دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۴۰۲

دلنوشته ای برای یار مهربان داریوش یارالهی

 

هفته نیروی انتظامی بهانه ای شد تا یادی کنم از عزیزی که اگر بود امروز باید از جان و دل به او تبریک میگفتم

✍️ای یار مهربان و ای رفیق نازنین
داریوش جان دوست باصفایم ، بگو من چه کنم با این دل بی قرارم ، چه کنم با گرد غریبی که ماه هاست سایه بر جان و دلم افکنده است…
یار مهربان من ، پس از ماه ها از سفر ابدی ات هنوز و هر لحظه انتظار دیدن لبخندهای مهربانت رنجم می دهد ، چایی زغالی که در کنارت میخوردم روح و جانم را صیقل می داد ، گویی که معجونی از آرامش نوشیده بودم و چقدر نوشیدن این چایی زغالی در کنار برق نگاه های تو و در کنار خنده هایت لذت بخش بود…

نمیدانم در آخرین سفرت در این دنیا و در جوار حضرت عشق اباعبداللله الحسین (ع) چه آرزو کردی و چه طلب کردی که در کوتاه ترین زمان ممکن ، هنوز گرد خستگی راه از تن نشسته بودی چشم بر دنیای ما بستی و جهانِ دیگر در پیش گرفتی!

نمی دانم چه طلب کردی اما اگر آرزوی رفتن کرده باشی ، این را بگویم دوست شوخ طبع من ، به همه آنهایی که عاشقانه دوستت داشتند ظلم کردی ، شاید همه حتی همسر و فرزندانت تو را ببخشند اما این را بدان من هرگز این بی وفایی ات را فراموش نخواهم کرد…

داریوش نازنین! تو را به همان سیدالشهدا که به دیدارش رفتی قسمت میدهم برای یکبار هم که شده به خوابم بیا و دل بی قرارم را التیام بخش

عزیزترین رفیق من ، هفته نیروی انتظامی رو به روح پاک و بی آلایشت و همه همکاران شهیدت در آن دیار ابدی تبریک می گویم.

روحتان شاد و یادتان گرامی باد.

✍️رضا محمدی


 
Skill
50%

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *