یادداشت خواندنی / آوای مرگ و زندگی در بیمارستان کوهدشت به قلم یک خبرنگار

وقتی که وضعیت غیر عادی و بحرانی بیمارستان و تلاش و شجاعت بی نظیر و دلسوزی پزشکان ،پرستاران و کادر درمان بیمارستان‌ ‌را از نزدیک تماشا کردم که جانانه در صف اول مبارزه با ویروس کرونا بودند نفس در سینه ام حبس شده بود و محو تماشای فداکاری آنها شدم ،زبان قاصر است از رشادت طلایه داران سلامت…

آوای مرگ و زندگی در بیمارستان امام خمینی(ره) کوهدشت به قلم یک خبرنگار

✍ در بحبوحه ی قرنطینه و خانه نشینی ، در نیمه شبی از ایام تعطیلات نوروز، فرزند خردسالم در حین بازی از ناحیه سر به زمین خورد، ضربه شدیدی به صورتش وارد شد و چانه اش شکافت
به هر دری زدم تا خون صورت پسرم بند شود افاقه نکرد، زخم عمیق و شدید بود باید درمان می شد .
تصمیم گرفتم به ناچار جهت بخیه و پانسمان به بیمارستان‌ کوهدشت مراجعه نمایم ، با ورود به بخش اورژانس که بسیار خلوت و ساکت بود از تصمیم خود پشیمان شدم ، خود و فرزندم را در دام ویروس کرونا می دیدم از طرفی زخم عمق و صورت کودک خون آلود بود باید درمان می شد .

پس از دریافت ویزیت به اتاق پزشک مراجعه نمودم، اما در محل کارش حضور نداشت ، از ایستگاه پرستاری سراغش را گرفتم ، پزشک به اتاق سی سی یو بر بالین بیمار کرونایی رفته بود امری که‌ از لحاظ پزشکی خطاست و ورود پزشکان بخش اورژانس به منطقه خاکستری و قرمز کرونا می تواند منجر به انتقال این ویروس به بیماران عادی شود!!!

فضای دلهره آور و ترسناکی بر تنها بیمارستان شهرستان سایه افکنده بود ، از بخش اورژانس و صحن بیمارستان بوی مرگ و نیستی به مشام میرسید و سایه ی هیولای مرگ به چشم می خورد. لذا بخاطر بخیه صورت پسرم به ناچار منتظر دستور دکتر ماندیم ، در این حین از پرستار خواهش و تمنا کردم که اورژانسی و بدون‌ معاینه دکتر، صورت کودک را بخیه نماید ، پرستار انجام بخیه را منوط به معاینه و دستور پزشک و طی کردن مراحل اداری دانست ، چیزی که‌ من در آن لحظه مقید به اجرای آن‌ نبودم.

در این گیرودار بودم که دختری رنگ پریده ، بدون‌ ماسک و دستکش و با پای برهنه وارد بخش اورژانس شد ، گویی از آوردگاهی خونین از دست لشگر خصم فرار کرده بود و بدنبال نجات جان خود و برادرش بود
سیمای رنگ پریده و سیاه وی چهره یک بیمار کرونایی را در ذهن تداعی می کرد ،هراسان و تند تند دنبال پزشک می گشت

در نبود دکتر با صدایی بلند سکوت” اورژانس” را ‌در هم شکست و سریع اتاق پزشک اورژانس را ترک و به محوطه بیرون بیمارستان برگشت، هنوز لختی نگذشته بود با تختی که بر روی آن جوانی نیمه جان و رنگ‌ پریده بود دوباره وارد بخش اورژانس شد. گویا برادرش چندی پیش به تهران سفر کرده در آنجا به ویروس کرونا مبتلا گشته و مدتی ست که در منزل قرنطینه و تحت درمان بوده ولی بدنبال وخامت حالش فوری او را به بیمارستان منتقل نموده بود.

خواهر دردمند و فداکار در حالی که محوطه بخش اورژانس را بدون هدف در می نوردید با زبان لکی با خود زمزمه میکرد “. وخیر ارا تهرون نچین ” و خیر ارا تهرون نچین ”
پس از لحظاتی دلهره آور و هولناک ، بیمار را به اتاق مخصوص کرونا منتقل کردند ،پزشک در حالی که سر تا پا پوشیده بود سر رسید، پس از صحبت‌ کردن با همراه مریض مشخص شد که پزشک، خانمی است که امشب کشیک است و شب سختی در انتظار او و بیماران می باشد تا پزشک بر بالین بیمار حاضر و مشغول معاینه شد تنفس بیمار دچار مشکل شد باید اکسیژن برسد.
خواهر با صدای بلند فریاد زد ”پرستار اکسیژن!!!!

پرستاران فوری دست خالی و بدون امکانات خود را به اتاق مخصوص رساندند
من به اتفاق مردم و بیماران وقتی شاهد آوای مرگ و زندگی بیمار و پزشک با کرونا بودیم با دیدن این صحنه های نفس گیر‌ و هول انگیز ، بخاطر مصون ماندن از این ویروس خطرناک فوری و بدون درنگ مطب پزشک و اورژانس را رها و بیمارستان را ترک کردم و عطای درمان را به لقایش بخشیدم .

در این حین تصور میکنم خواهر همراه بیمار کرونایی که ققنوس وار به دنبال نجات جان برادر بود دیر یا زود، خود اسیر این ویروس مرگبار خواهد شد و باید خود را آماده نبرد با این هیولای نامرئی و ترسناک نماید

وقتی که وضعیت غیر عادی و بحرانی بیمارستان و تلاش و شجاعت بی نظیر و دلسوزی پزشکان ،پرستاران و کادر درمان بیمارستان‌ بدون امکانات کوهدشت ‌را از نزدیک تماشا کردم که جانانه در صف اول مبارزه با ویروس کرونا مشغول درمان بیماران بودند نفس در سینه ام حبس شده بود و محو تماشای فداکاری آنها شدم ،زبان قاصر است از رشادت طلایه داران سلامت ، به احترام این عزیزان باید سر تعظیم فرود آورد ،باید قدردان تلاش سفیران سلامت باشیم و با رعایت اصول بهداشتی و قرنطینه ، زنجیره انسانی انتقال این ویروس را قطع نماییم تا کادر درمان بتوانند این ویروس را مهار و کنترل نمایند و نیز یقین داشته باشیم که این ویروس دیر یا زود توسط علم مهار خواهد شد.

✍محمد کریمی / خبرنگار و عکاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.