افزایش یک نماینده یک فرصت است/یاداشتی به قلم علیرضا طاهری نیا

جوامعی که نظام سیاسی آنها مبتنی بر پارلمان و مجلس است؛ بیشترین قدرت تصمیم گیری آن کشور در مجلس ظهور و بروز می یابد…



نسیـــم دلفـان – نهاد تصمیم گیر  و نظارتی مجلس نقش  سر  را در تن آدمی دارد چنانچه این مرکز پر قدرت؛ خلاق؛ برنامه ریز؛ باهوش و… باشد بدون شک تنه؛ اعضاء و جوارح نیز در همان راستا حرکت خواهند نمود و هرگز سعی نخواهند داشت از مسیر طراحی شده عدول نمایند زیرا از سویی احتمالاً ره به خطا خواهند برد و آنچه انجام خواهند داد در کلیت به امری ابتر و دم بریده تبدیل خواهد شد و از سویی دیگر مورد هجمه و بازخواست مجلس قرار خواهد گرفت.  با بیان این مقدمه مبتنی بر اهمیت جایگاه مجلس در نظام های مردم سالار می بایست اذعان نمود تلاش برای هر چه پر بار شدن این نهاد تصمیم گیر؛ امری عقلانی و مبتنی بر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی یک ملت رو به پیشرفت است.

یکی از راه های پر بار شدن مجلس افزایش تعداد کمی نمایندگان آن است که در شرایط فعلی گام مهم برای این افزایش از سوی دولت و در ادامه ی آن از سوی کمیسیون شوراها برداشته شده است. در طرح فعلی به تعداد نمایندگان استان یک نفر افزوده می شود. امری که تحقق آن صرفاً  نباید به پایه چند نفر نوشته شود زیرا آنچه که به این امر منجر شده است محصول فرایندی است که در شکل دهی و برساخته شدن آن نخبگان عرصه های گوناگون سیاسی؛ اجتماعی؛ علمی و فرهنگی نقش ایفا نموده اند. این نوشتار تحلیلی از فضای موجود و آینده را تشریح می نماید.

فرار از رقابت نامتوازن

 رقابت نامتوازن جمعیتی سال هاست دامن گیر بخش هایی از استان شده است به گونه ای که در حوزه های انتخابیه سلسله و دلفان بخشی از پتانسیل های این دو شهرستان مصروف طایفه و شهرگرایی ها می شده است. در این عرصه انتخاب گزینه ی اصلح همیشه در معرض خطر اِکتفا  و قانع شدن به حداقل ها و همشهری بودن ها به فراموشی سپرده می شده است.  آنانی که در طول ادوار گذشته به عنوان وکلای این مردم وارد مجلس شده اند بدون شک از وجاهت شخصیتی کافی برخودار بوده اند اما همواره جای این سوال باقی مانده است؛ در طول این دوران مردم و انتخاب کنندگان آیا فرصت و امکان آنرا داشته اند که فارغ از هر گونه تفکر انحرافی مانند طایفه گرایی به دنبال انتخاب اصلح باشند. هر چند باید اذعان داشت؛ طایفه گرایی، ملیت گرایی به خودی خود امری مذموم نیست اما آن هنگام که در انتخاب ها به جای حداکثر گرایی و ادای تکلیف شرعی و انسانی؛ به حداقل ها اکتفا می شود امری ناپسند و مخالف اصول ارزشی انسانی و شرعی خواهد بود.

افزوده شدن یک نماینده به این بستر پر آشوب باعث می گردد؛ بخشی از این رقابت یعنی شهرگرایی از بین برود و امکان انتخاب اصلح با فراغ بال بیشتری اتفاق بیافتد هر چند ممکن است چالشی در سطحی خردتر شکل بگیرد.

• افزایش قدرت چانه زنی

بخشی از قدرت رای و نظر نمایندگان در تصویب لوایح و طرح ها به میزان ارتباط آن لوایح و طرح ها با منافع و نیازهای حوزه های انتخابیه آنهاست؛ به گونه ای که موافقت و یا مخالفت یک یا گروهی از نمایندگان ناظر بر شرایط بر آمده از آن حوزه هاست. در این عرصه مجمع نمایندگان استان ها در مواقع لازم علاوه بر هماهنگی های لازمی که می بایست در سطح استان های خود انجام دهند  تلاش می کنند نمایندگان سایر استان ها را با خود همراه سازند. نمونه ی واضح و آشکار این موضوع تبدیل بحران دریاچه ی ارومیه از یک بحران استانی به یک بحران ملی و یک واقعه ی زیست محیطی در سطح منطقه از سوی نمایندگان استان های آذربایجان شرقی و غربی و همچنین نخبگان علمی و سیاسی است. پس می توان گفت قدرت چانه زنی ۱۰ نماینده بسیار بیشتر از ۹ نماینده است. ۱۰ نماینده می توانند از مسئولین با قدرت بیشتری انتقاد کنند و طرح هایی را به مجلس ارائه نمایند که در قدرت  تعداد نمایندگان کمتر وجود ندارد. یک نماینده بومی بسیار راحت تر می تواند از حقوق هم استانی هایش دفاع کند تا وقت زیادی را صرف متقاعد نمودن یک نماینده غیربومی برای حمایت از شرایط استان بنمایند. از طرفی داشتن یک رای بیشتر در مجلس یعنی امکان  و پتانسیل حفظ یا حذف یک وزیر در کابینه ی یک دولت.

افزایش کیفیت گرایی

در کنار افزایش کمی تعداد نمایندگان؛ شرایط پیش آمده باعث می گردد که احتمالاً سطح  کیفی نمایندگان استان نیز افزایش بیابد زیرا با حفظ و ثابت نگاه داشتن سایر متغییرها؛ انتظار می رود که مردم در انتخابات به کیفیت، کارآمدی و صلاحیت کاندیدها توجه بیشتری نشان دهند و این فاکتور مغفول مانده در حداقل دو حوزه ی مجزا شده به عنوان بخش بسیار مهمی از یک فرایند مردم سالارانه در عرصه ی انتخابات نمود پیدا کند. امری که در آن حق انتخاب کنندگان محفوظ می ماند و آنها از روی عدم چاره برای فرار از غیر بومی بودن نماینده به سوی انتخاب های دیگر نروند.  با این همه بر این باوریم که تحلیل و تبیین مقوله کارآمدی و ملاک تشخیص کاندیدای کارآمد خود مقوله ایست که باید از سوی کارشناسان مورد بحث قرار گیرد.

 از سویی دیگر کاندیداهای عرصه ی انتخابات به علت محدود شدن گستره ی جغرافیایی  به راحتی نمی توانند دست به دامن فعالیت های غیر شفافی مانند طایفه گرایی و شهرگرایی شوند زیرا مردم به قدری آگاه  و هوشیار هستند که بدانند هر اتفاق میمون و خوشایند در گوشه ای از یک شهرستان شکل بگیرد بدون شک مواهب آن تمام شهرستان را در بر خواهد گرفت و نمی تواند یک فرد لایق و توانا را به بهانه ی طایفه گرایی تخریب و یا حذف نمود. کاندیدها می بایست برای ماندن در عرصه ی انتخابات بر کیفیت کاری خود بیافزایند و برنامه محور بودن و… وجه تمایز کاندیدها خواهد بود.

مهمترین دست آورد تفکیک حوزه های انتخابیه احتمال افزایش و گفتمان غالب شدن یک نکته ی مهم عقلانی و شرعی است.  بنابر نظریه ی انتخاب عقلانی، افراد همواره سعی می نمایند کسی را مورد انتخاب قرار می دهند حداکثر مواهب را برای آنها داشته باشد مواهبی که نه در بازه ی زمانی کوتاه مدت بلکه در یک فرایند بلند مدت تحقق پیدا خواهد کرد. از منظر دینی و شرعی امکان ادای تکلیف شرعی برای جامعه ی مسلمان فراهم می شود زیرا در این شرایط و مبتنی بر اعتقادات دینی فرد اقدام به انتخاب فرد اصلح خواهد کرد تا به خدا و رسول خدا و امت وی خیانت نکرده باشد.

افزایش نقش و تأثیر نخبگان

نخبه به فردی اطلاق می شود که در یک حوزه ی فعالیتی دارای توانایی ویژه ای بوده و در آن عرصه  از آنها به عنوان یک متخصص نام برده می شود. اطلاق این واژه بیشتر در حوزه های علمی دیده می شود اما از دیدگاه پارتو در عرصه های مختلف اجتماعی نخبگان دیده می شوند که در فرایندهای اجتماعی جامعه همواره شاهد گردش  و جابجایی آنها خواهد بود. در جامعه امروزین و در عرصه ی سیاست آنان که نخبه ی  سیاسی محسوب می شوند ممکن است پتانسیل و ظرفیت ایجاد شده در این عرصه را از حوزه های دیگر به عاریت گرفته باشند. به عنوان مثال افرادی که به لحاظ علمی و تحصیلات دانشگاهی و مدیریتی در سطوح بالایی قرار دارند و یا آنان که به لحاظ اجتماعی و پایگاه خانوادگی در شرایط مناسبی قرار داشته و از منزلت اجتماعی خانوادگی بالایی برخوردار هستند. سرمایه ی ایجاد شده در این عرصه ها را به دنیای سیاست آورده و از این پتانسل بهره ی لازم را خواهند گرفت. در هر دوره ای گروهی از نخبگان به عنوان تأثیر گذارترین افراد عمل خواهند نمود. نخبگان به عنوان مهمترین بازی گران عرصه ی انتخابات ممکن است مبتنی بر منفعت فردی و یا منفعت جمعی در جامعه نقش بازی کنند.

هر اندازه منفعت گرایی به سمت کل گرایی پیش برود به همان میزان آنچه از صندوق آرا بیرون خواهد آمد گزینه ی مناسب تر برای تحقق اهداف جامعه و حوزه ی انتخابیه خواهد بود. در شرایط آینده صرفاً نخبگان قومی و قبیله ای تأثیر گذار نخواهند بود بلکه سایر نخبگان در سایر عرصه ها فرصت لازم؛ برای ایفای نقش خود را خواهند داشت به شرط آنکه قدرت خود را باور داشته و گستره فعالیت خود را به درستی تشخیص دهند. به عنوان مثال نخبگان فرهنگی؛ بازاری؛ ورزشی و فعالین عرصه ی اجتماعی توان عرض اندام پیدا خواهند نمود.  در شرایطی که گستره ی جغرافیایی محدود باشد آنچه برجسته خواهد شد و به عنوان گفتمان غالب خود را نشان خواهد داد بر آمده از تضارب آرا و افزایش گفتگوهای دو نفره و چند نفره جاری در عرصه ی اجتماعی و در میان نخبگان خواهد بود. نخبگان برای برساخته شدن خواست خود می بایست با سایر نخبگان در عرصه های دیگر گفتگو نمایند تا حداکثر منافع برای جامعه نمود یافته و نزدیک ترین افراد به خواسته های عموم جامعه خود را در معرض انتخاب جامعه قرار دهند.

علیرضا طاهری نیا دبیر و کارشناسی ارشد پژوهش اجتماعی ataherinia57@gmail.com

۶ نظر

  1. لطفا جواب این مقاله رو بدید نویسندگان خرم ابادی با نشر تراوشهای ذهن خودشون این یکی دو ماه فعال شدن سعی در گرفتن نماینده مجلس دارن
    http://yaftenews.ir/2014-08-22-19-23-33/6356-namayan.html

  2. دلفانی میگه صغری و کبری نمیخاد

    در جواب نویسنده خرم آبادیباید عرض کنم: موقعی که دلفان ۱۵۰ هزار نفر جمعیت داره و پانصد روستا که اکثرا در مناطق کوهستانی و صعب العبور و یخبندان زمستانی رو داره چرا این واقعیات رو که اظهرو من الشمس هستند نادیده میگیریم و حق را زیر پا میگذاریم و خودخوهانه استدلال میاریم. حرمت قلم را بیش از این باید حفظ کنیم. قلم بدون تعهد تجارت و سوداگری است سوداگر نباشیم

  3. مقاله خوبی نوشتی مرسی زیبا بود. همه باید تلاش کنیم این فرصت را از دست ندیم

  4. با سلام
    افزایش یک نماینده فرصتی است که ده سال یک بار در مجلس به وجود می آید بیایید با تدبیر و تصمیم درست از فرصت به وجود آمده حداکثر استفاده را ببریم به خاطر منفعت های شخصی با سرنوشت ۲۵۰ هزار نفر بازی نکنیم

  5. رضا حسن مطرب

    در مناطق محروم داشتن نماینده البته از نوع توانمندش یک یک سرمایه گذاری است که مردم سرمایه های اندک خود را روی هم گذاشته و آن رادر منطقه خود بکار می گیرند . متاسفانه واقعیات موجود نشان می دهد که مردم در این حوزه انتخابیه علاقهمند به این مقوله نیستند.

  6. واقعاگل گفتی اقای طاهری.ایکاش مسعودفرج الهی هم مثل شماقلمفرسایی میکرد.نه باعقده وغرض راجع به نماینده ای که یک عمرسنگ اورابه سینه میزدندوهمیشه ازمقام اوسواستفاده میکردنداینچنین مطالب بی اساسی رانگارش کند.واقعا مثل نمکدان شکستن برازنده اوست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.