یادداشت سرگشاده یک همشهری/سهل انگاری مردم و مسئولین درباره سوداگران مرگ تا کی باید ادامه داشته باشد؟

کار بجایی رسیده است که در بین این افراد قبح و زشتی این  عمل شیطانی هم از بین رفته و در بعضی مناطق شهرمان داشتن جرات قاچاق مواد مخدر و داشتن ثروت میلیاردی ، یکی از معیارهای ازدواج برای خانواده دختر اعلام می شود…


نسیـــم دلفـان – یکی از همشهریان دلسوز دلفانی در یادداشتی دغدغه مندانه نوشت: چندین و چند سال است که عده ای از جوانان همشهریمان در پی امرار معاش و تامین زندگی خود بعنوان کارگر راهی تهران و سایر شهرستان ها می شوند اما در آنجا بجای کار و تلاش در راه کسب حلال ،  بساط توزیع و نگهداری مواد مخدر رو پهن می کنند و عنوان سوداگران مرگ را با افتخار می پذیرند.

چه بسیار افرادی که در این راه به ثروت های میلیاردی رسیده اند و انگیزه و شوق تحصیل و جدیت در کار را از فرزندان مان ربوده اند. کار بجایی رسیده است که در بین این افراد قبح و زشتی این  عمل شیطانی هم از بین رفته و در بعضی مناطق شهرمان داشتن جرات قاچاق مواد مخدر و داشتن ثروت میلیاردی ، یکی از معیارهای ازدواج برای خانواده دختر اعلام می شود. به راستی چرا ما با این مسئله برخوردی سهل انگارانه داشته ایم؟ چرا این کار از نظر خیلی از ماها کار زشتی نیست؟
از همه اینها که بگذریم طبیعت حریص انسان به داشتن ثروت بیشتر باعث شده است که همین سوداگران مرگ پا را فراتر از توزیع و حمل و نگهداری این مواد گذاشته و در پی درآمد بیشتر ، اقدام به تولید این مواد افیونی و خانمان سوز در منطقه نمایند.

در پی ارتباطاتی که در پایتخت یا سایر شهرستانها و زندان های آنجا با افراد فعال در این عرصه و همچنین سرمایه اولیه ای که توسط همین افراد مهیا می شود در گوشه گوشه مناطق مختلف شهرمان در مخفیگاه هایی بساط تولید این مواد ویرانگر و خطرناک را پهن کرده اند.

آیا هیچ فکر کرده اید سهل انگاری بیشتر چه تبعات وحشتناک تری رو به دنبال خواهد داشت؟

روستای دیماندول را در گوگل جستجو کنید تا بفهمید که از روستایی که باغات و خانه باغ های اطراف آن و دامنه های مهراب کوه می توانست منبع درآمدهای توریستی بسیاری برای دلفان و مردمانش باشد در همین چند وقت اخیر براثر وقوع حادثه ای که همه شرح آن را شنیده اید در حال حاضر به عنوان یکی از پایگاه های تولید مواد مخدر و صنعتی شناخته می شود. راستی گناه مردمان این منطقه چیست؟ آیا بجز سهل انگاری گناه دیگری دارند؟
علاوه بر قربانیان بیشماری که در پی مصرف این مواد خانمان سوز خود و خانواده هایشان را ویران می کنند، در حال حاضر باید نگران قربانیان دیگری باشیم که تعداد آنها روز به روز بیشتر و بیشتر می شود و آن جوانان بیشماری هستند که نسبت به تحصیل و کار بی انگیزه شده و اقدام به تولید و تهیه و نگهداری و توزیع این مواد می کنند. بسیاری از آنها گرفتار شده و در زندان بسر می برند که آنجا خود پایگاهی برای پیدا کردن آشنایان و خبره های بیشتر می شود و برخی دیگر خود را به کام مرگ با دار اعدام می سپارند. اگر بیش از این سهل انگاری شود شاید فرزندان خودمان قربانیان بعدی باشند.

و اما راهکار چیست؟

وظیفه مردم: ما باید همدیگر رو به تبعات و عواقبی که اعتیاد برای خانواده ها ایجاد می کند آگاه سازیم.
هرچه تعداد این سوداگران مرگ در بین نزدیکان مان بیشتر باشد امکان تحصیل و کامیابی فرزندانمان پایین تر است. پس بیایید منافع عمومی را فدای منافع شخصی و منافع فامیلی نکنیم.

لازم است ضمن تلاش برای جلوگیری از ورود افراد فامیل و دوستان به اینگونه عرصه های ننگین ، در صورت ملاحظه فعالیت افراد و باندهای تبهکارانه “حتی اگر از آشنایانمان بودند” بایستی از طریق نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در صدد انهدام این گونه باندهای ویرانگر برآییم و جامعه را از لوث وجود این افراد پاک کنیم.

وظیفه مسئولین: حادثه روستای دیماندول اولین حادثه از این دست حوادث نبوده است و مطمئنا آخرین هم نخواهد بود. مسئولیت مدیران دولتی و امنیتی بیش از خود مردم جامعه است. مسئولین بایستی حتی در صورت سهل انگاری شهروندان و خانواده ها لحظه ای از رصد اوضاع منطقه و سلب آسایش از سوداگران مرگ کوتاهی نکرده و در قبال وظیفه ای که به عهده  دارند خود را در پیشگاه خداوند متعال و مردم مدیون بدانند. اطمینان داشته باشید سهل انگاری مسئولین تبعاتی خواهد داشت که بسیار سنگین تر است.


» در اثر حادثه تاسف بار آتش سوزی در دلفان دو جوان کشته و یک نفر به شدت مصدوم شد…

۷ نظر

  1. متاسفانه پدیده ی شوم موادمخدر در کل کشورمان دیده می شود وبه نوعی کشور را درگیر خود کرده ، که تبعات بسیار منفی بدنبال داشته است. ضمن تشکر از همشهری عزیزم، که این مطلب را زده،این تذکر به نظر بنده به ایشان وارد است که؛ نبایستی با بزرگنمائی اینگونه موضوعات،باعث خدشه به موقعیت کل شهرستان شویم. “با احترام”

    • یعنی به نظر شما به خاطر خدشه نخوردن به شهرستان باید سرمون رو زیر برف کنیم.
      لازم به ذکره که متأسفانه به حدی قبح توزیع مواد مخدر در بین یکی از طایفه های دلفان از بین رفته که اکثر خانواده ها زندانی و محکوم به حبس ابد و اعدام دارن. در بین بعضیا خرید و فروش تریاک کسب حلال محسوب می شه و داشتن پاتوق توزیع مواد توی تهران یک امتیاز بالا محسوب می شه و بنده و شما به خاطر اینکه چهره شهرستان مون خدشه دار نشه و به اصطلاح انگ زیر آب زن بهمون نچسبونن سرمون رو میندازیم پایین و میذاریم هر کی هر کاری دلش خواست بکنه!! ولی بهتون اطمینان میدم با این روند در آینده باید منتظر عواقب وحشتناکش برای بچه هامون باشیم. اون زمان دیگه خیلی دیره!!!!!

      • دوست عزیز و دغدغه مندم سلام ؛ ضمن احترام به شما،بایستی به عرض آن جناب برسانم ، که جملات احساسی ،غیرحقوقی و پیش داورانه شما ،که مجموعه ای از کل طایفه ای از شهرمان را محکوم به توزیع مواد مخدر می نماید، به دور از اخلاق،انصاف و قانون است،شما با این کارتان ، نه تنها دردی از مشکلات و معضلات شهرمان را کم نمی کنید،بلکه باعث حساسیت شدید شهروندان و تشویش اذهان عمومی می شوید… امیدواریم مردم و مسئولین با کار کارشناسانه و با اقدامات فرهنگی، مقدمات و راهکارهای عملی و علمی مقابله با پدیده های شوم اجتماعی از جمله مواد مخدر در کشورمان را بدست آورند.

  2. نویسنده مطلب بالا

    جناب فرهنگی عزیز با سلام
    ضمن احترام نقد شما را می پذیرم ولی به نظر من همین سوداگران مرگ به اندازه کافی باعث خدشه به کل شهرستان شده اند چند وقت پیش دوست عزیزی که دانشجوی دکتری در تهران بود با من صحبت می کرد میگفت اگر تمام همشهریانمان دکترا بگیرند باز هم ذهن مخدوش پایتخت نشینان و مسئولین نسبت به شهر و دیار ما عوض نمی شود. تنها راه چاره این است که ما خود به مبارزه با این پدیده شوم بپردازیم

  3. نویسنده مطلب بالا

    جناب آقای محمدی بابت چاپ مطلب بنده تشکر فراوان دارم.
    واقعیت این است که تخصص بنده با ادبیات فاصله فراوانی دارد اما اتفاقات چند وقت اخیر من را بر آن داشت که درد دلی با همشهریان فهیم خود داشته باشم.

    • در واقع این بنده هستم که باید از شما و سایر دوستان تشکر کنم که با ارائه مطلب ، یادداشت و حتی کامنت های خوبتون نسیم دلفان را در راستای اهداف اطلاع رسانی و مطبوعاتی خود یاری می نمایید.
      سپاسگزارم از همه دوستان و مخاطبان گرامی

  4. با سلام ،سوال من این است :چگونه دولت وملت هشت سال تمام توانستند با کمترین تجهیزات جلوی ارتش عراق و شرق وغرب را بگیرند ولی الان که همه امکانات واطلاعات مهیاست نمیتوانیم با این انگلهای اجتماع برخورد درستی داشته باشیم ؟
    مطمئن باشیم یه جای کار می لنگه!!!
    مردم اطلاعات مربوطه را در اختیار نیروها میگذارند ،ولی ……………!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.