نامه سرگشاده و اعتراض آمیز مدیرعامل شرکت ساماندهی کارگران ساختمانی شهرستان دلفان

سهمیه پایین بیمه تامین اجتماعی کارگران ساختمانی مربوط به شهرستان دلفان در مقایسه با سایر شهرستانهای استان لرستان با اعتراض مدیرعامل شرکت ساماندهی استادکاران و کارگران ساختمانی این شهرستان مواجه شد…


70978455528141385676.jpgنسیـــم دلفـان – محمد پیری در این زمینه با ارسال نامه سرگشاده ای به مسئولین نوشت:

از هنگامی که شرکت ساماندهی استادکاران و کارگران ساختمانی در منطقه دلفان به ثبت رسیده تا به حال، چند سال بیشتر سپری نشده است. در این مدت غالب کسانی که به عضویت شرکت در آمده اند؛ انتظار داشته و دارند که مسئولین ذیربط ترتیبی اتخاذ نمایند تا در ایام ناتوانی و کاهش قوای جسمانی، کارگر و استاد کار بتواند به پشتوانه بیمه بازنشستگی و تأمین اجتماعی زندگی راحت تر و آسوده تری داشته باشد.

 تحقق این مهم امکان پذیر نمی شود، مگر اینکه در توزیع بیمه ها و تخصیص آن به هر شهرستان، بازنگری گردد. بگونه ای که در برنامه بازنگری، معیارها و شاخص های جدیدی توسط اداره تأمین اجتماعی تعریف و لحاظ گردد. تا از طریق آن میزان بدبینی استادکاران و کارگران ساختمانی نسبت به مسئولین مافوق، به حداقل ممکن برسد.

یکی از این معیار ها، نگاه به تفاوت های جمعیتی در هر منطقه می باشد، مثلاً با محاسبه نسبت کارگران به جمعیت هر شهر براحتی می توان میزانهای بالا، متوسط و پائین را در نقاط گوناگون استان مشخص نمود و سپس بر مبنای آن به توزیع بیمه در بین کارگران و استادکاران اقدام نمود.

ما با علم به اینکه آمار جامعه کارگری در سطح استان را بالا می دانیم، اما کم و بیش نیز متوجه این موضوع هستیم که تعداد کارگران، در مناطق مختلف استان با یکدیگر برابر نیست. مثلاً در شهرستان دلفان حدود ۱۵۰۰۰ نفر کارگر، کارت مهارت در رشته های ساختمانی دریافت کرده اند. یعنی از هر ده نفر در این شهرستان یک نفر کارگر ساختمانی است. اما در برخی شهرستان ها چون تعداد افراد با سواد و به تبع آن شاغل در ارگانهای دولتی بیشتر است. لذا، آمار کارگران نیز کمتر می باشد.

براساس موارد یاد شده هم می توان معیار دوم را با توجه به جمعیت شاغل ارائه داد، بدین معنی که در هر شهری که آمار شاغلین در بخش دولتی بیشتر باشد، سهم بیمه کارگری می تواند کمتر شود.

زیرا تمام شاغلین بخش دولتی از بدو خدمت تحت پوشش انواع بیمه قرار می گیرند و به تبع آن بصورت شبکه ای بخشی از وابستگان کارگری خود را نیز ذیل پوشش بیمه قرار می دهند، لذا پسندیده نخواهد بود که اینگونه شهرها بیشتر از دیگر مناطق از بیمه کارگری استفاده نمایند.

معیار سوم عقلانی کردن نوع رابطه بین بیمه شدگان و جمعیت کارگری در هر شهر می باشد؛ بدین معنا در هر جائی که تعداد کارگران بیشتر است، میزان بیمه هم بیشتر شود و در هرجائی هم که تعداد کارگران کمتر است، تعداد افراد تحت پوشش بیمه کارگری کمتر شود. تا نوع رابطه بصورت مستقیم تعریف شود، نه بصورت معکوس که هرجا آمارکارگران کمتر است بیمه اختصاص یافته به آنها بیشتر شود و موجبات نگرانی طبقه کارگر را هم فراهم نماید.

در برخی مناطق استان نیز قضیه می تواند کاملاً متفاوت باشد؛ بدین معنا که جمعیت با سواد کم، آمار شاغلین در نهادهای دولتی پائین و به تبع آن افراد شاغل در صنعت ساختمان بیشتر می شود. در مقابل هم مشاهده می شود گاهی جمعیت باسواد زیاد است؛ همانند شهر نورآباد با ۵۰۰۰ نفر فارغ التحصیل بیکار، و فرصت های خدماتی در بخش دولتی نیز غالباً به افراد غیر بومی واگذار می شود؛ لذا، گرایش نیروهای تحصیلکرده حتی در سطح کارشناسی ارشد به امور ساختمانی- با فعالیت کارگری – بیشتر می شود.

چیزی که در اینجا به عنوان جان کلام مطرح می شود؛ به تعداد افراد بیمه شده در هر شهر بر می گردد. ما به عنوان مدیر عامل شرکت ساماندهی (کاوش دلفان) بر این باوریم که اگر مسئولین ذیربط دراستان، هنگام تخصیص بیمه تأمین اجتماعی، به جمعیت شهرستانها و تعداد کارگران موجود در آنها توجه بیشتری داشته باشند و متناسب با میزان جمعیت، اقدام به توزیع بیمه برای کارگران نمایند، به عدالت نزدیکتر خواهد بود.

مثلاً دو شهر همجوار در استان لرستان که در توزیع جمعیت کشوری فاصله بسیار زیادی با یکدیگر دارند، متأسفانه مشاهده می شود که در توزیع بیمه کارگری کمترین فاصله را با یکدیگر دارند و سهم هر دو از بیمه تأمین اجتماعی نزدیک به هم است.

خوب پیامد نا خواسته این بی توجهی به موضوع چه خواهد بود، نارضایتی و بدبینی. نارضایتی کارگر، خانواده کارگر و تحلیلگران مسائل اجتماعی و سرایت همه اینها به رسانه ها و اشاعه نارضایتی در جامعه  و به تبع آن بدبینی نسبت به کارائی مسئولین و کاهش محبوبیت آنها و …  در نهایت زیر سؤال رفتن مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران حاکم بر آن.

بنا براین، لازم است به جای ایجاد گره در مشکلات با درایت و عقلانیت در راستای باز کردن آنها تلاش شود، این تلاش زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که از لسان مسئولین مربوطه باشد و البته همراه با عمل و افزایش سهمیه بیمه تأمین اجتماعی برای استادکاران و کارگران ساختمانی، به منصه ظهور برسد.

محمد پیری مدیر عامل شرکت ساماندهی استادکاران و کارگران ساختمانی دلفان


در این باره:

» نگاهی به عملکرد شرکت ساماندهی استاد کاران و کارگران ساختمانی (کاوش دلفان)

» تحلیلی بر مصائب کارگران دلفان/ عدم درک صحیح از آسیب های اجتماعی درباره کارگران ساختمانی

 

۳ نظر

  1. جناب پیری عزیز در دفاع از حق مظلومان این قشر ثابت قدم باش،- خدا یار ویاورمظلوم است – دستان پینه زده کارگران و لسان ایشان راه به درگاه خدا دارد و دعا گوی خیر شماست- اینکه برای زحمات شما بظاهرنظری ثبت نشده و شاید مستقیم از جانب ما کارگران تقدیری صورت نگرفته به معنای بی توجهی ما نسبت به زحمات شما نیست ، اجر کار خیر فقط با خداست و بس . اگر ثنا گوی شما نباشیم دعاگوی خیر برای شما و خانواده ات خواهیم بود .

  2. رحمت بر شیر مادرت
    ای کاش سایر مسئولین دلفان هم به اندازه این شرکت خصوصی دلسوز بودند

  3. درود خدا برجناب پیری مرد اخلاق وادب و جوانمردی که همیشه وهمواره از زمان سکان وتاسیس این شرکت که اتفاقا درنوع خودش ضروری و حیاتی بود گامهای زیادی در راستای تامین معیشت و بهبود ارتقا جایگاه کار وکارگر که سفارش رسولان وپیامبران هم بوده است تاکنون برداشته اند میطلبد وانتظار داریم مسولین شهرستان نیز همگام وهمسو بااهداف ومرام نامه شرکت در جهت عملی شدن تغییر وضعیت کارگر توجه ویزه داشته باشند درپایان مجددا توفیقات مدیرعامل محترم رااز خداوند خواستارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.