شنبه , ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

تحلیلی بر رد صلاحیت های افراد شاخص

 

✍️ علی محمد نظری
در این نوشتار قصد دفاع از عملکرد شورای نگهبان و زیر مجموعه های آن در استانها و شهرستانها را ندارم که به آنان نیز گلایه ها وایراداتی وارد است.
اما بحث رد صلاحیتها در تمام کشورهای جهان در قالب ها و به شیوه های گوناگون مرسوم و انجام می گیرد چنین نیست که هر کس اراده کند بتواند بر مسند مسئولیت یا مدیریتی قرار بگیرد، برای تصدی مسئولیتها فرایندهای گوناگونی در کشورهای مختلف وجود دارد.
اینکه برخی افراد شاخص رد صلاحیت می شوند از دیدگاه نگارنده یک امر پسندیده و مقبول است.
وقتی افرادی از صداقت مردم سوء استفاده می کنند و با دهها وعده وعید بر احساسات پاک مردم سوار می شوند و به محض رسیدن به قدرت نه تنها در جهت شعارهای اعلام شده گام بر نمی دارند بلکه گاها بر خلاف آن حرکت می کنند و حاصل آن سرخوردگی مردم است باید رد صلاحیت شوند.
وقتی که افرادی بر خواسته از رای مردم در جایگاه های استراتژیک با در اختیار داشتن اهرمهای مدیریتی بجای برداشتن فشارها از روی مردم آنچنان عرصه را بر آنان تنگ می کنند که روزی چند بار مرگ خود را از خدا طلب کنند باید رد صلاحیت شوند.
وقتی که مردم می بینند کشورشان دارای انواع معادن و نعمت های خدا دادی هست و تنها با بهره گیری از صنعت نفت و یا پترو شیمی، یا معادن می توان کشور را حتی با جمعیتی دو برابر در کمال رفاه وآسایش اداره کرد ولی باند بازی و قشری نگری و زد و بندهای پشت پرده مانع توسعه پایدار و امنیت اقتصادی می شود عاملین آن در هر لباس و مسند و جایگاهی باید رد صلاحیت شوند.
وقتی که فساد در برخی ارکان اقتصادی تا مدیران ارشد در بانک مرکزی یا وزارت خاصی پیش می رود و امید مردم را تبدیل به یاس و نا امیدی می کند بانیان و عاملین این وضعیت باید رد صلاحیت شوند.
وقتی که وزیری بعد از سالها در مسند وزارتی مثل مسکن و شهر سازی از اینکه در دوره صدارت خود یک آجر روی آجر نگذاشته است به خود می بالد و ژست قهرمان بخود میگیرد نه او بلکه مدیران بالا دستی او هم باید رد صلاحیت شوند.
حق و حقوق مردم در شعارهای دهان پر کن نیست آنچه که جامعه ما بدان نیاز دارد بهره مندی از نعمتهای موجود در کشور است ، توقع مردم مدیریت درست همین منابع موجود است .
وقتی مدیران یا مسئولینی بجای خلق سرمایه ، قدرت و لیاقت استفاده از همین منابع موجود را ندارند حتما باید رد صلاحیت شوند.
در همین کشورهای همجوار عربی که روزی ما آنها را بیابانگرد و پا پتی می پنداشتیم چه تحولاتی ایجاد شده ؟! چقدر برای رفاه مردم کار کردند ؟! با مدیریت صحیح حتی تا آستانه افتتاح شهرهای هوشمند با تمام امکانات مدرن در این بیابانهای برهوت پیش رفتند . مردم مقایسه می کنند مسئولین خود را با آنها وقتی می بینند اینها آنچنان دل در گرو مردم ندارند و با مکر و فریب در ایام انتخابات بدنبال منافع خود هستند جز انتظار رد صلاحیت آنان چه توقعی می توانند داشته باشند.
برای مردم ما این بازیها و پنهان شدن در پشت برخی شعارها و تند گویی های مصلحتی دیگر تکراری است. اتفاقا بدلیل آنچه که در طول چند دهه گذشته مدیران نالایق بر سر منابع وامکانات این کشور آوردند تیغ رد صلاحیتها باید تیز تر از آنچه که هست باشد والبته درست یقه مسببین گرفته شود . غیر از این هر نوع نگاه دیگر برای رد صلاحیتها یک خود زنی تاریخی محسوب خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *