آیا لری و لکی زبان‌اند؟ / نوشته علی ایتیوند- پژوهشگر زبان و فرهنگ لر

چکیده:

کسانی را این ادعاست که زبان لری ، لکی گویش هایی از زبان کردی‌اند و یا لری گویشی از زبان فارسی است. که این سخن را نمی‌توان درست دانست، چرا که از دیدگاه خاص تعریف زبان ، لری و لکی دارای قاعده‌های آوایی، معنایی و دستوری متفاوتی با زبان کردی و فارسی می‌باشند. و تنها اشتراک واژگان باعث گویش شدن برای یک زبان نیست. آری فارسی ، لری ، کردی و لکی همه گویش‌هایی از زبان پارسی باستان یا زبانی کهن‌تر از زبان پارسی، زبان هندواروپایی، می‌باشند.

 

 

 

علی ایتیوند-پژوهشگر

نوشته علی ایتیوند-پژوهشگر زبان و فرهنگ لر

مقدمه:

در این مقاله به این می‌پردازیم که آیا لُری و لکی زبان هستند یا که خیر ؟ البته من ادعایی ندارم که زبان‌شناسم بلکه بر اساس آنچه خوانش داشته‌ام سخنان خود را در این باره به میان می آورم.

اما اینکه لکی و لری، که مردمانی در غرب کشور بدان تکلم می‌کنند زبان می‌باشند یا که خیر؟ نیاز به تعریفی جامع و کلی از زبان هستیم. و بایست ویژگی‌های آن را بیان کنیم. و به سخنی باید آن را ترازویی قرار دهیم که با قرار دادن لری و لکی و یا هر گفتاری که می‌خواهیم بدانیم که آیا زبان است یا که خیر ؟ به پاسخ خود برسیم.

زبان را از چند دیدگاه می‌توان تعریف کرد:

  • از دیدگاه عام
  • از دیدگاه خاص
  • از دیدگاه اخص
  • از دیدگاه خاص مِن اخص

دیدگاه عام بدین معنی که ویژگی‌های عام آن را تعریف کنیم. و دیدگاه خاص بدین معنا که ویژگی خاص آن را بیان کنیم. (البته ما هنوز درباره موجودیت خود زبان و تعریف آن بحث می‌کنیم نه لری و یا لکی). و ویژگی‌های اخص یک زبان ، که بر اساس آن به تعریف اخصی از زبان می‌رسیم و ویژگی خاص مِن اخص همان دیدگاهی است که بر اساس آن می توان بیان داشت که آیا لکی و یا لری یک زبان محسوب می‌شوند یا خیر؟

تعریف عامی که از زبان گفته شده است ، اینکه : « زبان ابزاری برای پیوند و ارتباط است» و این ابزار دارای ویژگی‌هایی است به قرار زیر:

  • مجموعه ای از نشانه‌ها
  • قراردادی که بر روی نشانه‌ها نگاشته شده است.

تعریفی که از نشانه گفته شده است ، اینکه « هر چیز که نماینده ی چیز دیگری جز خودش باشد نشانه نامیده می‌شود . یا ، بنا بر تعریفی که در منطق قدیم از « دلالت » می‌کنند ، بودن شیء است به نحوی که از علم به آن حاصل آید علم به شیء دیگر . » ، اما این تعریف یک تعریف کلی است و تعریفی که ما برای زبان خواستاریم در آن بیان نشده است. بنا براین نشانه ها را به انواعی تقسیم کرده‌اند:

نشانه‌ی تصویری:

یعنی نشانه‌ای که میان صورت و مفهوم آن شباهتی عینی و تقلیدی باشد . مثلا نقش مار که بر خود مار دلالت می‌کند. فقط به سبب مشابهت ظاهری است که می توان از اولی به دومی راه برد.

نشانه‌ی طبیعی ( عقلی و طبعی):

یعنی نشانه‌ای که میان صورت و مفهوم آن رابطه‌ی همجواری یا تماس باشد مثلاً رابطه میان دود و آتش. این رابطه از مقوله‌ی علیت ، یعنی مبتنی بر توالی علت و معلول است : آتش علت است و دود معلول آن . فرق این نشانه با نشانه‌ی وضعی در این است که عالماً عامداً به قصد ایجاد ارتباط به وجود نیامده است.

نشانه‌ی وضعی :

یعنی نشانه‌ای که میان صورت و مفهوم آن نیز رابطه‌ی همجواری و پیوستگی باشد ، اما رابطه‌ای قراردادی ، پس اکتسابی نه ذاتی و خود به خودی . بنابراین بر مبنای قاعده‌ای است جاری و مستعمل (عرف و عادت) نه بر اساس مشابهت صوری یا بستگی علت و معلولی ، چنان که دلالت صوت اسب بر معنای اسب، که تا مسبوق برقرارداد تصریحی یا تلویحی میان گوینده و شنونده نباشد مفهوم نخواهد شد. می‌توان گفت که نشانه‌های تصویری و طبیعی نزد همه‌ی جوامع بشری تقریباً یکسان یا لااقل بی نیاز به آموختن قابل درک است و حال آن که نشانه‌های وضعی مسبوق بر آموزش و فراگیری است و بنابراین نزد جماعت دیگر است. به همین سبب است که مثلاً به آن حیوانی که درفارسی « اسب » می‌گوییم در عربی « فرس» می‌گویند. البته پایه‌ی هر زبانی بر دلالت وضعی داشت، اما دلالات دیگر نیز به مقیاسی کمتر در آن به کار است. مثلاً گروه الفاظی را که در آن دستور زبان «اصوات» می‌نامند می‌توان از مقوله‌ی دلالت طبعی شمرد و گروه الفاظی را که به « نام آوا » معروف است ، یعنی الفاظی را که به تقلید از اصوات موجود در طبیعت ساخته‌اند، مثلا « شرشر» آب و «خرخر» خواب، می‌توان از مقوله‌ی دلالت تصویری دانست. یا اگر در اکثر زبان‌ها برای تمیز مفرد از جمع، حرفی یا حروفی بر کلمه‌ی مفرد می‌افزایند تا جمع شود و نه بر کلمه‌ی جمع تا مفرد گردد خود مبین دلالت تصویری است.

نکته‌ای که بایست گفت اینکه : بسیاری از نشانه‌ها ممکن است تغییر دلالت دهند، یعنی از گروهی به گروه دیگر بروند. فی المثل دود، آنجا که دلیل آتش باشد، از نشانه‌های عقلی است، ولی چون نزد بعضی قبائل سرخ پوست آمریکایی به نشانه‌ی اعلام جنگ یا خطر به کار رود در شمار نشانه‌های وضعی خواهد بود، چون مسبوق بر قرارداد و اکتساب و نیز قصد ایجاد ارتباط است. و بسیاری از نشانه‌ها ممکن است ترکیبی از دو یا سه نوع باشند. مثلا در علائم راهنمایی و رانندگی، نشانه‌ای که دلالت بر پیچ جاده می‌کند متشکل از نشانه‌ی تصویری و نشانه‌ی وضعی است و حال آنکه علامت توقف اجباری (مثلثی که راسش به طرف پایین است) صد در صد وضعی است.

پس می‌توان بیان داشت که منظور از نشانه‌ها در تعریف عام زبان همان نشانه‌های وضعی می‌باشد. و قراردادها بر روی نشانه‌ها وضعی بسته می‌شود. و هر نشانه چون سکه‌ای دو رویه است که یک رویه بر رویه‌ی دیگر دلالت می‌کند. رویه‌ی نخست «دال» و رویه‌ی دوم «مدلول» و رابطه ی میان آنها «دلالت» نامیده می شود (۵) (در مورد کلمه ، دال را « لفظ » و مدلول را « معنی » هم می گویند ).بر طبق منطق قدیم ، دلالت از دو جزء تشکیل می شود : دال و مدلول ، و مدلول نزد بسیاری از منطقیان با شیء خارجی یکی است . اما باید دانست که مدلول ( یا معنی در مورد کلمه ) همان شِیء خارجی نیست ، بلکه بر شیء خارجی دلالت می کند . همچنان که دال بر مدلول. پس برای رسیدن از نشانه به شیء یا عین خارجی ، باید از دو مرحله ( دلالت ) گذشت : دلالت دال بر مدلول و دلالت مدلول بر شیء خارجی . مثلا با شنیدن لفظ دیوار به معنای دیوار و از معنای دیوار به خود دیوار پی می بریم . و این نکته را هم باید در نظر داشت که بسیاری از کلمات که طبق تعریف از لفظ و معنی تشکیل شده اند در عالم واقع مصداق ندارند: چنان که مثلا حروف ربط و افعال. همچنین در مورد اسماء که معمولاً نماینده ی شیء مشخصی در عالم خارجند، اگر از اسماء معنی و اسمایی که مصداق آنها فقط در تخیل است ( مانند دیو و جن و پری و سیمرغ ) هم صرف نظر کنیم ، باز اسماء ذات را همیشه به یقین نمی توان دارای عین خارجی دانست : کلمه ی سیب بر مفهوم کلی و انتزاعی سیب دلالت می کند نه بر فلان سیب معین مشخص واقعی. پس مسئله زبان از نگاه تعریف عام مسئله ی دال و مدلول و دلالت است ، نه مسئله ی اعیان خارجی ، یعنی واقعیت.

نکته ای که در این جا بایست ذکر شود ، تفاوت میان تعریف علامت و تعریف نشانه است و آن اینکه : « نشانه ، که مجموعه ی دال و مدلول و دلالت باشد ، امری است خاص بشر و حال آن که علامت ، یعنی چیزی که قابل تجزیه به دال و مدلول و دلالت نیست ، مشترک میان انسان و حیوان است .» و نشانه متغیر است اما علامت ثابت. مثلاً واکنش آدم در مقابل برخورد دست او با آتش و واکنش زبانی او در برابر شنیدن یک سخن. در موضوع اول ، آدمی خود به خود دست خویش را پس می کشد و در موضوع دوم با تأمل و تفکر واکنش زبانی خویش را نشان می دهد. پس در اولی ، واکنش آدمی ، علامت است و در دومی واکنش زبانی او نشانه است. و می توان تفاوت علامت با نشانه را در این دانست که اولی یک دست و یک پارچه است و دومی قابل تقطیع و تقسیم به اجزاء.

بر این اساس برای تعریف زبان از نگاه عام گفت ، یکی از ویژگی های زبان از دیدگاه عام آن ، تقطیع پذیری آن است. و کار اساسی زبان این است که ، به حکم سازمان درونی خود ، واقعیت یک پارچه ی دنیای خارج از نخست تقطیع می کند و سپس بر مبنای همین تقطیع به آن سازمان و تشکل می بخشد . و قوه ی تمثل آدمی در زبان او به نهایت خود می رسد . به عبارت دیگر ، زبان عالی ترین جلوه گاه این قوه است . دستگاه های ارتباطی دیگر بشر نیز یا از زبان منشعب شده یا بر اساس آن نظم گردیده اند.

پس از نگاهی می توان برای تعریف زبان بیان داشت که زبان مجموعه ای از نشانه ها است ، و مجموعه ی نشانه های زبان یک کل منضبط و مرتبط می سازد که یک یک عناصر متشکل آن ، بر طبق قواعد و اصول خاصی که در هر زبانی با زبان دیگر تفاوت دارد ، به یکدیگر وابسته و پیوسته اند ، چندان که بعضی مدعی شده اند که اگر یک جزء در هم بریزد یا تغییر یابد دیگر اجزاء و به تبع آن در هم می ریزند یا تغییر می یابند . و می توان گفت که زبان یک سیستم است. و برای تعریف زبان می توان این را گفت که « زبان عبارت از وسیله ی ارتباطی است که از نشانه استفاده می کند و متکی بر نظام یا دستگاه منسجمی ست ،و اجزاء آن بر طبق قواعد معین مشخصی با یکدیگر ترکیب می شوند تا بر معانی دلالت کنند.»

پس ویژگی های عام زبان:

۱٫ یک ابزار ارتباطی

۲٫ رساندن پیامی برای پیوند و ارتباط

و ویژگی های خاص یک زبان:

۱٫ داشتن نشانه ها و استفاده از آنها

۲٫ داشتن یک نوع قرارداد برای به کار بستن آن نشانه ها برای ارتباط

می توان ، نشانه های زبان را همان واژگان زبانی دانست و قرارداد آن را قاعده های آن بیان کرد و بر این اساس گفت که :

۱٫ قاعده آوایی زبان « چگونگی تولید صدا بوسیله اندامهای صوتی انسان ».

۲٫ قاعده معنایی زبان : « ارتباط میان واژه و معنا ».

۳٫ قاعده دستوری زبان «قاعده های ترکیب واژگان برای دلالت بر معانی».

برای تعیین ویژگی های اخص یک زبان می توان گفت:

۱٫ داشتن قواعد آوایی ، معنایی و دستوری

۲٫ داشتن فرهنگ واژگان

تا بدین جا می توان بیان داشت که لکی و لری :

از نگاه تعریف عام زبان ، یک زبان محسوب می شوند. چرا که لری و لکی یک نوع ابزار ارتباطی بین مردمانی از غرب کشور ایران هستند.

از نگاه تعریف خاص هم زبان هستند ، چرا که دارای نشانه و قرارداد هستند.

از نگاه اخص هم می توان گفت که لکی و لری یک زبان محسوب می شوند ، چرا که دارای یک نوع قاعده آوایی ، معنایی و دستوری می باشند. و نیز یک فرهنگ واژگان نیرومند را دارا می باشند.

اما از نگاه خاصِ مِن اخص … .

متن :

از دیدگاه خاصِ مِن اخص به ریشه‌ی آن زبان پرداخته می شود. و نیز به زمان پیدایش آن زبان و نیز نمودار رشد و تغییرات آن زبان تا به اکنون پرداخته می شود. حال زبان لکی و زبان لری (که بر اساس تعریف عام ، خاص و اخص ، زبان می‌باشند) را آیا می شود از نگاه خاصِ مِن اخص زبان نامید یا که خیر؟ به زبانی ساده تر آیا زبان لری و زبان لکی (که بر اساس تعریف عام ، خاص و اخص ، زبان می باشند.) در ۲۰۰۰ سال پیش به همین گونه‌ای که اکنون به کار برده می شود ، مورد کاربرد بوده است. این سخن را تا به اکنون کسی مدعی نشده است و فکر کنم هیچ وقت هم کسی مدعی نشود. چرا که زبان ۱۰۰ سال پیش مردمان لر و لک با زبان اکنونشان زمین تا آسمان تفاوت دارد. زبان‌شناسان زبان‌های مادر را این گونه بیان کرده‌اند:

۱٫ زبان‌های هندو اروپایی

۲٫ زبان‌های سامی

۳٫ زبان‌های حامی

۴٫ زبان‌های اسلاوی

۵٫ زبان‌های مالایی (چینی ، ژاپنی)

و می‌گویند که همه زبان‌هایِ مورد کاربرد امروز ریشه خود را از این زبان ها می‌گیرند. و زبان‌های موجود در ایران (که بر اساس تعریف عام، خاص، اخص، زبان می‌باشند) را از گونه زبان هندواروپایی خوانده‌اند. و سیر رشد زبان‌های ایرانی را این‌گونه بآورده‌اند:

۱٫ زبان پارسی باستان …………… ۲٫ زبان اوستایی …………… ۳٫ زبان پارسی میانه ………….. ۴٫ زبان پهلوی ساسانی ……………. ۵٫ زبان های ایرانی اکنون

زبان فارسی و لری را از زبان پهلوی ساسانی ذکر می‌کنند.

زبان لکی را از زبان پارسی باستان و پهلوی اشکانی می‌خوانند.

زبان کردی را از زبان اوستایی می‌گویند.

جدول‌های زیر مقایسه واژگان لری ولکی با زبان‌های باستانی (پارسی باستان ، اوستایی و پهلوی)

پارسی باستان

پارسی باستان

آوانویسی

لکی

کردی

فارسی

لُری

جیوا

jiva

زِنئ

زینه

زنده

زِنَه

دیُ

diu

دی‌یین

فتراق، رونین

دیدن

دی‌یِن

زم

zam

زَمین

زهوین

زمین

زِمی

تاو

tav

آؤن ، تَو ، آز ، تآو

گو

نیرو

آز

هازونا

hazuna

زون

زوان

زبان

زُن

وارماکا

varmaka

ورک

بره

بِرَه

اوستایی

اوستایی

لکی

فارسی

کردی

لری

آتِر

آگر

آتش

ئاگِر

تَش

سارَه

سر , کپو

سَر

سَر

سَر

سَخوار

ساخ ، قسَه ، گپ

سُخن

قِسَه

گَپ

گئسو

گئس ، زلف

گیسو

گیس

گئس

دئوَه

دئو ، لؤیلِگ

دیو

دیو

گئس

گئو

گآ ، مِن.گآ

گاو

منگآ

گآو

رَه آُخشُن

روشن ، گیسِنآگ

روشَن

روشِن

روشِن

ایسؤیَن

آؤنیآ

توانا

تووانا

آزداز

اوروپی

روآ

روباه

رووی

رُوآ

هیزو

زون ، زُن

زبان

زان

زُن

ایژَه

عیسَه ، عییژ

آرزو

آرزو

آرزو

پهلوی

 

لکی

لری

اوستایی

پهلوی

فارسی

زمون

زمون

دمان

زمان

زمان

البرز

البرز

هرابرزه

هربرز-البرز

البرز

جأشن

جَشن

یَز

یَزن

جشن

مإرخ

مرخ

مِرِغه

مُرو

مُرغ

چرین ، لررین

چرا

چَنگَر

چَرَک

چرا (چریدن

)

مون

مون

ماوِنگه

ماوس

ماه

هو

ر

افتاو

هُوَرَخشَیته

خورشید

خورشید

بر اساس دیدگاه اسلام که همه انسان‌ها را فرزندان حضرت آدم (ع) می‌خواند ، پس زبان همه آدمیان در ریشه یکی است اما به خاطر قرار گرفتن در موقعیت‌های مختلف جغرافیایی و … زبانشان دستخوش تغییر شده و متفرق شده‌اند.

کسانی را این ادعاست که زبان لری ، لکی گویش هایی از زبان کردی‌اند و یا لری گویشی از زبان فارسی است. که این سخن را نمی‌توان درست دانست، چرا که از دیدگاه خاص تعریف زبان ، لری و لکی دارای قاعده‌های آوایی ، معنایی و دستوری متفاوتی با زبان کردی و فارسی می‌باشند. و تنها اشتراک واژگان باعث گویش شدن برای یک زبان نیست. و می‌توان گفت اگر زبانی از نظر قواعد دستوری، معنایی وآوایی به زبان دیگر وابسته باشد به قولی اصل و ریشه قواعد معنایی، دستوری وآوایی آن زیر مجموعه زبان دیگر باشد گویشی از آن زبان معرفی می‌شود. اما اگر تنها از قواعد دستوری، معنایی وآوایی با هم اشتراکاتی داشته باشند، حتی اگر این اشتراک بالاتر از ۵۰درصد هو باشد باز هم گویش آن زبان نیست مثلاٌ زبان‌های لری و فارسی از نظر قاعده‌های معنایی، آوایی و دستوری به زبان پهلوی ساسانی وابسته‌اند وگویش‌هایی از این زبان خوانده می‌شوند اما این دو زبان با اینکه اشتراک بالای ۵۰درصد (اشتراک دستوری،آوایی و معنایی) بازهم دو زبان محسوب می‌شوند رابطه زبان‌های فارسی و لری مانند رابطه خواهر و برادری است و پدر این دو زبان پهلوی است و با وجود شباهت وجود مستقل دارند و منظوراز استقلال زبانی این است که این زبان‌ها با وجود اشتراکات فراوان تفاوت‌هایی در ذات زبانی با هم دارند که این تفاوت‌ها در سیر رشد آن زبان، برخورد با دیگر زبان‌ها و پیشامدهای تاریخی به وجودآمده برای آن زبان است. آری فارسی، لری، کردی و لکی همه گویش‌هایی از زبان پارسی باستان یا زبانی کهن‌تر از زبان پارسی، زبان هندواروپایی، می‌باشند. و لفظ زبان برای آنها در اکنون به چند جهت است:

۱٫ از نگاه قاعده‌های دستوری، آوایی، معنایی باهم تفاوت‌هایی دارند.

۲٫ از نگاه فرهنگ واژگان باهم اشتراکاتی دارند اما تفاوت‌هایی نیز دارند.

۳٫ برای حفظ یک کشور بایست فرهنگ آن کشور حفظ شود.

۴٫ فرهنگ‌ها زندگی دارند و مردن هم دارند. و برای زنده ماندن فرهنگ یک کشور بایست فرهنگ‌های اقوام آن زنده باشند و زندگی کنند. و یکی از شاخصه‌های فرهنگ، زبان است.

۵٫ رشد یک زبان باعث رشد اندیشه، فکر و باور یک فرهنگ می‌شود.

۶٫ چرا ما نتوانیم فرهنگ قرآن و اسلام را برای فرزندان خود به زبان خودشان بیان کنیم؟

۷٫ امام زمان (ع)، ایرانیِ پیرو می‌خواهد، نه پیروِ ایرانی.

۸٫ چرا فرهنگ انتظار را نب%D

۳۷۳ نظر

  1. لکی زبان است ولی لری لهجه است لطفا ننویسید زبان لری چون لری فقط یک لهجه است

    • اقای دلفانی واقعا در خارج استان خود را لک میدانی یا لر؟ پاسخ بسیاری از لک زبانان جویا شدم پاسخ لر بوه قابل توجه شما

      • عجب دلیل محکم و محکمه پسندی البته فقط واسه عقل و منطق لرها
        خخخخخخخخخ
        آخه چند نفر از روی بیسوادی و اطلاعات نادرست که حاصل تلاش مغرضانه برای نابودی لک و لکستان بوده بیان همچین حرفهایی بزنن نمیشه حقیقت رو نادیده گرفت
        لک فقط لکه نه لرررررررررررر وکورد جاف

        • حرف دهنتو بفهم
          … که به لرها توهین میکنی

          • هرجا لک مهاجر یا تبعیدی داریم به کرد آنها را می شناسند نه لر و نه حتی لکی که مستقل از کرد حساب شود مانند شمال و قزوین و نزدیک کرج و عراق و ترکیه. قابل توجه کسانی که می گویند لک ها خود را لر یا مستقل می دانند. قطعا اگر آن لکها میگفتند لرند مردم مناطق یادشده هم آنها را لر مهاجر حساب می کردند.

            • بدیهی است اینکه هرکس بتواند با افراد بیشتری در دنیا ارتباط زبانی دوطرفه برقرار کند یک مزیت برایش محسوب می شود. لکها با اندکی آشنایی و ارتباط، یعنی با کمترین زحمت می توانند با دیگر کردزبان ها ارتباط زبانی دوطرفه ایجاد کنند و در این حالت علاوه بر فهم زبان فارسی که زبان رسمی منطقه وسیعی است، با کردها هم که جغرافیای سکونتشان تا ارمنستان و اواسط آناتولی و نزدیک مدیترانه می رسدارتباط برقرار کنند که این مزیتی انکارناپذیر و سهل الوصول است. شرط آن این است که در این مسیر، با حرکت مستقل و ساخت خط و واژگان جدید سعی در جداکردن خود از دیگر کردها نداشته، علاوه بر حفظ رابطه موجود با زبان فارسی، تا جای ممکن با کاروان کردی هم همراهی کنند.

            • جواب ناشناس

              تا جایی که ما میدونیم زویار قزوین و لوشان گیلان میگن لریم میتونی بپرسی حتی من از دانشجوهای این شهرها که لر نبودن پرسیدم

              • اتفاقا من حدود ۲۰ سال پیش در دانشگاه همکلاس لک گیلانی داشتم که با دوستاش سه نفر بودند و خودشان را کرد و اصالتا کرمانشاهی معرفی می کردند که موقع حرف زدن دیدم لکی می گویتد نه کرمانشاهی

              • کلاردشت و هشتگرد هم به کرد شناخته می شوند. چند کردکوی داریم که ظاهرا همگی لک هستند. لکهای زند در کردستان هم به کرد شناخته میشوند.

                • کردکوی مهاجران کرمانجند که در حدود ۲۰۰ سال پیش برای مقابله با هجوم ترکمنها از اشنویه به شمال کشور (حدفاصل گرگان تا بندرگز) کوچانده شدند و ابدا لک نیستند.

              • آقا مگه نمیگن لک,خب آقا بزارید لک,لک باشه نه کرد نه لر,همچین سر این موضوع بحث میکنید انگ چخبره,آقا بنده بعنوان یک لر غیور,لکها رو لر نمیدوووووووووونم تمام.

            • داداش بیشتر استان لرستان لکند.فقط ازنا .الیگودرز.دورود که بختیاری اند.

          • بعضی لرها به عنوان لک مقالاتی بسیار بی ارزش از نظر علمی و پراز دروغ و سفسطه درخصوص لر نمایاندن لک ها در فضای مجازی منتشر کرده اند و با سانسوری عجیب فقط نظرات موافق لربودن یا مستقل بودن لک ها را منتشر می کنند که اگر کسی مطلب و نظرات را بخواند قانع شود لک ها خود را کرد نمی دانند حال آنکه اینگونه نیست. خود من چندتارا امتحان کردم و مطمین شدم مطالب مزاحم فکرشان را درج نمی کنند. درود بر کردهای شریف و آزاداندیش که نظر مخالفشان راهم می پذیرند. حقا به کرد بودن خودم افتخار می کنم .

            • جواب ناشناس

              به چی افتخار میکنی به اینکه در کردستان دارن با تبلیغات زیاد روی سورانی زبان هورامی رو نادیده میگیرن که اصیلتر از سورانی یا زبان فیلی های جنوب یا کرمانجی های شمال میخوان زبان رسمی اقلیم رو سورانی کنن کدام ازاد اندیشی کدام شرافت حالت خوش نیست داداش خواستگاه لکها ولرها یکی اند حالا فرقی نمیکنه لرها زیر مجموعه لکها ولی کرد نیستن زبان میتونه تحت تاثیر محیط قرار بگیره مثل کردهای که به عرب ها نزدیکترن کلماتو با غلظت عربا تلفظ میکنند

            • لرستان پشتکوه( ایلام)

              توی مقالات معتبر کردی نوشته کردهای اصیل چهار دسته اند:کرمانج ،گوران،کلهر،لور. حالا دیدن لرها خودشونو کرد نمیدونن گفتن بریم سراغ لکها…

              • لرستان پشتکوه یا میرانی کایدخورده لر دهلرانی؟؟؟؟

                • دسته بندی این متوهم ها فقط بر اساس تفاوت های جزئی بوده .
                  ضمنا در زبان پارسی کرد یعنی رمه گران و چوپان . ظاهرا در زبان سامی و آشوری چیز دیگه ای است ، اگه جعلی نباشه

            • بابا شما هنوز لک های کرمانشاه رو هم متقاعد نکردین ک کردن بعد میخواین لک های لرستان رو کرد حساب کنین؟ببین اکثر گوشی های موبایل ویدئو کلوپ یا هر جایی ک آهنگ توش باشه پوشه لری رو ک میسازن آهنگ های لکی رو داخل پوشه لری میندازن و حتی ب آهنگ های معروف بزران هم نمیگن لکی میگن لری…اصلا این جا بحث نداره…هیچ طایفه ای از لک های لرستان خودش رو کرد نمیدونه..بین لر و لک همه چی مشترکه فقط بعضی کلمات فرق داره ک مهم نیس..توصیه میکنم دست از حقارت بردارین و شما هم بیاین سمت لر بزرگ تا شاید ما قبولتون کردیم نه اینکه بهتون بگن کرد …

        • از مهمترین عوامل جداشدن لکها از بقیه کردها، همسایگان کرمانشاهی(کلهری) زبان بوده و هستند که همواره رفتار غیر دوستانه ای با اقوام مجاورشان داشته اند و کردبودن را برای خود مصادره و به نام زده اند و هیچ قوم دیگری را در این دستاورد شریک نمی کنند! من در بین ایشان بوده ام و افراط را تا حدی دیدم که حتی جافها وکردهای سورانها را هم در اصالت کردی قبول ندارند! حال آنکه خودشان از نظر زبان(به خصوص گرامر) با همه کردها متفاوتند و خیلی از طوایفشان ادعا می کنند اصالتا از اطراف شیرازند. البته برخی معضلات فرهنگی هم خصوصا در میان لکهای نزدیک کرمانشاه دیده می شود که این هم مزید بر علت فوق شده و باعث گردیده لکها همواره از طرف این همسایگان شمالی طرد شوند و مردم لک این طرد شدن را به حساب همه کردها گذاشته اند زیرا فقط با کلهرها در ارتباط بوده اند ولی لرها درطول تاریخ رفتار دوستانه تری با ایشان داشته اند… اگر لکها همسایه کردهای اصیل بودند(مشابه وضعیت لکهای کرکوک) اکنون قطعا شاهد همبستگی کامل ایشان با سورانها بودید و بی تردید غنای زبانی، فرهنگی بیشتری داشتند.

          • جواب ناشناس

            تو خودت هم میگی همسایه کردهای اصیل سورانها منظورت از غنای زبانی و فرهنگی تحمیل زبان و فرهنگ سورانی ها که نیست مثل بلای که سر هورام و فیلی و کرمانج اوردن عزیزم زبان تحت تاثیر محیط تغییر میکنه سورانها توانستن با تبلیغات ودر توسعه ابزارهای ترویج زبان و فرهنگ سورانی زبان اونا رو تغییر بده تو میگی لکها زبانشون شبیه کردهاست پس کردن پسر همسایه ما که پدرش لرو مادرش لک ولی خودش لکی حرف میزنه چی اون کرده من وقتی با دوستای لکم هستم لکی حرف میزنم و وقتی با دوستای لرم هستم لری حرف میزنم چی از کدوم تبارم یا توی شهر ما بعضی از لک ها یا لرها بچه هاشون از بچگی فارسی حرف میزنند چی یعنی اونا فارسند زبان با تبلیغات و تاثیر محیط تغییر میکنه ولی ریشه و قوم وتبارو خواستگاه مردم یک قوم تغییر نمیکنه

        • دانشنامه بریتانیکا لکی را لهجه‌ای از زبان کردی نام می‌برد.[۳۹] وهمه ی زبانشناسان واکثریت منابع دیگرنیز لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴][۴۷][۴۸][۴۹] در کتاب “دائرهالمعارف اسلام” آمده‌است که: در لرستان قدیم برخی اقوام کرد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلیها، ایل محکی) زندگی می‌کنند.[۵۰]

          دهخدا در مورد لک‌ها و لهجه لکی می‌نویسد: کردهای لکی در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. رنگ آنها گندمی و مویشان سیاه یا خرمایی تیره‌است. لهجه لکی؛ لهجه‌ای از زبان کردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند. [۵۱] دائرهالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه‌ای از زبان کردی دانسته‌است؛[۵۲] زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشته‌است که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبان‌های کردی طبقه‌بندی کرده‌است.[۵۳]

          ساختار اصلی دستوری و افعال لکی «همانند دیگر لهجه‌های کردی» در زمره زبان‌های شمال غربی ایرانی قرار می‌گیرد. این ارتباط همچنین با مشاهده بقایای ساختار کنایی (ارگاتیو) در لکی تصدیق می‌شود. در گویش لکی مانند سورانی و کرمانجی ویژگی ارگاتیو مشاهده می‌شود، بنابراین زبان لکی شبیه به کردی و از لری متفاوت است.[۵۴][۵۵] برخی هم که ابتدالکی رانزدیک به لری دانسته اندبعدهاباتحقیق بیشترلکی رانزدیک به کردی ودربین شاخه‌های زبان کردی طبقه بندی کرده اندکه نمونه اش یزدان پناه می باشدکه درمقدمه چاپ‌های آخرکتابش این مطلب رامی توان دید.ولی در شهرخرم آبادوبروجردوبقیه شهرهای بااکثریت لرترکیب و واژه‌های لکی به شکل گسترده‌ای به سوی لری درحال تغییر هستند.

          • آقا باشه باشه باشه لکها لر نیستند کرد هستند حالا همه باصدای بلند فریاد میزنیم آهااااااای مردم آهاااااای مردم لکها کرد هستند کرد,حالا برید لذتشو ببرید

        • در بسیاری از لهجه های کرمانجی، صدای آ مانند لکی بین O و A تلفظ می شود. اما مانند همه زبانهای دنیا برای یکسان نویسی کلمات یک زبان و فهم آسان تر نوشته ها، به همان صورت ا یا a می نویسند . متاسفانه برخی از لکها رسم الخطهای شخصی ابداع کرده اند و صدای آ را بصورت او می نویسند مثلا گیون بجای گیان.

          • زبان بعضی از کشورهای افریقای انگلیسی همچنین بعضی از کشورهای امریکای لاتین به خاطر استعمار اسپانیای حرف میزنند یعنی باید نتیجه گرفت که چون زبانشان انگلیسی ، پس انگلیسی تبارند یا از نظر قومیت اسپانیایند

            • گویش لکی کاملا شخصیت مستقل دارد و شباهتش به یک نوع کردی مختص نیست مثلا واژگانش به کلهری و هورامی که البته بعضا کلمات مشابه سورانی و کرمانجی دارد که در کلهری نیست. دستورزبانش بیشتر شبیه سورانی شمالی است و از بعضی جهات هم کلهری و هورامی و کرمانجی. از نظر آهنگ سخن گفتن شبیه کرمانجی است… این یعنی لکی در اثر شبه استعمار کردی! ایجاد نشده و خودش گویشی مادر است.

        • لطفا رفتار مردم کرمانشاه با لکها را به حساب همه کردها نگذارید…
          از مهمترین عوامل جداشدن لکها از بقیه کردها، همسایگان کرمانشاهی(کلهری) زبان بوده و هستند که همواره رفتار غیر دوستانه ای با اقوام مجاورشان داشته اند و کردبودن را برای خود مصادره و به نام زده اند و هیچ قوم دیگری را در این دستاورد شریک نمی کنند! من در بین ایشان بوده ام و افراط را تا حدی دیدم که حتی جافها وکردهای سورانها را هم در اصالت کردی قبول ندارند! حال آنکه خودشان از نظر زبان(به خصوص گرامر) با همه کردها متفاوتند و خیلی از طوایفشان ادعا می کنند اصالتا از اطراف شیرازند. البته برخی معضلات فرهنگی هم خصوصا در میان لکهای نزدیک کرمانشاه دیده می شود که این هم مزید بر علت فوق شده و باعث گردیده لکها همواره از طرف این همسایگان شمالی طرد شوند و مردم لک این طرد شدن را به حساب همه کردها گذاشته اند زیرا فقط با کلهرها در ارتباط بوده اند ولی لرها درطول تاریخ رفتار دوستانه تری با ایشان داشته اند… اگر لکها همسایه کردهای اصیل بودند(مشابه وضعیت لکهای کرکوک) اکنون قطعا شاهد همبستگی کامل ایشان با سورانها بودید.

          • بعضی لرها به عنوان لک مقالاتی بسیار بی ارزش از نظر علمی و پراز دروغ و سفسطه درخصوص لر نمایاندن لک ها در فضای مجازی منتشر کرده اند و با سانسوری عجیب فقط نظرات موافق لربودن یا مستقل بودن لک ها را منتشر می کنند که اگر کسی مطلب و نظرات را بخواند قانع شود لک ها خود را کرد نمی دانند حال آنکه اینگونه نیست. خود من چندتارا امتحان کردم و مطمین شدم مطالب مزاحم فکرشان را درج نمی کنند. درود بر کردهای شریف و آزاداندیش که نظر مخالفشان راهم می پذیرند. حقا به کرد بودن خودم افتخار می کنم .

          • دسته بندی این متوهم ها فقط بر اساس تفاوت های جزئی بوده .
            ضمنا در زبان پارسی کرد یعنی رمه گران و چوپان . ظاهرا در زبان سامی و آشوری چیز دیگه ای است ، اگه جعلی نباشه

        • فرزند سیمره

          دوست عزیز کردها هیچگاه مخالفتی با بحث ایجاد قوم لک ندارند .اما آنها سعی دارند برای ملت سازی خود لک را قوم بدانند که زیر مجموعه بقول خودشان ملت کرد باشد.
          ما لکزبان با لر یک تاریخ و فرهنگ و آداب رسوم و موسیقی داریم .
          من فکر می کنم این بحثها بیشتر از ناحیه پانکردهای تجزیه طلب ایران به ما القا میشه .اونا هر روز یک ادعای جدید برای ملت سازی خود طرح می کنند.
          پانکردها در این موضوع چیزی از دست نمی دهند .چو نکه آنها می دانند اصالتا ما لکزبانها از قوم بزرگ لر هستیم و هرچه در این زمینه شک و تردید بین گروه های لر ایجاد کنند بنفع آنهاست.
          توی همه سایتهای که بنام قوم لک و بسیار متعصبانه هم می نویسند این جمله حتما دیده می شود که ما نه لر هستیم و نه کرد و این بهترین فرصت را را برای پان کردها و لکهای کردگرا ایجاد می کند که بگویند ما قومی از ملت کرد هستیم .
          هر آنچه که در تاریخ و فرهنگ ما دیده می شود با قوم لر یکی بوده است .اما به دلایل مختلف گروهی سعی در اختلاف افکنی و افتراق بین گروهای لر دارند.
          گویش لکی ما بیشترین اشتراکات را با گویش لری دارد اما برخی این موضوع را نمی بینند و فقط اشتراکات با گویش کردی را می بینند و آنرا بزرگ میکنند

        • فرزند سیمره

          “اریک جان آنونبی” تحت عنوان مقاله ای بنام (لری چند زبان است)اﺭﯾﮏ ﺟﻮﻥ ﺁﻧﻮﻧﺒﯽ ‏( Erik John Anonby ‏) ، ﺯﺑﺎﻧﺸﻨﺎﺱ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻗﯿﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻄﻘﻪﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ [ﻟﺮﯼ] ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻟﺮﯼ ﺭﺍ ﯾﮏ ﮔﻮﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺯﺑﺎﻥ‏( ﻣﯿﻨﺠﺎﯼ ,.ﻟﮑﯽ , ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ‏) ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ, ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮﺍﻥ ‏الگو:ﻟُﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟ﺩﺭ ﺭﺩ ﺍﺩﻋﺎ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﻥ ﮐﺮﺩﻫﺎ , ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻓﯿﻠﯽ ﻫﺎ ‏( ﻟﮏ , مینجایی‏) ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻧﯽ , ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺒﻨﺎﯼ ﺗﯿﭙﻮﻟﻮﮊﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﻟﮏ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻫﻮﯾﺘﯽ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ , ﺍﺯ ﮐﻬﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺻﻠﯿﺘﺮﯾﻦ ﺍﺟﺰﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻟﺮ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

          “میرزا محمد حسین مستوفی” در رساله (آمار مالی و نظامی ایران در سال ۱۱۲۸) در دوره صفویه، قوم لر را ایرانی الاصل دانسته و آنها را مشتمل بر چهار طایفه می‌داند:فیلی، لک، بختیاری و ممسنی.

          • اتفاقا برعکس گفته شما آنونبی لکی را جزو زبانهای کردی می داند تعجب می کنم از دروغ شاخدار شما!!

            • هردو درست میگین. ایشان اول نظرش بر لر بودن لکها بوده ولی بعدا نظرش را تغییر میدهد و میگوید که اشتباه کرده و اکنون قانع شده که لکها کرد هستند.

          • واقیعت را نمی توان انکار کرد تا صد سال پبش همه ی اقوام زاگروس زبان ادبی مشترکی داشته اند خود این امر نشانه یکی بودن آنهاست تفاوت لهجه هم امری طبیعی است نه گویش مردم لرستان به تنهایی زبان است نه ایلام و کرمانشاه و کردستان مجموع این ها میشود زبان در ثانی زبان به گویشی اطلاق میشود که رسمیت پیدا کرده باشد یعنی زبان کتاب دانشگاهی و مجله و میدیا یعنی رادیو تلوزیون باشد واقعیت این است که تا به خال فقط کردی کرمانجی و سورانی رسمیت پیدا کرده اند که البته این سرمایه کرمانشاه و ایلام و لرستان هم هست همه ما یک تیره ی قومی واحد هستیم و ایرانی اصیل با احترام به نظر دوستان بیشتر اظهار نظرها فاقد پشتوانه علمی است محدوده ی لک و لر و کلهر و کردی فیلی و جافی و اردلانی و شکاک کاملا مشخص است لازم نیست به دیگران توهین کنیم

        • بعد از حمله ی اعراب۱۴۰۰ سال اسم این منطقه لرستان با اینکه بیشتر مردمش لک زبان بودند ولی خودشون از قوم لر میدونستند حالا اخیراَ یه عده کرد فهمیدند لک ها ،لر نیستند و میخواهند به ما هم بفهمونند یعنی اجداد ما نفهم بودن اینا میفهمند مگه جنگ لرستان با رضاخان و ارتش انگلستان طوایف لک زبان ولرهای فیلی با هم مقابلشون نجنگیدند مگه باهم جلوی تیمور لنگ و مغول واینستادن حالا تبارشون فرق میکنه چون قوم لر دیگه قدرت وثروت سابق نداره وفقط غرورشون مونده

          کردها دارای گویش های مختلفی مثل سورانی، کرمانجی، کلهری و…هستند که هیچکدام زبان همدیگه رو نمی فهمند ولی میگویند ملاک خواستگاه و مشترکات است قوم لر بختیاری، لکی ، فیلی، بویر احمدی و… خواستگاهشون یکی وزبانشونم خیلی بهم نزدیکه مگه لک زبانان لرستان همون لباسی نمیپوشند که بقیه میپوشند مگه سترک و گلونی و… ندارند.

          • لباس لکهای جنوب استان کرمانشاه که این نیست و اتفاقا از نظر اصالت کلمات به طور واضحی زبان دستنخورده تری نسبت به لکهای مرکز لرستان دارند و البته این نیست که کلماتشان وارداتی از کردی کرمانشاه باشد. پس احتمال زیاد لکهای لرستان لباس لرها را وام گرفته اند.

            • جواب ناشناس

              چرا شما کردا اصرار دارین بگین لکها کوردن اگه قرار بر تقسیم باشه اقای کرد لری و کردی زیر شاخه زبان لکی ان میتونی تحقیق کنی بعد حرف بزنی شما کردا لورها رو هم کرد میدانید (البته حرفام دلیل تفرقه نیست لک لر کرد هر سه یه ریشه دارن و برادرن) تو خیلی مقالات کردی لوری رو بعد کرمانجی دومین زبان کوردی دانسته پس با فرض اینکه خودتونم (البته کرماشانیا بیشتر) انکار میکنید لور کرده پس لکهام کرد نیستن
              لور و لک تا ابد برادر هم میمونن و هستن تا جایی هم من میدونم جناب کرد بقول خودت اصیل، لکها اصلا کردی متوجه نمیشن ولی یک لک حتی لوری بختیاری هم متوجه میشیم تو به لهجه کلهری و ایلام فکر کنم گول خوردی که خودشان زمانی زیر مجموعه لکی بودن تو حرف زدن یه کرد سنندجی یا مهابادی با حرف زدن یه لک مقایسه کن متوجه میشی زبان لکی کجا و کوردی کجا

        • با اینکه ۹۰ درصد نفت و مواد معدنی در مناطق لرنشین ولی استان های لر نشین محرومترین استان ها هستند کردها وترک ها شبکه های ماهواره ای دارند ولی لرها همیشه مظلوم بودند یک نویسنده مینویسد لرها قبلاَ ثروت ، قدرت وغیرت داشتن ولی الان فقط غیرتشان مانده است ولی این دلیل نمیشه که همیشه اینطوری بمونه
          “تیمور بیک یا تیمور لنگ “مؤلف کتاب (منم تیمور جهانگشا) در کتاب خاطراتش در فصل بیستم درباره سفرش به سرزمین لرستان توضیح می دهد و از مناطق اطراف رودخانه سیمره و ایلام که امروزه سکونتگاه لک ها هستند عبور می کند و مردم این مناطق را لر می نامد.{منم تیمور جهانگشا،مارسل بریون فرانسوی،کتابخانه مستوفی}.
          یکی از طایفه‌های بزرگ لک و مؤسس سلسله پادشاهی زندیان می‌باشند که از معروف‌ترین چهره‌های این طایفه، کریم خان زند را می‌توان نام برد. وی در جمله‌ای معروف میگویدمن رابالرهای ساده اشتباه نگیرید! و چنین می‌گوید :اگر شما ما را لر سادهٔ بی وقوفی پنداشته‌اید اشتباه کرده ایدو بسیاری سخنان دیگر از این پادشاه زند در کتاب رستم‌التواریخ اثری از محمدهاشم آصف از مورخین دوره زندیه و اوایل دوره قاجار، به ثبت رسیده است.

        • هورامی کرد نیست

          زبان هورامی تمام ویژگی های یک زبان باستانی را داردمانند رعایت جنسیت در صرف افعال و ضمایر و صفات و وجود اصوات و صامت هایی که در زبانهای فارسی و کردی موجود نیست. بنابراین زبانی که قدمتش از فارسی دری هم بیشتر است چگونه می تواند زیر مجموعه زبان کردی باشد که خود به مراتب حادث تر است. قلت جمعیت نمی تواند بهانه ای برای این امر باشد . امروزه زبان اوستایی متکلم ندارد و نیز زبان پهلوی و با این حال این دو زبان اصالت خود را حفظ نموده اند زیرا قواعد و واژه های مخصوص بخود را دارند و این در باره زبان هورامی نیز صادق است.در گذشته نه چندان دور مردم اورامانات خود را گوران میدانستند و نام کرد به اقوام جاف و اردلان و سورانی اطلاق میشد و تنها در چند دهه اخیر در اثر رشد ناسیونالیزم کردی و توسعه ابزارهای پخش و ترویج زبان و فرهنگ سورانی مانند کتب و جراید و کانال های ماهواره ای و سایتهای انترنتی بود که بتدریج این حس مستقل بودن هورامی ها یا گوران زایل شد. اما تجارب کردستان عراق نشان داد که ناسیونالیزم کردی بیش از هرچیزی زبان هورامی را تهدید میکند . در گذشته نه چندان دور در استان سلیمانیه عراق تعداد متکلمین بزبان هورامی بسیار بیشتر از امروز بود اما در یک قرن اخیر زبان هورامی در عراق به چند روستای دور افتاده منحصر شده است. و هرگاه بحث زبان مادری پیش می آید ناسیونالیستهای کرد و گروههای قومگرای آن که مورد حمایت امپریالیزم و صهیونیزم اند سعی دارند وانمود کنند که مثلا زبان سورانی زبان مادری همه مردمان ساکن در غرب ایران یا شمال بین النهرین است و همانند ناسیونالیستهای عرب و ترک و فارس سعی در اسیمیله کردن قومیتهای کوچکتر دارند این آسیمیلاسیون در شمال بین النهرین اقوام آسوری و کلدانی و شبک و یزیدی و هورامی را مشمول خود قرار داده است.

        • درود به تمام برادران لک . ما فقط لک هستیم اینو دوباره به لرها میگم ما لک هستیم نه لر نه کورد .

        • زبان بعضی از کشورهای افریقای انگلیسی همچنین بعضی از کشورهای امریکای لاتین به خاطر استعمار اسپانیای حرف میزنند یعنی باید نتیجه گرفت که چون زبانشان انگلیسی ، پس انگلیسی تبارند

        • آقا چرا ناراحت میشین اگه بگن زبانتان ، زبان نیست و لهجه است
          چرا فکر میکنین اینجوری از ارزش شما کم میشه
          نکنه میخواین جدا شین که انقدر میخواین مستقل بودنتونو ثابت کنین ?
          من فارسم ولی عاشق همتونم
          اگرم بگن زبان ندارین و فقط لهجه است
          بازم دوستون دارم و عاشق حرف زدنتونم
          برای ما که درست نمیفهمیم ، شما یه زبان مستقل دارین
          همیشه دوستون دارم و شیفته ی شخصیتتونم
          شما بزرگتر از اونین که این چیزا ارزشتونو کم کنه

        • لک یعنی زور💪💪💪💪

      • لری لهجه است نه زبان لری همون فارسی هست که….ولی لکی زبان هست

        • بعضی لرها به عنوان لک مقالاتی بسیار بی ارزش از نظر علمی و پر از دروغ و سفسطه در خصوص لر نمایاندن لک ها در فضای مجازی منتشر کرده اند و با سانسوری عجیب فقط نظرات موافق لر بودن یا مستقل بودن لک ها را منتشر می کنند که اگر کسی مطلب و نظرات را بخواند قانع شود لک ها خود را کرد نمی دانند حال آنکه اینگونه نیست. خود من چند تا را امتحان کردم و مطمئن شدم مطالب مزاحم فکرشان را درج نمی کنند. درود بر کردهای شریف و آزاداندیش که نظر مخالفشان راهم می پذیرند. حقا به کرد بودن خودم افتخار می کنم .

        • جناب رضا که میگی لری لهجه است و لکی زبان.خب آقا اصلا ما افتخار میکنیم که لری شاخه ای از فارسیه,خب؟؟بعدشم وقتی ما در لوری به غروب میگیم ایواره و کرده و لکها هم میگن ایواره,این چی رو میرسونه؟؟یا به شوخی کردن میگیم قشمری,یا به گیج میگیم شیت,یا به حالا میگیم ایسه.این نشون میده این سه قوم درواقع یکی هستند و فقط لری یه کم کلمات فارسیه بیشتری داخلش شده بخصوص افعال فارسی.یک دلیل دیگه هم اینه که کردی خیلی باتتلفظ سخت ادا میشه تا جاییکه کرهای سقزی که زبان واقعا سختی دارند زبان کردی شکاکی رو متوجه نمیشن…!!پس حالا بگیم پس این دوتا زبان یک زبان نیستن؟؟ در لوری به یادم هست میگن هوإ ویرم,و در کردی میگن هه هیرم. پس حالا متوجه بشید که این دوتا زبان چقدر به هم شبیهند پس یا لوری جزیی از چهارزبان کردیست یا اگر هم نباشه پس همونطوریکه هه هیرم زبان محسوب میشه پس هوإ ویرم هم زبان محسوب میشه.لطفا احساسی برخورد نکنید

          • من باشما موافقم…
            به نظر بنده که شاعر هستم وانجمن ادبی دارم وکارادبیات کردی رو تخصصی دنبال میکنم لری یکی از گویش های بزرگ زبان کردی است
            همچنین لکی یکی از گویش های زبان کردی است
            هردوگویشی از زبان کردی هستند
            و این اصلا بحث کردن نداره
            وقتی بزرگترین زبان شناسان دنیا تقسیم بندی زبان کردی رو انجام دادن دیگه بقیه چرا انقدر شلوغ میکنن؟وقتی یک لک بیشتر حرف های یه سنندجی رو میفهمه این یعنی اینکه هم سورانی و هم لکی هردو گویش هستند.
            وقتی یه کلهر لکی میفهمه یعنی بازهم هردوگویشی از زبان کردی هستند.
            واژه ای مثل وژ تبدیل به ویژ شده بعدازحمله اعراب تبدیل به ویش شده بعدش تبدیل به خویش
            اما اصل واژه همون وژ هست که لک ها امروز به کار میبرن.
            یه ذره فکر کنن میفهمن که لکی گویشی از زبان کردی است
            لری هم گویشی از زبان کردی است….

        • عجب اینو از کجا فهمیدی 😂😂😂😂

      • رضا خان قابل توجه شما این استدلالی که آوردی مردوده،۹۰%لرستان لک زبانندواین یک واقعیته،دلیل نمیشه چون میگن لرستان دیگه لری زبان باشه.

      • فرزند سیمره

        سیسیل جی. ادموندز می­نویسد: «نام­هایی که به وند ختم می­شوند مخصوص سرزمین اصلی کردستان نیستند و در میان لرها (لک­ و فیلی) شیوع بیشتری دارند. این پیشوند از ریشه فعل لکی – لری «وندین» به معنای افکندن یا دوانیدن و لذا به معنی شاخه یا شعبه است و نخستین بخش نام قبیله همیشه نام «نیا» است و هیچ‌گاه نام محل نیست».

        “اسکندر بیک ترکمان” مورخ دوران صفویه در جلد اول کتاب مشهور (عالم آرای عباسی) لک‌ها را لر و مناطق لک نشین را جزء لرستان و لرکوچک ذکر می‌کند، او می‌نویسد:
        مجملآ طوایف لر کوچک که در ولایت خرماباد، خاوه، الشتر، صدمره و هندمین اقامت دارند از قدیم‌الایام به تشیع فطری و ولای اهل بیت و طیبین و طاهرین موصوفند و مؤلف نزهت القلوب به شرح قصبات و مواضع لر کوچک را به تفصیل مرقوم نساخته آنچه معلوم ذره حقیر گشته ولایت مذکور بر جانب جنوبی عراق (اراک) واقع گشته عرض آن یک طرف به ولایت همدان و قلمرو علیشکر متصل و طرف دیگر به الکاء خوزستان پیوسته طول آن از قصبه بروجرد تا بغداد و سایر محال عراق عرب قریب یکصد فرسخ است.

      • هناسه:نفس – کر:پسر – ناهلمونه: غیر منتظره – دا:مادر – مل:گردن و…. این کجاش لهجه است لری از زبان پهلوی و پارسی میانه گرفته شده فارسی ۳۰ درصد عربی۲۰ درصد ترکی ۲۰درصد انگلیسی است در صورتی که لری زبان های بیگانه کم دارد وتشابه بعضی کلماتش با فارسی به خاطر زبان مبدای که ازش گرفته شده زبان لری از فارسی گرفته نشده است.

        “موسوی”در کتاب (سوگ سرایی و سوگ خوانی در لرستان) در تقسیم‌بندی زبان و گویش لرها می‌نویسد: لرها به گویش عمده لری، لکی و بختیاری صحبت می‌کنند.

      • شباهت لکی با لری بیشتر در استان لرستان و شهرهایی است که مخلوط لر و لک هستند یعنی قطعا همزیستی باعث شده از خیلی جهات اشتراک ایجاد شود. اما شباهت دستورزبان لکی با سورانی(به ویژه مکریانی و نه اردلانی) که به دو حالت: ا. اتصال شناسه فعل به کلمه پیشین مانند کارم کرد یعنی کار کردم ۲٫ به قول لرها یا کردهای کلهر برعکس حرف زدن مانند بیچاره ت کردم یعنی بیچاره ام کردی یا کوشتمی یعنی او مرا کشت … و بسیاری کلمه مشترک بین لکی و سورانی، هورامی و کرمانجی درحالی است که در فاصله نسبتا زیادی زندگی می کنند و این به طور واضح نشان دهنده شباهت ریشه یی این زبان هاست

      • تعجب می کنم از این همه جدل. هرکس اندک آشنایی با زبانشناسی داشته باشه به راحتی تشخیص میده که ترکمنی و استانبولی و ازبکی همه گونه هایی از ترکیند. همین وضع برای عربی محلی مصر و عراق و مراکش هم هست. تعجب میکنم از کسانی که اهل مطالعه اند و متوجه این مشابهت بین لکی و هورامی و کرمانجی و سورانی و کلهری وهمچنین بین فارسی و لری و بختیاری و بندری نمیشوند!!! لکی قطعا یکی از زبانهای خانواده زبانهای کردی است

      • در مطلب بالا اشتباهات عجیبی هست به علاوه بسیاری موارد با لهجه اقلیت لک نوشته شده که تحت تاثیر لری است. مثلا اکثر لکها میگویند وژمان وژتان وژان نه وژمو وژتو وژو یا وژمون.. شناسه ها هم مان تان ان است نه مو تو..

      • چند نمونە دیگر از شباهت دستورزبان لکی وسورانی علاوە بر شباهتهای ارگاتیو کە در کامنتهای قبلی نوشته شده: ئەڕا کوە مە چین؟= بۆ کوێ ئەچی؟ کە معادل کردی کرمانشاهانی آن: چیدە کوو؟ است. ئەڕا چیە سی؟= بۆ چیەتی؟ کە کرماشانی یا بە بیان بهتر کلهری آن ئەڕاى چەیە؟ است. این س همواره در جاهایی که در سورانی ت استفاده میشود دقیقا به کار میرود که در دیگر گویشهای کردی نیست. البته شباهت دستوری لکی و سورانی بیشتر از این موارد است و معمولا الگوهای متفاوت این دو گویش با نظام چیدمان کلمات در فارسی مشابه یکدیگر است. نمونه های ساختار ارگاتیو: کارم کرد یعنی کار کردم و بردمی یعنی او مرا برد و بیچارت کردم یعنی تو مرا بیچاره کردی در هر دو گویش سورانی و لکی که در کلهری و لری مشابه فارسی است.

    • دانشنامه بریتانیکا لکی را لهجه‌ای از زبان کردی نام می‌برد.[۳۹] وهمه ی زبانشناسان واکثریت منابع دیگرنیز لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴][۴۷][۴۸][۴۹] در کتاب “دائرهالمعارف اسلام” آمده‌است که: در لرستان قدیم برخی اقوام کرد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلیها، ایل محکی) زندگی می‌کنند.[۵۰]

      دهخدا در مورد لک‌ها و لهجه لکی می‌نویسد: کردهای لکی در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. رنگ آنها گندمی و مویشان سیاه یا خرمایی تیره‌است. لهجه لکی؛ لهجه‌ای از زبان کردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند. [۵۱] دائرهالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه‌ای از زبان کردی دانسته‌است؛[۵۲] زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشته‌است که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبان‌های کردی طبقه‌بندی کرده‌است.[۵۳]

      ساختار اصلی دستوری و افعال لکی «همانند دیگر لهجه‌های کردی» در زمره زبان‌های شمال غربی ایرانی قرار می‌گیرد. این ارتباط همچنین با مشاهده بقایای ساختار کنایی (ارگاتیو) در لکی تصدیق می‌شود. در گویش لکی مانند سورانی و کرمانجی ویژگی ارگاتیو مشاهده می‌شود، بنابراین زبان لکی شبیه به کردی و از لری متفاوت است.[۵۴][۵۵] برخی هم که ابتدالکی رانزدیک به لری دانسته اندبعدهاباتحقیق بیشترلکی رانزدیک به کردی ودربین شاخه‌های زبان کردی طبقه بندی کرده اندکه نمونه اش یزدان پناه می باشدکه درمقدمه چاپ‌های آخرکتابش این مطلب رامی توان دید.ولی در شهرخرم آبادوبروجردوبقیه شهرهای بااکثریت لرترکیب و واژه‌های لکی به شکل گسترده‌ای به سوی لری درحال تغییر هستند.
      از نظر من هم لری کنونی را نمی توان زبان دانست. در بیشتر مناطق تقریبا مشابه فارسی است و در بعضی شهرها به احتمال زیاد تحت تاثیر لکی، مخلوط فارسی و لکی

      • درود برشما من خودم الشتری هستم و لک وبا افتخار خودمو کورد میدونم خودم هم در کتاب شرفنامه وکتاب نزهه القلوب خوندم ودیدم که له ک را جزیی جدا نشدنی از کورد دونسته درضمن درکتاب نزهه القلوب دومین شهری که به عنوان بلاد کوردستان امده الشتره(الیشتر) ولی خرم اباد با فاصله حدود سی کیلومتر جزیی از بلاد خوزستان امده

    • از مهمترین عوامل جداشدن لکها از بقیه کردها، همسایگان کرمانشاهی(کلهری) زبان بوده و هستند که همواره رفتار غیر دوستانه ای با اقوام مجاورشان داشته اند و کردبودن را برای خود مصادره و به نام زده اند و هیچ قوم دیگری را در این دستاورد شریک نمی کنند! من در بین ایشان بوده ام و افراط را تا حدی دیدم که حتی جافها وکردهای سورانها را هم در اصالت کردی قبول ندارند! حال آنکه خودشان از نظر زبان(به خصوص گرامر) با همه کردها متفاوتند و خیلی از طوایفشان ادعا می کنند اصالتا از اطراف شیرازند. البته برخی معضلات فرهنگی هم خصوصا در میان لکهای نزدیک کرمانشاه دیده می شود که این هم مزید بر علت فوق شده و باعث گردیده لکها همواره از طرف این همسایگان شمالی طرد شوند و مردم لک این طرد شدن را به حساب همه کردها گذاشته اند زیرا فقط با کلهرها در ارتباط بوده اند ولی لرها درطول تاریخ رفتار دوستانه تری با ایشان داشته اند… اگر لکها همسایه کردهای اصیل بودند(مشابه وضعیت لکهای کرکوک) اکنون قطعا شاهد همبستگی کامل ایشان با سورانها بودید و بی تردید غنای زبانی، فرهنگی بیشتری داشتند.

      • اینکه علت انشقاق لک از کورد رو رفتار خصمانه کلهرها میدونی و مدام هم این ادعا رو مطرح میکنی تا حدودی ساده انگارانه است. یک وبسایت متعلق به لکها و احتمالا کردهای محکی کرکوک است که در عنوان آن عبارت (لرستان العربیه) ذکر شده. در یک مقاله به قلم یکی از تبارشناسان بومی اون منطقه از اطلاق نام اکراد شیعه به آنها (لکها و محکیهای کرکوک) انتقاد شده و علت اطلاق این نام رو ناآشنا بودن اعراب با اقوام غربنشین ایران و اسیمیلاسیونیسم حاکم بر مناطق خودمختار کردستان عراق دانسته است. فارغ از راست یا کذب بودن ادعاهای نویسنده سایت مذکور فرضیه شما که علت غربت لکها از کوردها رو کلهرها میدونی رو مخدوش میکنه چون تو کرکوک نه کلهری هست نه کرمانشاهی 

        • با درود به محد عزیز. از نظر ژنتیکی که در خاورمیانه انقدر اختلاط پیش آمده که اصلا نمیتوان نژاد خالص پیدا کرد و بین یک طایفه حتی بعضی شبیه یک قوم و بعضی شبیه قومی دیگرند و البته از این نظر شاید بختیاری و لر و کورد و گیلانی را بتوان در یک گروه و احتمالا با یک ریشه مشترک مادی حساب کرد. در ضمن برخلاف فرموده شما مهمترین عامل قومگراییهای اخیر، اشتراک زبانی است نه ژنتیکی. مثلا یک اصفهانی با یک تهرانی با وجود اختلاف معمولا واضح قیافه، خود را مربوط به یک قومیت می بینند گ این موضوع بین کردهای از طوایف و رنگ و تیپهای مختلف هم هست. موضوع دیگر استناد شما به یک مقاله از لکهای کرکوک بود که اصلا نمیتوان آن را مستمسک داشت برای رد یا قبول چیزی خصوصا الان که ارتباطات در دنیای مجازی زیاد شده و چه بسا ایشان تحت تاثیر نظرات لکهای ایران به اینگونه برداشتی رسیده باشند

          • جواب ناشناس

            حرفتون خنده دار قومیت براساس اشتراک زبانی یعنی مردم برزیل که به خاطر استعمار زبونشون پرتقالی با مردم پرتقال یک قومند یعنی امریکای لاتین که خیلی هاشون اسپانیای حرف میزنند اسپانیایند یعنی یه لک اگه از بچگی فارسی حرف میزنه میشه فارس

    • شباهت لکی با لری بیشتر در استان لرستان و شهرهایی است که مخلوط لر و لک هستند یعنی قطعا همزیستی باعث شده از خیلی جهات اشتراک ایجاد شود. اما شباهت دستورزبان لکی با سورانی(به ویژه مکریانی و نه اردلانی) که به دو حالت: ا. اتصال شناسه فعل به کلمه پیشین مانند کارم کرد یعنی کار کردم ۲٫ به قول لرها یا کردهای کلهر برعکس حرف زدن مانند بیچاره ت کردم یعنی بیچاره ام کردی یا کوشتمی یعنی او مرا کشت … و بسیاری کلمه مشترک بین لکی و سورانی، هورامی و کرمانجی درحالی است که در فاصله نسبتا زیادی زندگی می کنند و این به طور واضح نشان دهنده شباهت ریشه یی این زبان هاست

      • ما باید ابتدا تکلیفمون رو مشخص کنیم که بحثمون در مورد زبان هست یا تبار و در مرحله بعد ببینیم که این دو مقوله رابطه علیتی با هم دارند یا نه. من در مورد بحث زبانشناسی محض تا حدودی با شما موافقم که شباهت لکی به کوردی در حدیه که بشه اونرو گویشی از زبان کوردی نامید(چیزی که البته محل مناقشه است و اجماع عموم صاحبنظران رو نداره). اما مخالفت من با شما از بخش دوم شروع میشه یعنی اینکه شباهت زبانی لکی به کوردی رو بعنوان یک دلیل برای کورد خواندن لکها قلمداد کنیم. شباهت و تفاوت زبانی چه در لغت و چه در قواعد شناسه قابل استنادی برای تبار اقوام محسوب نمیشه. همانطور که خودت گفتی گویش کلهری به لحاظ قواعد با زبان سورانی مکریانی تفاوت داره و در لغت هم که قطعا متفاوتند ( اینقدر که لری وکلهری اشتراک کلامی داره احتمالا کلهری با سورانی نداره) اما این تفاوتهای کلهری با سورانی باعث نشده که کلهرها کورد نباشند و شباهت کلهری با لری باعث نشده که کلهرها لر شوند یا بر عکس. در تبارشناسی شناسه های قابل اعتمادی همچون dna و صفات ژنتیکی و تاریخ اقوام وجود داره که میتونه قومیت اشخاص رو مشخص کنه اما در مطالعات زبانشناسی صرف شباهت در گفتار و قواعد زبانی و موقعیت جغرافیایی اقوام بدون در نظر گرفتن دلایل سیاسی و اقتصادی و سایر عوامل دخیل در سکونت یا مهاجرت اقوام, مبنای تقسیم بندی گروههای زبانی قرار میگیره مثلا میگن شاخه زبانی جنوب غربی فلات ایران مربوط به گروهی از افراد هست که در این منطقه زندگی میکنند ووجه مشترکشون هم اینه که به واژه گفت (وت) میگویند. حالا اینکه این افراد چه تباری و چه نژادی دارند به هیچ وجه مورد اعتنا نیست. به همین دلیل برای تعیین تبار مردم اشتراکات زبانی نشانگر قابل اعتمادی نیستند. مجددا میگم از نظر منطقی رسیدن به علت از طریق معلول مردود هست زبان هم معلوله نژاد هست در نتیجه نمیتوان برای تعیین تبار افراد به زبان آنها استناد کرد در صورتیکه قواعد متقن و ثابتی در علم تبارشناسی داشته باشیم.

        • با درود به محد عزیز. از نظر ژنتیکی که در خاورمیانه انقدر اختلاط پیش آمده که اصلا نمیتوان نژاد خالص پیدا کرد و بین یک طایفه حتی بعضی شبیه یک قوم و بعضی شبیه قومی دیگرند و البته از این نظر شاید بختیاری و لر و کورد و گیلانی را بتوان در یک گروه و احتمالا با یک ریشه مشترک مادی حساب کرد. در ضمن برخلاف فرموده شما مهمترین عامل قومگراییهای اخیر، اشتراک زبانی است نه ژنتیکی. مثلا یک اصفهانی با یک تهرانی با وجود اختلاف معمولا واضح قیافه، خود را مربوط به یک قومیت می بینند گ این موضوع بین کردهای از طوایف و رنگ و تیپهای مختلف هم هست. موضوع دیگر استناد شما به یک مقاله از احتمالا لکهای کرکوک بود که اصلا نمیتوان آن را مستمسک داشت برای رد یا قبول چیزی خصوصا الان که ارتباطات در دنیای مجازی زیاد شده و چه بسا ایشان تحت تاثیر نظرات برخی لکهای ایران به اینگونه برداشتی رسیده باشند

          • صفات ژنتیکی و وراثتی مورد استناد تبارشناسان معمولا منبعث از dna وسایر ویژگیهای خاص یک گونه نژادی میباشد که وجه تمایز آن گونه با دیگریست که تحت اختلاط های نژادی نامعتبر نمیشه. از طرفی اسناد تاریخی که از منابع معتبر تاریخی مورد رفرنس قرار میگیره بر اساس تاریخ اقوام, جغرافیای سکونت آنها و تاریخ مهاجرتشان میباشد. این قواعد تبارشناسی به لحاظ علمی مقبولیت بیشتری داره تا قواعد زبانی چراکه اساسا رسالت علم زبانشاسی نسب و تباریابی نیست بلکه تهیه یک پروتکل برای طبقه بندی گروههای زبانی هست. در نتیجه بدیهیه که برای کشف نژاد یک قوم باید به تبارشناس رجوع کرد نه زبان شناس.اما درمقوله بعدی بکلی مخالف نظرتان در مورد این هستم که مبنای هر قوم زبانش هست. من با اصالت پنداشتن نژاد مخالفم چون موجودیتش نسبت به زمان متغیره و هر چه به گذشته برگردیم شاهد وحدت نژادها میشیم ولی زبان نه تنها بدلیل تغیر زمانی فاقد اصالته بلکه بخاطر تغیر مکانی حتی نمیتونه یک شناسه موثق هم باشه. بخشی از اقوام پدری من در زمان رضا شاه به تربت جام تبعید شدند الان هیچکدام یک کلمه لکی بلد نیستند و من هم یک کلمه از زبان اونها رو متوجه نمیشم. آیا این تفاوت زبانی باعث میشه ما در یک قوم واحد قرار نگیریم.قطعا پاسخ منفیه چراکه زبان هر شخص تابعی از مکانی هست که در آن زندگی میکنه یک لر در تربت جام ممکنه فقط خراسانی صحبت میکنه یک کرمانج بومی افسراین ممکنه یک کلمه سورانی هم متوجه نشه , یک ترک در اهواژ ممکنه عربی و یک بلوچ بومی تهران ممکنه یک کلمه هم بلوچی بلد نباشه اما این اختلافات زبانی دلیل بر لر نبودن کورد نبودن ترک نبودن و بلوچ نبودن این اشخاص نیست بلکه ناشی از وابستگی زبان به مکان افراد هست که تاکید میکنم همین مساله مهمترین علت فقر زبان برای تباربخشی به اشخاص هست. در مورد اون سایت هم فقط هدفم این بود که بگم لزوما لکهای همجوار با کلهرها خودشون رو غیر کورد نمیدونند بلکه در سایر مناطق غیر کلهرنشین هم این مساله وجود داره والبته این ادعای شما که شاید اون شخص هم از لکهای کرمانشاه تاثیر گرفته میتونه درست یا غلط باشه که از نظر من نوع نگارش و مستندات اون مقاله احتمال تاثیرپذیری از لکهای همجوار کلهرها رو ضعیف میکنه.

    • ما مناطق لک زبان داریم اما مناطق لک نشین نداریم. چون قومیتی با نام لک نداریم و در هیچ کجای تاریخ چنین چیزی ثبت نشده که قومی به نام” لک” وجود دارد.
      شاید یک قوم بتواند زبانی به وجود بیاورد اما هیچ گاه یک زبان نمی تواند یک قوم بوجود بیاورد. بنابراین از نظر علمی و بررسی های مردم شناسی، بررسی قومیت و نژاد از بررسی زبان جداست. هرچند که یکی از چیزهایی قابل بررسی یک قوم زبان آنهاست، اما برعکس تصور عوام، زبان کمترین اثری بر قومیت و نژاد ندارد، زیرا قومیت مجموعه ای است از روابط خویشاوندی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی، باورها و … . هر قومی می تواند به هر زبانی که می خواهد سخن گوید، اما نمی تواند منکر روابط خویشاوندی ( نژادی) و تاریخی خود بشود، و یا یک شبه تمام فرهنگ و باورهای خویش را تغییر دهد.

    • بدیهی است اینکه هرکس بتواند با افراد بیشتری در دنیا ارتباط زبانی دوطرفه برقرار کند یک مزیت برایش محسوب می شود. لکها با اندکی آشنایی و ارتباط، یعنی با کمترین زحمت می توانند با دیگر کردزبان ها ارتباط زبانی دوطرفه ایجاد کنند و در این حالت علاوه بر فهم زبان فارسی که زبان رسمی منطقه وسیعی است، با کردها هم که جغرافیای سکونتشان تا ارمنستان و اواسط آناتولی و نزدیک مدیترانه می رسدارتباط برقرار کنند که این مزیتی انکارناپذیر و سهل الوصول است. شرط آن این است که در این مسیر، با حرکت مستقل و ساخت خط و واژگان جدید سعی در جداکردن خود از دیگر کردها نداشته، علاوه بر حفظ رابطه موجود با زبان فارسی، تا جای ممکن با کاروان کردی هم همراهی کنند.

    • لری بیشتر زبان است تا لکی عزیزم

    • در متن بالا اشتباهات زیاد و عجیبی هست که شک برانگیز است و انگار نویسنده آشنایی کافی با لکی نداشته. درضمن خیلی از تلفظها لکی اطراف خرم آباد است و بیشتر لکها مثلا بجای وژمون و وژتون میگن وژمان و وژتان یا بجای گیو و گیون میگن گیان و شناسه فعلها هم مثلا مان و تان و ان است نه مون و تون و ون که به طور واضح تحت تاثیر تلفظ لری است. اگرهم منظور چیزی ببن o و a است بهتره همان ا نوشته بشه که هم به تلفظ نزدیکتره هم به شکل اصلی کلمات

    • خیلی از دوستان به استناد عکسهای قدیمی که معمولا متعلق به متمولهای زمان بوده میگویند لباس لکها به اینصورت بوده من عکس خوانین کردستان را هم دیدم که با وجود تعصب کردها روی پوشش کردی لباسی شبیه لری دارند. ظاهرا این لباس رسمی قاجاریه

      • جواب ناشناس

        مجسمه برنزهای سه هزار سال قبل لرستان در موزه های خارجی مثل مینهو ببین بعد متوجه میشی لباس لرها از کجا گرفته شده یه کم زحمت بده ببین دقیقا همون ستره و همون شال

    • تعجب می کنم از این همه جدل. هرکس اندک آشنایی با زبانشناسی داشته باشه به راحتی تشخیص میده که ترکمنی و استانبولی و ازبکی همه گونه هایی از ترکیند. همین وضع برای عربی محلی مصر و عراق و مراکش هم هست. تعجب میکنم از کسانی که اهل مطالعه اند و متوجه این مشابهت بین لکی و هورامی و کرمانجی و سورانی و کلهری وهمچنین بین فارسی و لری و بختیاری و بندری نمیشوند!!! لکی قطعا یکی از زبانهای خانواده زبانهای کردی است

    • در مطلب بالا اشتباهات عجیبی هست به علاوه بسیاری موارد با لهجه اقلیت لک نوشته شده که تحت تاثیر لری است. مثلا اکثر لکها میگویند وژمان وژتان وژان نه وژمو وژتو وژو یا وژمون.. شناسه ها هم مان تان ان است نه مو تو……

    • در مطلب بالا اشتباهات عجیبی هست به علاوه بسیاری موارد با لهجه اقلیت لک نوشته شده که تحت تاثیر لری است. مثلا اکثر لکها میگویند وژمان وژتان وژان نه وژمو وژتو وژو یا وژمون.. شناسه ها هم مان تان ان است نه مو تو و یا…

    • لور بختیاری

      این لوری مینجایی یا ثلاثی هست.
      منکه لور بختیاری هستم خیلی شباهت بین لکی و بختیاری هست.
      زنده باد قوم لور.از کلهور تا کمزار

    • دوست عزیز زبان با زبان های دنیا بایذ اشتراکات داسته باشه و لری استراکات زبانی زیاد داره پس لهجه نمیتونه باشه احساسی نظر ندیم خواهشا سرما یعنی cool دقیقا لرا میگن یا اهرم میشه rock که لرا میگن یا گوجه میشه tommatto که لرا میگن و …

    • اصالت به چند کلمه که بهش میگن زبان نیست تاریخ نویسا همیشه از لرها به عنوان ساکنین اصلی سرزمین ایران نوشتند

    • اصالت انسان به چند کلمه که بهش میگن زبان نیست زبان ها تغییر میکنه بعضی ها هم لکی رو لهجه ی از کردی و لری میدونن همه ی تاریخ نویس ها از لرها به عنوان ساکنین اصلی سرزمین ایران نام میبرند

    • چند نمونە دیگر از شباهت دستورزبان لکی وسورانی علاوە بر شباهتهای ارگاتیو کە در کامنتهای قبلی نوشته شده: ئەڕا کوە مە چین؟= بۆ کوێ ئەچی؟ کە معادل کردی کرمانشاهانی آن: چیدە کوو؟ است. ئەڕا چیە سی؟= بۆ چیەتی؟ کە کرماشانی یا بە بیان بهتر کلهری آن ئەڕاى چەیە؟ است. این س همواره در جاهایی که در سورانی ت استفاده میشود دقیقا به کار میرود که در دیگر گویشهای کردی نیست. البته شباهت دستوری لکی و سورانی بیشتر از این موارد است و معمولا الگوهای متفاوت این دو گویش با نظام چیدمان کلمات در فارسی مشابه یکدیگر است.

    • شباهت لکی با لری بیشتر در استان لرستان و شهرهایی است که مخلوط لر و لک هستند یعنی قطعا همزیستی باعث شده از خیلی جهات اشتراک ایجاد شود. اما شباهت دستورزبان لکی با سورانی(به ویژه مکریانی و نه اردلانی) که به دو حالت: ا. اتصال شناسه فعل به کلمه پیشین مانند کارم کرد یعنی کار کردم ۲٫ به قول لرها یا کردهای کلهر برعکس حرف زدن مانند بیچاره ت کردم یعنی بیچاره ام کردی یا کوشتمی یعنی او مرا کشت … و بسیاری کلمه مشترک بین لکی و سورانی، هورامی و کرمانجی درحالی است که در فاصله نسبتا زیادی زندگی می کنند و این به طور واضح نشان دهنده شباهت ریشه یی این زبان هاست

    • شماخیلی … که میگیدلکی زبان است و لری لهجه,لطفا مواظب حرف زدنت باش.مدیر سایت لطفا تایید کن

    • جناب لک کرمانشاه کلماتی که به لکی نوشتی به لردی هم اینا میشه چشم تیه,شکم گعه و زگ,باختن توزیدس,برف وفر,کبک ژرژ,گل هیرو,صاحب حآون,روشن گریسسه,مادرزن حسیره,خوردن هعردی,خوابیدن هفتین.
      در کردی هم تقریبا همین کلمات هستند حالا متوجه میشیم ک این سه زبان چقد به هم شبیه هستند پس اگر لکی و کردی زبان هستند لردی هم کاملا کاملا یک زبان محسوب میشه فقط چون لکی و کردی زیگزاگی تلفظ میشه و لردی یه کم مرتبتر و شبیه به فارسی تلفظ میشه و کلمات فارسیه بیشتری بهش وارد شده مثلا بجای اینگه بگیم مال بیشترمیگیم حونه,اینه که احساس میشه لردی همون فارسیه!!

    • اگر کسی دوست دارد لهجه اصیل لکی را بشنود و بعلاوه… موضوع: ”یوزارسیف لکی” که دوبله طنز بخشی از سریال یوسف پیامبر است یا کارتون ”جوعه مه غروور مه به” که دوبله طنز است را سرچ کند. هم لذت خواهید برد هم با نحوه گویش اصیل لکی آشنا می شوید.

    • اگر کسی دوست دارد لهجه اصیل لکی را بشنود و بعلاوه… موضوع: ”یوزارسیف لکی” که دوبله طنز بخشی از سریال یوسف پیامبر است یا کارتون ”جوعه مه غروور مه به” که دوبله طنز است را سرچ کند. هم لذت خواهید برد هم با نحوه گویش اصیل لکی آشنا می شوید.

    • ما بیرانوندها لرلکیم افتخار میکنیم لریم چون لر بودیم وهستیم..
      لرستان=لک بختیاری ممسنی بالاگریوه دشتستانی کمزاری..لارکی

    • لکی زبان نیست لهجه س که از کلمات ترکیبی لری و کردی استفاده میکند

    • تاریخ و تمدن لر کاملا عیانه و اینکه لری زبان است
      لکی مجموع کردی و لری

  2. با سلام و خسته نباشید خدمت آقای ایتوندی عزیز
    یک چیزی را بنده نتوانستم در میان این مقاله متوجه شوم و آن هم این است که این رسم الخط مختص لک زبانان است یا لرها هم هستند؟؟؟چون برخی جاها می بینم که می گویند رسم الخط لری و لکی …؟؟؟؟؟

    زیرا که زبان لکی “درای بسیاری از واژه های غلیظ و مختص به خود ” که اوصلا لرها آن را متوجه نمی شوند و

    در اکثریت لهجه های لری در مناطق مختلف کاملا نا مفهوم و گنگ است و در این شکی نیست که زبان لکی و

    لری مستقل از هم هستند…

    لری دارای لهجه های میانجایی(خرم آبادی،شوهان،اندیمشک،جنوب استان ایلام و شوش) ،ثلاثی(بروجردو نهاوند

    و ملایر) ،ممسنی(لرهای ناحیه استان فارس) ،لرهای بویر احمدی و کهگیلویه ای (کهگیلویه و بویر احمد)،بختیاری

    “لر بزرگ و اصلی”(خوزستان و چهار محال بختیاری،بخشی از لرستان و اصفهان) ، بهمئی و رومزی (اطراف رامهرمز )
    و لری دشتی که بیشتر در استان بوشهر هستند که در کلیت دارای یک تفاوت بسیار فاحش با زبان لکی

    هستند…..

    حال آنکه بجز برخی از لرهای میانجایی که در همسایگی لک زبان ها هستند و زبان لکی را تا حدودی

    متوجه میشوند و حتی نمی توانند خوب با مکالمه کنند میشود این رسم الخط را برای آنها هم در نظر گرفت

    بدون اینکه از همه این لرها (میانجایی،بختیاری،ثلاثی،کهگیلویه ای،بویر احمدی،بهمئی،ممسنی،دشتی)

    نظرخواهی شود؟؟آیا متخصصین زبان لری از ممسنی ،بختیاری و ثلاثی و میانجایی در این تصمیم شما شریک بوده اند؟؟؟لک های ایلام و کرمانشاه چطور؟؟

    نکته قابل توجه دیگر این است که شما از لک های لرستان هستید آیا از لک های کرمانشاه و ایلام و سایر لک

    هم نظر خواهی شده است؟؟چون با قاطعیت می گوییم که با لک های کرمانشاه و ایلام و حتی نورآبادی ها که

    ۷۰ % خود را کرد میدانند و یا اینکه نظرشان این است که لک و لر فارق از برادری دیرینه ایشان از یکدیگر جدا

    هستند ….آیا این که این رسم الخط مشترک بین زبان لکی و لهجه لری باشد برای همه لک ها هم قابل

    پذیرش است؟؟

    با اینکه در برادری لر با تمام اقوام خصوصا لک شکی ندارم ولی از شما و سایر متخصصین زبان لکی میخواهم

    اجازه بدهید که لری رسم اخطی جدا برای خود داشته باشد و لکی رسم الخطی مختص خودش….

    منتظر پاسخ شما هستم…..

    • با سپاس از لک حمید به خاطر مطلب زیبایتان به اطلاع می رساند لری لهجه است و زبان نیست اما لکی زبان است و همانطور که بیان کردید لهجه لری و زبان لکی تفاوت بسیار دارند و ما لک ها خود را لر نمی دانیم و قرابتی با لرها نداریم و لرها زبان لکی را متوجه نمی شوند

      • لر بودن افتخاریست که نصیب هر کسی نمی شود و ضمننا این را هم بدانید لرها هیچ تمایلی ندارند که لک ها را لر بدانند و همچنین لرها از لک ها هیچ خیری جز برباد رفتن آبرویشان دیدند چون لک ها در لرستان می گویند لکیم و به محض خروج از استان و رفتن به تهران و کلانشهرهای دیگر با دادن یک دسته گل به آب دادن بلافاصله می گویند لریم و وجه لرها را در کشور خراب کرده اند لرها خود به تنهایی انقدر هستند و زبان لری لهجه و گویش های مختلفی دارد که نیاز به لک بیگانه نیست

        • وه وه …
          چقدر این لرها فرهنگ بالایی دارند خدایا دنیا مات و مبهوت مانده اصلأ هرکی هر لهجه ای هم که داره ولی هر کجای ایران و حتی جهان میره وقتی میپرسن کجایی هستی مگن ما لریم ، آخه خیلی افتخار داره بگی لر هستم فرهنگ بالا ، شخصیت بالا ، جایگاه کرامت جهانی بالا ، دنیا سر تعظیم در مقابل این سرتاپا فرهنگ فرود آورده …

        • جمعیت لک بیشتر نه لر.میتونید بپرسید اگه از دامنه زاگرس خارج شدید آخه لرا فکر میکنن زبانشون انگلیسیه هرجا میرن با اون زبان … حرف میزنن.تو کردستان عراق چن شهر لک نشین هست.آره لک نشین و با همین گویش خودمون نه مثل لری هر لهجه ای ساز خودشو میزنه

          • دو میلیون فیلی داره قسمت جنوبیش که خودشونو لر میدونن و هنوز هویتشون با اینکه زبانشون تحت کردی بوده فراموش نکردن

        • من یک لرم و با تمام افتخار خودم و تمام لک ها رو لر می دونم. ما لر ها، لک ها رو با تمام خوبی ها و بدی هایشان می خواهیم. اما کرد ها فقط مشاهیر لک رو می خواهند. این موضوع رو میشه در کرمانشاه دید که هر وقت یه لک کار مهمی انجام میده بهش کرد می گویند اما اگه یه لک کار خلافی انجام بده لر یا فقط لک است. کم نیستند کرمانشاهی هایی که مستقیم به لک ها توهین و اهانت می کنند. از تمام لک ها می خواهم خود را به زور هالو خوَرزای کرد ها نکنند. این کرد ها رفیق نیمه راه هستند. در لرستان لک و لر در یک سطح هستند و با هم فرقی ندارند اما در کرمانشاه لکها بر روی فرش و کردها بر روی عرش هستند و اختلاف طبقاتی بین کرد و لک زیاد است.

          • آخه جناب اعتماد به نفس لرررر تو کی هستی که بگی لک رو با تمام خوبی ها و بدی ها قبول داری به عنوان لرررررررررر
            واسه افتخار لرها همین بس که تو گوگل تا بنویسی جک فورا جک لری رو نشون میده آخه افتخار لر به چیه ؟ به نداشتن حتی یک صفحه لری مکتوب ؟؟؟؟؟
            ما لک ها نه لریم و نه کورد حالا شما میخواد مضحکه عام باشید میخواد نژاد برتر مهم نیست
            ما فقط و فقط لکیم و لکستانی لطفا … دست از سر لک و لکستان بردارند

            • ببخشید فکر کنم تو اصلآ تو کوهدشت زندگی نمیکنی کوهدشت هم لر داره وهم لک وهمه ی مردمشم میتونن به هر دو تا زبان حرف بزنن وبیشتر مردمش سالهاست کنار هم زندگی می کنن چه ازطرف نسبت پدری چه مادر هم لک محسوب میشن وهم لر حالا هر عقیده ای داری لطف کن به هیچ کدومشون توهین نکن منطقه ی که ما الان لکها ولرها داخلش زندگی می کنیم تمدنش به بیشتر از پانزده هزار سال پیش برمیگرده یعنی بیشتر ازخیلی از اقوامی که داخل ایران هستند پس یکم تو گفتگوهاتون به بقیه احترام بزارین

            • ایستادگی اریو برزن مقابل اسکندر مقدونی در کهکیلویه وبویر احمد بگم یا تیمور لنگ که توسط اتابک لر فرامانروای لرستان پیشکوه وپشتکوه لنگ شد وپنج سال محاصره را تحمل کرد یا ایستادگی مقابل مغول یا فاتح تهران سردار اسعد لر بختیاری در زمان مشروطه و وزیر خارجه ان زمان یا جنگ لرستان با ارتش رضاخان وانگلستان (که لرهای فیلی و لکزبانها کنار هم جنگیدن) یا خط شکن های لشگر۵۷ لرستان مقابل عراق کمه تااز بیبی مریم بختیاری و جنگیدنش مقابل روس بگم یا از قدم خیر قلاوند وجنگ با ارتش پهلوی در پلدختر تنها قومی که تو ایران به خاطر عشق به سرزمینش نام غیور معروفند ما هیچ نداشته باشیم همین که لریم خودش افتخار است

            • من لرم ، از سرزمین زاگرس و بلوط و اسب های وحشی آمدم من لرم من از لرستان سرزمین غارهای انسان های اولیه کوگان و هومیان و دوشه آمدم سرزمینی که پایتخت طبیعت لقب دارد من لرم من از ایلام آمده ام از جنگ با عثمانی از پاسداری مرز ها و از اجدادم عیلامیان با شما سخن گفتم من از تنگه بهرام چوبین امدم و مهد تمدن من لرم من از خوزستان آمدم از شوش که ثبت جهانی شد از آپادانا و زیگورات از سرزمین نفت من لرم من از چهارمحال و بختیاری آمدم از بام ایران از سرزمین گردو و بادام و پسته از استان اول در امنیت من لرم من از کهکیلویه آمدم سرزمین چشمه ها سرزمین آریو برزن و دشت های باز لاله من لرم من از شیراز آمده ام از دیار کریم خان زند نقش لباسم را بر نقش برجسته های کاخ تچرببین من لرم من از همدان آمده ام از مهد هم زیستی بابرادرانم کرد و آذری من لرم از پشت کوه آمده ام من اهل صحراهای خشک و شنی عربستان نیستم من لرم تنها قومی که توانست هند را به سرداری نادرشاه افشار فتح کند پس مرا بخت یاری گفتند! من لرم تنها قومی که پایتخت را در مشروطه فتح کرد من لرم همان که آهنگ تحویل سال نوروز را برایت !نواخت آری ، اگر تعریف از خود نباشد ! من لرم

        • سلام
          اقا احمد حالا چرا اینقد با عقده صحبت میکنی مگه دست توه که برا مردم لرستان بخاطر تنوع لهجه مرزبندی کنی؟؟چرا اینقد سطحی نگری یه کم اعتماد به نفس داشته باش ،مگه مردم شهرهای بزرگ چه برتری و فضلی نسبت به مردم نجیب لرستان دارند که شما خودت رو با معیار اونا میسنجی . آبروی انسان به عزت نفس و خودباوری خودش بستگی داره نه قضاوت احساسی و غیر منطقی دیگران.

      • گویشهای لری و لکی هر دو منشعب شده از زبان اوستایی هستند و ریشه اصلی زبان فارسی نیز قرابت زیادی با هردو زبان پهلویی و اوستایی دارد. دلیل عدم تغییرات فراوان در هردو گویش لری و لکی نیز موقیعت تشکیل حکومتها و زبان رسمی کل ایران می باشد. بنده به زبان لکی تکلم میکنم ولی خود را لر میدانینم البته تعلق به یک قومیت تنها گویش نمی باشد.عوامل فرهنگی – جغرافیایی و .. مهم تر هستند . من از روستا های زیادی دیدن کردم .و بعضی مواقع بعضی از روستاهای با توجه به نزدیکی دارای تفاوت گویش در عین همجواری و یکسانی قومیت هستند.

        • چرابه قوم لرتوهین میکنند؟

          دویست سال پیش وقتی که لطفعلی خان زندتوسط اغامحمدخان قاجار این ترکمن مغولی به شهادت رسیدبه علت کینه ای که قاجارهانسبت به لرهاپیداکرده بودندتامیتوانستندبرعلیه لرهادرمیان ملت ایران بدگویی کردندبعدازقاجارهارضاخان هم بدلیل شورش مردم لر(شورش دربختیاری ولرستان ) تامیتوانست لرها راپیش مردم ایران دزدو سرگردنه گیر جاداد،متاسفانه بعدازانقلاب یکسری جریانات ناسیونالیستی کردی دربین فعالان کرد همچون کوموله وپ ک ک شکل گرفت واین گروهکها برای ملتسازی سراغ قوم مظلوم لرامدند کردها باسیاست مرموزو نامردانه ای زیرکانه به لرها توهین میکنند،حالاچگونه؟:عبداله اوجالان رهبر کردها که درترکیه زندانیست بانوشتن متنی به این مضمون،تامیتوانیدبرعلیه لرهابازبان فارسی جکسازی کنیدتا لرها ازفارسها بیزارشده وبه سمت ما کردها بیایندچون لرهابرادران خونی ما هستند..این سیاست کثیف کردها پا را فراتر ازاین گذاشته وسعی دراختلاف وجدایی بین سه تیره لر(لک،مینجایی،بختیاری)رادارندابتداسعی کردند بختیاری رایک قوم جداازلرجلوه دهندبعدازآن سراغ لکهاامدند،به این صورت که الان توطئه تشکیل لکستان رادارند

          • حالا اینو از کجا دراوردی که کریمخان لر بوده جلل خالق از دست این لرها

          • حالا اینو از کجا دراوردی که کریمخان لر بوده جلل خالق از دست این لرها چرا سعی دارین بزرگان لک را بدزدین زشته به خدا زشت

      • منظورت از زبان لکی همون زبانی که ۹۰ درصد کلماتش از کردی ولری گرفته

  3. دوستان رسمالخط زبان لکی که در دانشگاه سلیمانیه نیز موجود است چیزی سوا از لری می باشد

  4. تلاشتان خوب است اما علمی نیست
    ایرادها را رفع کنید. مثلا:
    مَچم ، مَچین ، مَچئ ، مَچیمن ، مَچینُن ، مَچن مضارع اخباری است نه ماضی استمراری معادل می روم می روی می رود و…
    ماضی استمراری آن چنین است:
    مچیام مچیای …

  5. فرزندان آدم،لر باشیم یا لک یا فارس و…مهم نیست دراصل باید بهر زبانی هستیم بتونیم باهم ارتباط برقرارکنیم و اجتماعی باشیم نه اینکه بگیم ما بافلان طایفه قرابتی نداریم زبان و خط برای فهموندن احساسات خوبمون بهمدیگه ست حالامیخواد به گویش ولهجه خاصی باشه یا زبان خاصی فرق نداره،بیاید همه یکی باشیم

  6. دمت گرم خیلی عالی بود

    ف ق ط ل ک س ت ا ن

  7. ایلل فقط وژمون
    بر و بچ لکستان

  8. ز
    ن
    د
    ب
    ا
    د
    دلفان

  9. حالا آقای دلفانی، لکی زبان است،حالا شمایی که لک زبانین چرا رو فرهنگ مانور نمی دهید ؟؟
    چرا فرهنگ واستون مهم نیست ! اصل فرهنگ است نه لهجه و گویش و زبان داشتن !
    اصفهاینا به لهجه اصفهانی حرف میزنن ولی فرهنگ بالایی دارند
    حالا از لهجه بودن لری و زبان بودن لکی چه سودی به شما می رسد یا از زبان بودن لری چه ضرری ؟؟
    بهتر است از روی تعصب حرف نزننین،حداد عادل که لر نیست او در انجمن فرهنگستان و زبان فارسی مکتوبا در چندین مجله معتبر اظهار داشته است که لری جز زبان های جنوب غربی ایران است
    ودر بدترین شرایط گویش بسیار ناب است
    حال شما دوس دارین هر اسمی می خواین روی لری بگذارید ولی این رو بدونین اصل فرهنگ است تا زبان و گویش و لهجه

    • وه وه …
      چقدر این لرها فرهنگ بالایی دارند خدایا دنیا مات و مبهوت مانده اصلأ هرکی هر لهجه ای هم که داره ولی هر کجای ایران و حتی جهان میره وقتی میپرسن کجایی هستی مگن ما لریم ، آخه خیلی افتخار داره بگی لر هستم فرهنگ بالا ، شخصیت بالا ، جایگاه کرامت جهانی بالا ، دنیا سر تعظیم در مقابل این سرتاپا فرهنگ فرود آورده …

      • سلام به همه لر کرد لک.
        البته من لکم از دره شهر چرا همه نظراتون از رو کینس ما لک ها حرفمون اینه که لک ها هم ی سری حقوقشون پایمال شده باکسی هم دعوا نداریم هرکی توهر لهجه وزبانی باشه احترامش بر همه واجبه بدرود

    • یه جور از مانور روی فرهنگ حرف میزنی کسی ندونه میگه اهل پاریسی
      لری دیگه تو گوگل بنویس لر ببین پسوندتون رو چی نشون میده
      اونوقت بیا از فرهنگ لررررررررررررررررر حرف بزن
      جوک لری
      جوک لری
      خخخخخخخخخخخ
      بالاترین سرچ جوک و کلیپ خنده دار مال لراست
      فرهنگ لرررررررررررر
      خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

      • تو گوگل بنویس تا بیاره
        ایستادگی اریو برزن مقابل اسکندر مقدونی در کهکیلویه وبویر احمد یا تیمور لنگ که توسط اتابک لر فرامانروای لرستان پیشکوه وپشتکوه لنگ شد وپنج سال محاصره را تحمل کرد یا ایستادگی مقابل مغول یا فاتح تهران سردار اسعد لر بختیاری در زمان مشروطه و وزیر خارجه ان زمان یا جنگ لرستان با ارتش رضاخان وانگلستان یا خط شکن های لشگر۵۷ لرستان مقابل عراق یا بیبی مریم بختیاری و جنگیدنش مقابل روس یا از قدم خیر قلاوند وجنگ با ارتش پهلوی در پلدختر تنها قومی که تو ایران به خاطر عشق به سرزمینش نام غیور معروفند

      • چقدر زیبا گفت سیمین بهبهانی:
        میدانید از کی لر مظهر خنده شد؟
        از وقتی که ؛تو که خود را صاحب فرهنگ میدانی,میهمانش شدی …و او تنها گوسفندش را برایت سر برید و با خوشرویی از تو پذیرایی کرد…
        وآنگاه که به شهر پر زرق و برق تو آمد؛ساندویچی سر کوچه را با نگاه عاقل اندر سفیه به او نشان دادی!!!!
        میدانی لر از کی مظهر خنده شد؟
        آنگاه که او تمام زندگیش را به دست زنش سپرد وتفنگ به دست از شهر و ناموس تو دفاع کرد…
        میدانی از کی لر مظهر خنده شد؟
        آنگاه که تو نفت را از سرزمین او استخراج کردی تا با پولش به او فخر بفروشی و آنچنان دچار توهم شوی که خود را صاحب فرهنگ بدانی و لر را بی فرهنگ خطاب کنی!
        سرگذشت خود را به اسم لر و در قالب جوک لری بیان نکنید یه روز یه لره…

        یه روز یه لره میشه دکتر ملک حسینی,تنها پزشک پیوند کبد در آسیا…
        یه لر میشه پروفسور هوشنگ اعظمی(بیرانوند )مغز اول دکترین جهان
        یه لره میشه علیمردان خان,که به ارتش رضا خان میگه:
        هر عقابی بخواد از آسمان این کشور عبور کنه باید پرهاشو باج بده…
        یه روز یه لره میشه سردار اسعد بختیاری,فاتح تهران…
        یه لر میشه پروفسور کرم زاده استاد جهانی ریاضی…
        یه لر میشه احسان کامرانی,استاد دانشگاه هاروارد و مخترع قرنیه مصنوعی…
        یه لر میشه پروفسور باهر مغز سوم فیزیک جهان…
        یه لر میشه بانو قدم خیر رهبر مبارزان عشایر در مقابل انگلیس…
        یه لر میشه بهنام محمدی اولین نوجوان شهید در راه وطن…
        یه لر میشه حسین پناهی حرفاش تا ابد میمونه…
        یه لر میشه بی بی مریم…
        یه لر میشه باباطاهر…
        یه لر میشه آریوبرزن…فرمانده ارتش داریوش…
        ما که جوک لری میفرستیم,اینم به اشتراک بذاریم…
        تمام ایران سرای من است

        • ببخشید ایل طرهان جان
          این اسامی که ذکر فرمودید ۹۵ درصدشون که لک هستند ، بقیشون هم بروجردی هستن که شما رو قبول ندارن و اصلأ خودشون رو لر نمیدانند
          میشه بگی پس کدوم یکیشون مربوط به لرها بود؟؟؟؟؟
          خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خخ

          • اسم یکی یکیشونو سرچ کن میفهمی ببینم اونا خودشون از قوم لر میدونستند یا نه بعدم سردار اسعد، بی بی مریم بختیاری ، بهنام محمدی ، دکتر کرم زاده ، علیمردان خان بختیاریند – اریو برزن، دکتر ملک حسینی ، حسین پناهی، بویر احمدی اند قدم خیر دریکوند ، احسان کامرانی اهل پل دختر و….. اقای مرد لک ، لکهای اصیل مثل ایل بیرانوند وباجلوند(سگوند، دالوند و…. ) که به دو زبان لکی و لری مینجابی حرف میزنند هیچوقت خودشون جدا از کرد ندونستند من بزرگای دیگه رو مخصوصا از بروجرد مثل ایت الله بروجردی ،مهرداد اوستا و …. نیاوردم چون زیادن

          • لکهای اصیل مثل ایل بیرانوند و باجلوند(سگوند، دالوند و…. ) و حسنوندو….. همیشه خودشونو از قوم لر میدونستند میتونی به سخنای بزرگاشون رجوع کنی…

          • اقای مرد لک یا مدیر وبلاگ کار درستی نیست مطالبو یا درج نمیکنید یا به صورت ناقص درج میکنید من از ایل طرهانم شما از دلفان تا صد سال پیش هردو زیر حکومت نظر علی خان امیر اشرف اداره میشد ریشمون یکیه فقط عقایدمون با هم فرق میکنه من فقط از قوم مظلوم لر دفاع کردم قومی که بیشتر از اقوام دیگه برای این کشور شهید داده شما میخوای خودت کرد بدون یا این قوم تمسخر کن چرا نظرات بریده منتشر میکنی

            • آقای عزیز صدتا کامنت گذاشتی و منتشر شد تعدادی هم به اسم های متفاوت گذاشتی باز هم منتشر شد دیگه انتظار نداشته باش ما زندگیم رو تعطیل کنیم بشینیم بینیم کی جنابعالی عشقت می کشه پیام بزاری و ما تند به تند تایید کنیم. برخی پیام هاتون هم قابل انتشار نبود به متن اون پیام هات دقت کن ببین چی نوشتی
              ضمنأ یه بنده خدایی هم بنام مرد لک یه جواب بهت داد با وجود اینکه چندتا جواب بهش دادی اما حالا اون رو به ما نسبت میدی ، بهتره خودت رو اصلاح کنی لرها قوم بزرگی هستند به دفاع جنابعالی نیازی ندارند.

      • آقای کوهدشتی فرهنگ تو همین نوشتناته ک مینویسی لرررررررررر و خخخخخخخخخخخخ. بدبختی به مولا

  10. رضایی کوهدشت

    خیلی کارتون علمی وجالب بود استفاده کردیم از اینکه میبینم سرزمین ابادواجدادیم اینجورجوانایی علمی داره خوشحالم.

  11. لکی نود درصدش با کردی ایلامی و کلهری مشترکه!

    • کلهری چند درصدش با سورانی مشترکه؟ بیش از ۶۰ درصد کلمات کلهری با لری یکسان هستند درحالی که در سورانی،هورامی و کرمانج کلمات دیگری استفاده می کنند

      • آرش لکستانی

        این حرفت کاملا اشتباهه کلهری و سورانی و بیش از کاملا از یه ریشه هستند و ولی شیوه تلفظ آنها با هم فرق داره هاز چیزی که اطلاع نداری حرف نزن زشته آبروت میره

        • تو دانشگاه هم کلهر دیدیم هم کرمانج هم سوران زبون هم نمیفهمند چرا تعصبی حرف میزنی نمیفهمند عزیزم از چیزی که اطلاع نداری حرف نزن زشته آبروت میره

        • ما کلهرها لر هستیم . گویش کلهری بسیار با گویش بالاگریوه شباهت داره .
          ایل بالاگریوه بزرگترین ایل از لرهای کلهر هست .
          ایل بالاگریوه شامل ایلات کردعلیوند ، مرادعلیوند(بهاروند) و….. است .

  12. آقای ایتیوند من سنندجیم ببخشید ماهم دقیقا اون کلماتی که به لکی نوشته بودی.مثلا..مه چم ما هم میگیم..ده چوم..

  13. من خدمتم در شهر غیور و براستی مهماننواز نورآباد بود.زبانشان برای ما براحتی قابل فهمه.

  14. درود بر نویسنده محترم مقاله
    استفاده کردیم
    موفق باشید

  15. نویسنده محترم من به عنوان یه لک کنگاوری بسیاری از واژگان لکی را که شما به کار برده اید را قبول ندارم . متاسفانه شما واژه ها را به لهجه لک های لرستان می نویسید که تحت تاثیر لهجه لری قرار گرفته در حالی که لک های کنگاور و کرمانشاه وصحنه و نهاوند وحتی هرسین که درصد بالایی از لک ها رو تشکیل میدن لهجه شون به غلیظی لهجه لک های استان لرستان نیست .
    مثلا شما نوشته اید که لکها به “ما” میگن “عیما” در حالی که ما میگیم “ایمه” یا ضیرهای وژمون، وژتون ، وژون رو ما وژمان، وژتان ، وژان تلفظ میکنیم یا اینکه نمیگیم زمون می گیم زمان . واژه البرز هم فکر نکنم تو لکی وجود داشته باشه و …
    شما اگه می خواین یه زبان رو مورد کنکاش قرار بدین باید به همه جنبه هاش و لهجه هاش توجه کنید نه اینکه فقط لهجه شهر خودتونو معیار قرار بدین
    در ضمن کاملا مشخصه که شما رفتی واژه هایی را پیدا کردی که بین لکی و لری بیشترین نزدیکی رو دارند در حالی که من به عنوان کسی که به لهجه های لکی و لری وکلهری تسلط دارم بهتون می گم که نزدیک ترین لهجه ها به لکی، کلهری یا همون کردی کرمانشاهیه (از لحاظ لغت که لکی و کلهری تقریبا یکی هستند ولی از لحاظ دستوری با این که من هیچ گونه تخصصی در زمینه زبان ندارم ولی یکی دوتا کتاب رو که به زبان پهلوی خوندم شاید بیراه نباشه اگه بگم لکی وکلهری در اصل یه لهجه بودن که کلهری تحت تاثیر زبان پهلوی قرار گرفته و لکی تحت تاثیر لری و فارس دری واین باعث شده این دو لهجه از هم فاصله بگیرن ( البته این حرف های من پایه علمی نداره و برداشت خودمه ولی میشه در موردش بیشتر فکر کرد))
    اینم بگم که چند وقت پیش که یه کتاب در مورد کردی کورمانج می خوندم متوجه نزدیکی بین زبان خودمون با اون زبان شدم یعنی شاید لکی اونقدر که به کرمانج نزدیکه به لری نیست و علت این که ما لک ها لری رو خوب می فهمیم اینه که به علت بلد بودن زبان فارسی و اینکه فارسی و لری بسیار بسیار به هم نزدیکن و اینکه خودمونم لغات م