه فرهنگی وظیفه سنگینی بر دوش داریم و بایستی، فارغ از مسائل و مشکلات اقتصادی کمرشکن که اکثریت جامعه مخصوصاً فرهنگیان گرانقدر کمابیش درگیر آنند، با همتی جانانه موانع آن را شناسایی کرده و با تلاش مضاعف مغلوب اراده و آینده نگری خود سازیم تا به سهم خود زیست بهتر و اخلاق¬مدارانه¬تری برای جوانان و فرزندانمان به ارمغان آوریم، به یاد داشته باشیم که آینده جوانان عزیز ما فقط به مباحث مالی و اقتصادی گره نخورده است بلکه امر آموزش و فرهنگ برای ساختن بهتر آینده ایشان نقش مهم و موثرتری دارد؛ در اینجا ذکر دو نکته ضروری است اول اینکه، بایستی آگاه باشیم که هرچند فرهنگ مربوط به همگان است و عموم از آن منتفع یا متضرر می¬شوند، اما بدلیل پیچیدگی فوق -العاده¬اش شایسته نیست کسی که در این زمینه تخصصی ندارد احساس تکلیف کند و کار را برای کارشناسان دلسوز دشوار کند. بعبارت دیگر، افراد فاقد تخصص نه تنها وظیفه ندارد بلکه حتی ورودشان به حوزه فرهنگ ممنوع است زیرا در صورت ورود چنین افرادی امر فرهنگی پیامدهای ویرانگر و وخیمی را در پی خواهد داشت و سالیان طولانی مردم را به زحمت خواهد انداخت و زیست انسانی را مختل خواهد کرد کما اینکه تا کنون فرهنگ ضربه های زیادی خورده است. دوم اینکه عملکرد مسیولین فرهنگی در سال¬ها و دهه های گذشته غیر قابل دفاع است حال یا به خاطر عدم آگاهی یا شناخت آن یا به هر دلیل دیگری که بر همگان پنهان نبوده و نیست.
سعدی علیه الرحمه چه زیبا می فرمایند:
ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از آن کاز تو ناید هیچ کار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *