کولیوندها در کجا‌ی تاریخ ایستاده‌اند ؟

تبار لکهای لرستان به نقل از کتاب فرهنگ لکی در سه بخش به نام های ۱- Horu یا چغلوندی ۲- سلسله الشتر ۳- دلفان ساکن هستند و در این بخشها اقوام و طایفه های گوناگونی ازجمله قوم کولیوند زندگی می‌کنند …


وجه تسمیه قوم کولیوند :

با توجه به مستندات مربوطه و مطالعات و آشنایی نویسندگان مقاله با ادبیات لکی ؛ لکها ، از جمله طوایفی همچون بیرانوند ، شاهیوند ،حسنوند ( ق – قاف ) اول اسم در فارسی و نوشتار را در گفتار خود به صورت (ک ) می‌خوانده و اکنون هم رایج است ؛ به عنوان نمونه اشخاصی که نام فارسی آنها با پسوند قلی می‌آید به صورت کلی تلفظ می‌کنند این قاعده در ادبیات کولیوندها هم دیده می‌شوند مثلا!ً ویس قلی را در گفتار ویس کُلی و عزیز قلی را عزیز کُلی و این دسته از مثالها ؛

بنابراین می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که کولیوندها از شخصی به نام قلی گرفته شده‌اند و به مرور زمان و بر اساس ادبیات شفاهی لکها به صورت کُلی بر سر زبانها جاری است به هر ترتیب کولیوندها یکی از ایلهای تابع شخصی یا طابفه‌ ای با نام سلاسله (سلسله) می‌باشند که به صورت کُلی شامل طوایف کرمعلی ، فلک الدین در دشت خاوه به طایفه کرمعلی در دهستان خاوه شمالی و طایفه فلک‌الدین در دهستان خاوه جنوبی به مرکزیت روستای برخوردار در پای کوه گرین زندگی می‌کنند . دو طایفه دیگر این ایل کهن به نامهای کولیوند دوم در شمال الشتر به مرکز دهستان ( بخش ) فیروزآباد که جایگاه اصلی آنها روستای بِتَکی می‌باشد که زبان اصلی این سه طایفه لکی بوده و طایفه آخر این ایل طایفه‌ای موسوم به قلائی به لهجه لری صحبت می‌کنند .

جایگاه کولیوندها در تاریخ قوم کاسیت :

همانگونه که در مقالات پیشین ذکر نمودیم کاسیت‌ها همان قوم لک هستند که تاریخی به درازای تاریخ دارند که نخستین تمدن مدرن در غرب ایران را بنا نهادند و شامل اقوام و طوایف گوناگونی می‌باشد که قوم کولیوند نیز یکی از میان آنهاست .

با توجه به اینکه در چند سال پیش و بنا به روایاتی که از اهالی روستاهای خاوه شمالی شنیده می‌شود وقتی یکی از اهالی دهستان قصد احداث ساختمانی را دارد و اقوام به جمع آوری سنگ از دامنه‌های کوه گرین می‌کنند . به صورت اتفاقی به سنگ قبری می‌خورند که اینگونه و به این ترتیب این کلمات بر روی ان هک شده است الله – علی – محمد – قبر قبرارخان – طایفه سلسله – سنه ۷۰۴ هجری فرزند دوستعلی در اینجا ذکر چند نکته حائز اهمیت است وجود کلمه طایفه برای سلسله و ذکر سال به صورت هجری از آنجا که ما اکنون در سال ۱۴۳۳ به سر می‌بریم بنابراین سنگ قبر مذبور پیشینه این قوم را تا ۷۲۹ سال پیش به عقب می‌برد ………………………..

تخمین قدمت قوم کولیوند بر اساس معیارهای جامعه شناسی :

از نظر مردم شناسی هر طایفه از تعدادی تیره تشکیل می‌گردد که بانی آن بین ۵ تا ۸ نسل می‌زیسته است جامعه شناسان میانگین عمر یک نسل را تقریباً ۳۰ سال می‌دانند حال اگر میانگین ارقام ۵ و ۸ را در ۳۰ ضرب کنیم ۱۹۵= ۳۰ × ۶٫۵ سال می‌شود بنابراین برای شکل گیری یک طایفه حدود دو قرن زمان لازم است از آنجایی که برای سنگ قبر مذبور کلمه طایفه برای سلسله که سرحد فدراسیون ایل کولیوند است ذکر شده است و سال ۷۰۴ همسال مذکور است یعنی سلسله ۷۲۹ سال پیش یک طایفه بوده است و این خود دلیلی بر این ادعاست که سلسله آن زمان از نظر جامعه شناسی دویست سال عمر داشته است زیرا طایفه بوده و اکنون هم ۷۲۹ سال از زمان فوت قبرارخان می‌گذرد بنابراین با یک حساب سر انگشتی قریب به ۹۰۰ سال پیش قوم کولیوند هم وجود داشته است .

در خصوص نژاد مردم کولیوند جان ادموندز به نقل از کتاب لرستان در سفرنامه سیاحان به توصیف غرور و خوی و خصلت نیکوی مردم کولیوند می‌پردازد .

پزشک مخصوص ناصرالدین شاه ( دکتر فوریه ) در زمان ورود ناصرالدین شاه قاجار به گردنه خاوه در سال ۱۳۰۹ و رویت کولیوندهای ساکن دشت خاوه می‌نویسد : نمونه زیبایی از سواران سرکش و آزاد منش را دیدم که گرفتن مالیات از ایشان کار آسانی نبوده است . و آثار دیگری همچون سفرنامه خانم فریا استارک و گذر ایشان از دشت خاوه که خود نقطه عطفی در تاریخ ایل کولیوند است به ذکر ویژگیها و خصوصیات مردمان کولیوند در کتاب در دیار الموت و لرستان در قالب سفرنامه می‌پردازد .

دشت خاوه – مسکن ایل کولیوند

در شمال استان لرستان در دامنه‌های جنوبی کوه گرین ( گر به معنای تپه و کوه ، این به معنای کوه بلند ) سرزمینی به نام عمومی خاوه می‌باشد که خود شامل ایلهای کوچکتری نیز مانند کولیوند – حسنوند – یوسفوند – میربگ و نورعلی بوده است ولی اکنون به دلایل مختلفی فقط قوم کولیوند در این دشت سکنی گزیده است .

بخشهای خاوه و الشتر که از قدیم الایام هم با این نام بوده‌اند اما اکنون با نام سلسله و دلفان موسومند که یکی از اماکن سکونت قوم کاسیت ( قوم کاسیان ) در چند هزار سال پیش از میلاد مسیح به شمار می‌رفته است .

راولینسن در سفرنامه خود آورده است که جلگه غنی خاوه و الشتر همان منطقه نیسین است که زادگاه اسبان اصیل نژاد کلاسیک نیسائی بوده است .

به هر حال نام قدیم خاوه برای اولین بار در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی ذکر گردیده است .

در دیار خاوه و الشتر  که از دیر باز زبانشان جز با شعر باز نمی‌شد نام و یاد شاعران زیادی در خاطره ایل کولیوند و به طور کلی هر لک زبان تنیده است به عنوان مثال می‌توان ملا منوچهر کولیوند را نام برد .

کوهستان گریزن و دشتهای بزرگ خاوه و الشتر طی ۲۰۰۰ سال اخیر شاهد وقایع و حوادثی بوده‌اند که به نوعی یا مبدأ تاریخند یا منشأ ضرب‌المثل ؛ از این جمله حوادث می‌توان به نبرد داریوش با بردیای دروغین ( گئومات ) در سال ۵۲۲ قبل از میلاد در دشت خاوه ، لشکر کشی اسکندر به شمال لرستان و اقامت یک‌ماهه او در دشت خاوه در سال ۳۲۳ قبل از میلاد ، لشکر کشی اعراب و کشته شدن حدود ۴۰ نفر کودک و نوجوان ساسانی در یکی از قُلل کوه گرین که موسوم به چهل نابالغان است .

یک نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت به نظر می‌رسد و ذکر آن برهانی است بر فرهنگ غنی و ادبیات کهن دشت خاوه و ایل بزرگ کولیوند وجود شاعر و عارف نامی قرن پنجم بابا طاهر عریان در دشت بزرگ خاوه به استناد دلایلی چند :

۱-  دو بیتی های که به زبان لکی از بابا در دست است و دلالت بر سکونت در پای گرین می کند .

مِه طاهر ساکن پای گَرینم                                             مه درویش مسلکی آگر دَرینم

۲- منسوب دانستن باباطاهر به فرقه اهل حق و اینکه در گذشته دشت خاوه خاستگاه این فرقه بوده است و این خود جای بسی افتخار برای مردم این دیار دارد ؛  و دلایلی چند که انشاالله در مقالات بعدی به سمع و نظر شما دوستداران ادبیات کهن لکی می‌رسد .

حال قومی با چنین پیشینه تاریخی قریب به نهصد سال دارای ادبیات کهن فرهنگی غنی ، و دست نخورده و وجود مفاخر و مشاهیری مانند باباطاهر و غیره آیا شایسته مضحکه شدن در میان دیگر اقوام را دارد ؟ شاید هنوز از خود چند سوال نپرسیده‌ایم :

۱-  کولیوندها در کجای تاریخ ایستاده‌اند ؟ ( قبل از میلاد زمان حمله اسکندر به ایران و نبرد داریوش با بردیای دروغین یا گئومات )

۲-  ادبیات لکی حکایتها و ضرب المثلها آفریده ذهن چه کسانی هستند ؟ ( شاعران و بزله گویان چون ملا منوچهر و باباطاهر ) و یا شاید به قول محمود دولت محمود ابادی نمی‌دانیم که همه از ایل آمده‌ایم ولی بهتر است این آیه از قرآن را هیچگاه از خاطرمان خط نزنیم

 « وَیلُ لِکُلِ هُمَزه لُمَزه »  وای بر هر مسخره کننده‌ی عیب جویی (همزه آیه ۱ )

منابع :

۱-  دلفان در گذر تاریخ – ایرج کاظمی

۲-  ایل کولیوند – مسعود یوسفی

۳- سفرنامه‌ی هنری راولینسن ترجمه‌ی اسکندر امان الهی بهاروند

۴-  لرستان در سفرنامه‌ی سیاحان – محمد حسین آریا

۵-  فرهنگ لکی –  حمید ایزدپناه

۶-  گلزار ادب لرستان اسفندیار غضنفری

۷- در دیار الموت و لرستان ( فریا استارک )

گردآورندگان مقاله :          مهدی کیانی برخوردار                                     آیت بهار گیر

۱۲۸ نظر

  1. میلاد بهاگیر

    خیلی خوبه که با ارایه این مقاله حداقل کمی از قدمت ایل کولیوند رو ب مردم نشون دادین

    • پس چی فکر کردی داداش ما کولیوند هستیم………….
      تازه شما ما ها رو نشناختید

    • فلسفه تاریخی و جغرافیایی یا هویت ایل کولیوند ها در تاریخ که همگام با سلسله حکومت ها رویدادی روشن . اما ظاهرا خاموش بوده ، .حال می طلبد که کلیه عزیزانی که مشتاق به اشنایی هویت تبار خود دارند. با پژوهش و تحقیق از بزرگان و منابع درست بتوانند یک انقلاب فرهنگی برای تاریخ تبار خود رقم بزنند. حال این انتظار از نسل امروزی می رود که حداقل بتوانند شجره دود مانی خود تا آنجا که میسر هست برای خود تهیه تا بستر ی برای محققینی که درنوشتن عرصه شجره نامه طوایف و تیر ه ها و دودمان ها در حال گرد آوری هستند، فراهم سازند.

    • محمد کاظم فرج الهی

      تاریخ ایل کولیوند تاریخی ست کهن و پیدا با جغرافیایی وسیع و بر گرفته از اصالت و نجابت و فصاحت و بلاغت که شیوایی این چهار اصل تداوم صداقت و دیانت و شجاعت و فطانت برای تبار ایل کولیوند می باشد. سالهاست که هم بینای ی و شنوایمان یعنی هم دید ه ایم و شنید ه ایم که توسط بزله گویان و هزله گویان با دهن لقی ها و کج اندیشان جاهل صفت با دادن نسبت های بی روا و ناشایست و جوک ها و لطیفه های تمسخر آمیز چه ها تکردند. که هنوز آثار شوم این سونامی مخرب کننده شاید فراتر مرزها با اهداف پلید عد ه ای که با زیرکانه و خصومت گذشته با کینه توزی که با تبار کولیوند داشته اند و از هیچ تلاشی کوتاه نیامد ه اند همواره مورد اهانت ها قرار گرفته ایم . حال از کلیه عزیزانی که با قلم شان قلم فرسایی می نمایند و در مسیر سیر تکاملی مفاخر و ادیشمندان اقتدار ایل کولیوند را همچنان با عزت نگه می دارند صمیمانه تشکر می شود. حال بر خود لازم میدانیم که مراتب سپاس و قدرانی خود از مدیر محترم سایت نسیم دلفان به پاس درج مطالب که توسط پاسخ دهندگان ارائه می شود بعمل آوریم با تشکر فرج الهی کولیوند.

  2. میلاد بهاگیر

    زنده باد لک و لکستانی

    • بنام خدا ‘ اما بعد ! مختصر و کوتاه ! اقوام لک که در خطه نوار شمالی استان لرستان ساکن هستند ‘ بر اساس کشفیات باستان شناسی اروپاییان و در دنباله تلاش محققین داخلی سازمان میراث فرهنگی تلاش باستان شناسان داخلی ‘ اقوام لک دومین قوم آریایی بعد از ‘ ‘ اعلامیهابوداست’این اقوام هم مانند سایر اقوام آریایی ساکن در ایران در زمان هجوم دولتهاو اقوام وحشی وبی تمدن به دیار ایران دستخوش تحقیرات فاحشی شده اند’بطوریکه نمی توان گفت که فلان قوم صدرصد اصیل هستند…

    • با سلام . از تاریخ کولیوند بیشتر برامون بگید واقعا جالبه و مایع افتخار ماست زنده باد کولیوند .

  3. مقاله بسیار جالب وخواندنی بود،از تهیه کنندگان این مقاله کمال تشکر را دارم .

  4. نبرد داریوش با بردیای دروغین در روستای سیکوند چواری بوده است ربطی به کولیوند ها ندارد

    • اون موقع شما داشتین … ],چواری

      • باسلام باید بدانیم که لکها اولین رام کنندگان اسب بودن …تیمور لنگ بعد از جنگ در لرستان میگوید انها زنانی دارند که همچون مردان در میدان مبارزه میجنگن ومردانی دارند که هرگز در میدان مبارزه فرار نمیکند تنها تا پای جان مبارزه میکردند ..وبدونید که نبرد داریوش با بردیای دروغین در سیکوند چواری بوده ..زنده باد لکستان

    • باسلام ببینید این مقاله بسیار هم علمی است ودر سال ۱۳۳۵ توسط باستان شناسان امریکایی مطالب بیشتری هم کشف شده مثلا ما کولیوندها اولین سازنده فولاد بودیم این از شمشیری که توسط همین باستان شناسان پیدا شده بود تایید شده هر سانتی متر از این شمشیر چهارصد کیلوگرم وزن رو تحمل میکنه والان توی موزه شیکاگو تالار مخصوص ایران نگهداری میشه با تشکر

    • محمد کاظم فرج الهی

      با سلام زیست گاه کولیوند ها سلسله کو ه های زاگرس میانی بوده و محل سکونت ایلاقی داریوش با توجه به وجود دو قلعه تاریخی درروستای کفراج کولیوند بوده . و وجود کتیبه های وی دلیلی بر سکونت داریوش در متطقه کولیوند شمالی دلفان است. حال اگر به تاریخچه سکونت چوار ی ها نگاهی داشته باشیم . بعد از اعقاب صفوی دروایش از شیراز وارد لرستان گردیدند. یعنی قدمت ایل کولیوندها قبل از دروایش اتفاق افتاده.

    • محمد کاظم فرج الهی

      سلام علی جان جواب تان را در این پاسخ ها می توانید پیدا کنید

  5. جناتان مرغ دریایی

    با عرض سلام مقاله شما در کل فاقد ساختار علمی است.چرا که برگردندان ریشه لک ها به کاسی ها بسیار مبهم است و محتمل تر آن است که لک ها را بازمانده مادها و یا حتی سکاها بدانیم نه کاسی ها-چراکه منابعی مستدل برای این امر وجود دارد.در مورد چسباندن باباطاهر به ایل شریف کولیوند نیز استدلال شما کاملا بی اساس و بی منطق است .اصلا بر فرض صحت اینکه سراینده این دوبیتی باباطاهر است که فرض محال است،چطور می شود گفت چون شاعر اسمی از مثلاگرین آورده و چون گرین منطقه ای نزذیک به ایل کولیوند است بابا طاهر هم کولیوند بوده؟

      • باسلام. مطلب روشن و شفافی بود بسیار عالی. عاشقانه دوستتون دارم. زنده باد لک های غیور زنده باد کولیوندهای با اصالت. لک هستم از همدان

        • عبدالرحمن کولیوند ی

          باسلام.خیلی خوب است که مستند و علمی جایگاه ایل کولیوند و طایفه ها وتیره ها و همچنین محل سکونت آنها ذکر شود.ولی اینکه کولیوندها موشک هوا میکردند یا شیر می گرفتند افتخار نیست.من هنوز نمیدانم از کدام طایفه هستم.

    • حالا جناب جنتان مرغ دریایی تو چرا جوش اوردی اصلا بابا طاهر که هیچی عطار نیشابوری هم مال شما .خیر ازشون ببینی.
      حالا این اقای بابا طهار میخواهد برای نویسنده خرمنکوب بزند یا درو بکند ..خیرت الله خیر

    • محمد کاظم فرج الهی

      با سلام بر مرغ دریایی. نقد همیشه قابل احترام است.کولیوندها نزا دی از قوم لک هستند بنام پالئولتیک قبیله ای از مادها بوده که باروی کار آمدن هخامنشی ها ساختار اجتماعی خود را حفظ نموده. که به مراتب تا حال بر اصالت خود مانده.

  6. فریدون عباسپوف

    باسلام:خستہ نباشید مقالہ جالبی بود منتظر مطالب جدیدتون ھستم.خدا ا دیار سرتونا بو.

  7. اینکه دشت خاوه خاستگاه اهل حق بوده صحت ندارد ،البته اگر منظور نگارنده مطلب طایفه اهل حق است.
    اما اگر منظور از اهل حق با خدا بودن مردم آن منطقه بوده ، بله درست است

  8. نوید زنده دل

    س خوب بود.
    منم یه لک از طایفه کولیوندم با ۸پشتم.با داستانهای دلاوریهای پدرانم که سینه به سینه حفظ شدن..خوشحالم .دستت درد نکنه.

  9. سلام منم از ایل کولیوندم اصالتا الشتری هستم.ولی سالها پیش کوچ کردن اومدن اینجا(ایلام)خیلی دوس دارم بدونم از فامیلامون کسی هنوز تو الشتر هست؟دوس دارم از کسی اطلاعات بگیرم ولی کسی دم دست نیس.دخترم ک هستم ب جای دسرسی ندارم.کسی میتونه کمکم کنه لطفأ؟

  10. فامیلی من کولیونده خودم هم لکم از روستای عباس آباد جد ما اسمش عباس بوده که بهش به لکی میگفتن حواس

    • سلام اسم جد من هم کیاس هست ، کیاس و حواس با هم برادر بودن ، ١٠٠٪‏ با هم فامیلیم من پسر علی محمد نوه ماشی ( ماشالله)

  11. با سلام و تشکر فراوان .تمام مطالبی که فرموده بودید صحیح میباشد اما کولیوند گسترده تر از انچه که ذکر شده بود وجود دارد. مردمانی بسیار دلیر وشجاع هستن.افتخار میکنم که از طایفه بزرگ وبا اصالت.کولیوند هستم.

  12. مطالبتون ک خیلی عالی هستن بابت این مطالب ازتون تشکر میکنم,منتظر مطالب جدید هستم….

  13. راحله خانوم شما اسم چن تا از اشنا هاتون رو بگید تا ببینم اینجا هستن یا ن,من بچه الشتر هستم طایفمونم کولیونده

  14. مجتبی حیدری از تهران

    با سلام و عرض ادب ، من هم کولیوند هستم حدود ۲۰۰ سال پیش از سلسه ودلفان به استان کرمانشاه کوچ کرده ایم افتخار میکنم یک کولیوند و نژاد اصیل آریایی هستم این جرو بحث ها کنار بگذاریم سینه به سینه از اجدادمان یه چیزهایی در مورد دلاوریهای و پاکیهای طایفه کولیوند شنیده ام و در مورد قدمت این قوم همین بس که تاریخی به درازای تاریخ دارد و بس . ممنمون از مطالب عالی شماها

  15. علی کولیوند

    خیلی جالب بود ولی قوم کولیوند بیش از پنج هزار سال قدمت دارد نه نهصدسال

    • سلام علی آقا
      نوشتی ۵ هزار سال ، کاش می نوشتی ۷ هزار سال اصلأ ده هزار و بیشتر
      کی به کیه! کسی که نمیومد یقت رو بگیره بگه چرا دروغ میگی بیشترش کن شرافتأ

  16. باسلام میخواستم بگم طایفه بزرگ بازوند که نصف رومشکان را تشکیل میدهد۰وبازوند هایی که در نهاوند هستند .ایا کولیوند هستند ؟یا؟

  17. کمترین سنخیت فرهنگی و مذهبی بین ایل کولیوند با سایر طوایف که نویسنده در متن درج کرده که اول در خاوه بوده اند وجود دارد۰
    کاش علمی ذکر شده بود تا سینه به سینه ۰یا خرید تحقیق از۰۰۰فروشیها۰
    ایل کولیوند بزرگتر از این جملاتند۰

  18. مسعود فرج الهی/ تهران

    خدمت جناب آقایان کیانی و بهارگیر
    سلام علیکم
    مقاله شما را خواندم، باعث مسرت گردید. من در مورد طایفه کولیوند اسناد زیادی در دست دارم. جناب یوسفی نویسنده اثر ایل کولیوند آنها را دیده است. مقالات متعددی هم در این رابطه در نشریات محلی لرستان نوشته ام. می توانید به آرشیو نشریه سیمره مراجعه بفرمایید. به یک نکته بسنده می کنم تا هویت این طایفه بر همگان روشن شود. و اما نکته: در مباحثاتی که با استاد محی الدین صالحی کردستانی نویسنده اثر معروف یاران ورین داشتم؛ ایشان گفتند بنا بر شواهد و قرائن موجود و مکتوب سرآمدان ادبیات غرب کشور یعنی از شهرزور(اورمیه کنونی) تا شمال خوزستان یعنی اندیمشک کنونی، بلا استثنا خواستگاه آنها کولیوندها هستند. او با ذکر نام ملامنوچهر کولیوند، ملامحمدتقی کولیوند، ملامحمدحسن کولیوند، ملاکریم کولیوند، ملاپریشان، و دیگران…… ادبیات غرب کشور را مدیون شعر این شاعران به خصوص در حوزه شعر شیعی می داند. کتابی در دست چاپ دارم که به این مهم پرداخته ام، و در آینده نه چندان دور به بازار نشر عرضه می شود.

    • جناب مسعود خان طبق تحقیقات بعمل امده مه تقی ملا نبودا. بعد در کتاب قوم شناسی لک آقای نجف زا ده نوشته اند که محمدتقی رییس ایل کولیوند بوده محبت حکمی که سندیت داشته باشد از مه تقی را ارائه بدهید . حداقل یک رییس ایل باید یه عکسی مانند چنگیز خان داشته باشد. یا اگه ملا بوده باید مثل علی محمد کولیوند عکسی داشته باشد. البته نه عکس های آقای ستوده.

      • آقای فرج الهی فکرنکنم شما سن تون اقتضاءنموده باشد که با محی الدین صالحی مقالات نموده باشی ما از بزرگان شنید ه ایم که ایشان در خرم آباد درس می دادند وگاهی اوقات به بزرگان در اصلانشاه سر میزدند .نه به هر شخصی . گویا نقدهای منصفانه آقای شاکرمی دقیقا مصداق این ملاقات شما با آقای صالحی میباشد.

  19. همین قدرکافیست که نیما یوشیج گفتند لکها دارای تاریخی هستند به بلندای تاریخ

  20. حرف قاف از زبان عربی وارد زبان فارسی شده اگر شک دارید برید تحقیق کنید هنوز هم در منطقه ما عزیزقلی را عزیزکلی می گویند و قلی را کلی می گویند قند را کن و قتل را کتل از ریشه قدیمی آریایی کتل که همان ترم مرده است گرفته شده

    • محمد کاظم فرج الهی

      سلام آقای کولیوند لطف نمایید آدرس خود رابنویسید تا در اسرع وقت هویت دود مانی شما مشخص شود

    • محمد کاظم فرج الهی

      آقای ریوار اشتباه نگیر ما عرب نیستیم. اعراب کسانی بودند که از یمن اومدند. و عد ه ای هنوز خودشان را وابسته به آنها می دانند. اصالت و پیشینه تاریخی کولیوند ها از اعراب نبوده از مادها بوده اند

  21. سلام دوست عزیز مطلبتون مقید ولی چند نکته است اول اینکه انتساب لکها به قوم کاسیت که منقرض شده واگر کاوش باستانی نبود حتی نام آن نبود یک اشتباه است نمی شود در حداق ۱۰۰۰۰ سال پیش قومی بنام کاسی باشه ولی بازماندگان آن هنوز اینقدر کم باشه پس مشخصه این ادعا درست نیست دوم اینکه این قبر کجاست ودر کدام موزه است تا محققین بروند بررسی کنند نمی شود با حدس و گمان تاریخ کسی را بالا و پایین کرد و اینها حدس و گمان هستند قطعیت تاریخی ندارن نگفتنشان بهتر است از گفتنشان سوم بیشتر مردم هم می گویند ما لریم ولی این یک دروغ است چرا لرها نه در زبان ونه در قیافه با ما هماهنگ نیستند ولی اگه بنا باشه ما به کردها نزدیکتریم چرا که بیشتر محققین سلسله را از کردان شهر زور معرفی کرده اند حال ما به لر وکرد کاری نداریم ولی خوبه علمی و مستدل حرف بزنیم

    • محمد کاظم فرج الهی

      سلام بر لک ایلام نقد سازنده همیشه قابل احترام است . به نظر بنده نژاد لک ها با مطالعات تاریخی که داشته ام اززمان مادها که ساختار اجتماعی ملوک الطوایفی ایجاد نمودند بوجود اومده. که فلسفه ان در یک خط نمی توان خلاصه نمود. اما در کل کولیوندها اصالت و پیشینه تاریخی انها به زمان مادها بر می گردد. اما در مورد سنگ قبر قبرار خان این موضوع هم صحت دارد..اگه شماره ای محبت نمایید. ان را برایتان بوسبله تلگرام خواهم فرستاد.۳

  22. بله موافقم که لکها بعضی وقتها ق را ک تلفظ می کنند الان در منطقه ما چاقو را چکو Chaka تلفظ می کنند

  23. ما تا زمانی که تحقیق گسترده ای در باره لکها به وسیله یک موسسه شناخته شده بین المللی انجام نشه. درباره تارخ کهن بهتر نظر ویژه ای نداشته باشیم، ما لکها رو در تاریخ ۵۰۰ ساله گذشته و بسیار مردمان با فرهنگ، قوی، و تاثیر گذاری در تاریخ معاصر میشناسیممیشناسیممیشناسیممردان بزرگی چون کریم خان و باباطاهر و …من یک کولیوند« کرمعلی» از مردم لک دلفان و از تمام لکانستم، و نام لک و لرستان در هم تنیده هستن .

  24. فتحیان باغی از خرم اباد

    باافتخار میگم من یک لک از طایفه کولیوندم

  25. حمیدکولیوند

    باسلام. بنده از طایفه بزرگ کولیوند هستم از شهرستان سرسبزنهاوند و روستای عنبرقنبر.روستایی که همه کولیوندیم و همه نواده و نتیجه یک پدریم .در ایران نظیرنداریم

  26. کولیوند 18 سیلندر

    درود بر ایل بزررررگ کولیوند…….
    من از دره شهر ایلامم . کولیوند ۱۸ سیلندر زبان زد خاص و عامیم .دره شهر یعنی کولیوند ۷۰ درصدش کولیونده_ طوایف ایل کولیوند دره شهر شامل :طاری بخش،حمکه،کرمشه ، …..قلعه تسمه و عباس آباد و فاضل آبان، خان پری و ……
    دوستان کتاب آقای مسعود کولیوند رو کجا میشه پیدا کرد؟؟؟؟؟؟

  27. از سلسله سربلند و متمدن

    سلام بر تمامی کولیوندهای سربلند تاریخ درودی به بلندای تاریخ بر این فرزند شایسته و خلف سلسله در هرکجای ایران آزاد

  28. عباس گوهری از ایلام

    سلام بر ایل بزرگ کولیوند منم کولیوند هستم ازطایفه فرخشاهی یا فرخشه ازنگارنده گله دارم چراازطوایف زیرمجموعه بطور کامل نام نبرده نام بنده عباس گوهری پدرم مرحوم درویش عباس ف گلمراد ف ولکه(ولی الله)ف خیرکه(خیرالاه)ف گجر از ایل بزرگ کولیوند طایفه فرخشاهی زادگاهم دشت خاوه اکنون ساکن ایلام هستم که درحدود یک قرن پیش جدم به استان ایلام آمده درود بر لکستان درود بر ایل بزرگ کولیوند

  29. كوروش كوليوند

    سلام من کولیونم اهل ملایر ما حدودا۱۵۰ سال پیش به ملایر اومدیم اینجا یه طایفه بزرگیم جد ما امیر علی بوده که قبلا توی روستا های الشتر اسیاب داشتند ما اکنون نمیدانیم کدام روستا بوده خیلی دوست دارم بدونم اصل نصب قبل از امیر علی کی بوده ضمنا ملایر کولیوند زیاد داره حدود ۵ تا روستا فقط کولیوند داریم اگه میتونین کمکم کنید منون

  30. سلام من کولیوندم..از آبدانان ایلام.در حدود ۱۵۰سال پیش از الشتر به درهشهر و از آنجا به آبدانان نقل مکان کرده ایم.خیلی دوس داشتم برم الشتر و اقواممون رو پیدا میکردم

  31. آیت بهارگیر

    سلام بردوستان وهم زبانان خودم از نظرات شما متشکرم لطف دارید که نظردادید

  32. امرالله چگنی

    امرالله چگنی هستم ازروستای عنبرقنبرکه شامل دوطایفه بزرگ کولیوند وچگنی میباشدروستای بسیارمذهبی ومردمان شاد که دوطایفه باهم خوب ودست دردست هم زندگی می کنند

  33. سلام،من کولیوندم از کرج، خوشبختانه نماینده مجلس شهرمون کولیونده که باعث افتخار ماست، براشون آروزی موفقیت میکنم

  34. سلام تشکر میکنم از اینکه به فکر ابل غیورمون هستید و تلاش میکنید که نام آوازه کولیوند د لابه لای تاقچه ها گرد و غبار نخوره میثم کرمزاده افتخارم اینه که کولیوندم از شهرستان پلدختر روستای چم مهر

    • صدرا و مصباح نسل های کوچک کولیوند

      سلام میثم جان عرض ادب و خسته نباشی خدمتت دارم.حقیقت مطلب را شما بیان می نمایید . کولیوندها با این همه داشته های ادبی و مفاخر و مشاهیر متاسفانه خاموش هستند. یعنی یه طوری خودشان را در فضای اجتماعی قرار می دهند. که موتور محرک دیگران می شوند. این موضوع واقعا دردآور است. بله درست می فرمایید کم ادعایی کولیوندها و احساس خود باوری نداشتن باعث شده که لابه لای طاقچه ها گرد وخاک بخوریم و در اصل به نسل امروزی از نظر هویت فرهنگی و تاریخی ایل کولیوند توسط دانایان کم لطفی میشود. یعنی تا کنون شفافیت تبار شناسی برای ایل کولیوند رقم زده نشده . اراتمند فرج الهی کولیوند

  35. پوریا کولیوند

    منم عضو کوچکی از طایفه کولیوند ها هستم و بزرگترین ارزوم اینه که با عمو زاده های خودم (کولیوندهای غیور) اشنایی صمیمانه و دوستانه ای داشته باشم و افتخارم این است که کولیوند هستم.ممنون از گرد اوردنده

  36. به افتخار کولیوند ها کف مرتب چون خود من کولیوندم در ضمن کولیوند ها لک لر وکرد هستند یعنی سه رگه هستند

  37. لک کوردستان

    با سلام. متاسفانه اینها هیچ کدام مستندات علمی نیست ، نه خاستگاه اهل حق یا یارسان این منطقه بوده. نه جنگاوری و سوارکاری و… چون اساسا کتاب تیمور لنگ یک رمان تاریخی است و فقط جنبه سرگرمی دارد. طایفه و طایفه گری هیچ وقت به سود هیچ قومی نبوده، تمامی لک ها تا زبانی نژاده و اصیل هستند که زبانشون و از دست ندند تا به سرنوشت کرمانشاه دچار نشیم. متاسفانه خود کم بینی و اموزش ندادن زبان مادری و بجای ان اموزش فارسی یا لری در لرستان بیداد میکنه، و این که لکی داری بیشترین واژگان پهلوی و پارسی میانه در متون بجای مانده ست بویژه متون مانوی، پس در حفظ لکی کوشا باشیم کتاب اکتا ایرانیکا شماره ۹ متون مانوی یافته شده در تورفان . منسوب به مانی. متن های پهلوی. گرداوری جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب اسانا پژوهش سعید عریان از نشر علم . کتیبه ها و سفال نوشته های پهلوی اشکانی. پارتی. نگارش دکتر داریوش اکبر زاده. نشر پازینه . و…. همه نشان از شکوه این زبان میدن. در ضمن لک ها لر نیستند. لکها از بزرگترین خوانین کورد بودن. هستند و خواهند بود
    کولیون. ابدانان

    • با نظر شما که دشت خاوه خواستگاه فرقه اهل حق نبوده ، موافقم چون مستندات تاریخی این اثبات نمیکنه و البته که خواستگاه تشیع ناب بوده است. و اما برای اثبات قدمت تاریخ و فرهنگ این مردم کافیست در مورد تپه های باستانی واشیا پیدا شده در آنجا تحقیق کنید.

  38. خودم کولیوند هستم

  39. با تشکر از زحمات شما ، دشت خاوه همیشه خواستگاه تشیع ناب بوده و خواستگاه فرقه ها است ، برای اثبات قدمت تاریخی این ناحیه وجود تپه های باستانی متعدد واشیای کشف شده کفایت میکند. این مطلب علمی ومستند می باشد.

  40. با سلام خدمت همتون لک ها بر اساس کتابهایی که از چند تاریخ دان ایرانی و خارجی خوندم اصالتا کاسی هستند که شعبه ای از قوم ماد بوده اند که ۳. ۴ هزارسال قبل از اریایی ها وارد ایران شده اند گیلکها نیز از نظر نسبی با ما یکی اند من خودم اصلا الشتری ام ولی دودمانم. که الان بزرگترین طایفه دره شهریم به این شهر کوچ کر ده ایم . مال دوران رضا شاه هستش این اتفاق .در ضمن زبان لکی را پاس بداریم تو استان لرستان لکها وقتی به یه لر میرسن لری حرف میزنن توهین نشه ولی فرهنگ زبان ما زیر سوال میره الان تو شهر ما این گونه نیس

  41. دولت یاری دره شهر ایلام

    زبان لکی را پاس بداریم

  42. فرهاد کولیوند

    سلام بر همه لک زبانان از هر ایل طوایف ما به گذشتگان مان مینازیم ما هم چنان باشیم که اینده گان سربلند باشند

    • امین کولیوند

      احسنت از نظر زیبا و پر مغز شما،نیکی به جهان طریقت مردان است

      • امین کولیوند

        امین کولیوند هستم،ازنهاوند.پدران ما به نهاوند مهاجرت کرده اند (میرم بیگ)متوفی۱۲۵۹شمسی .این طایفه نه بعنوان خان که علیه خان در منطقه خود مبارزه میکردند و الان هم بقایای قلعه نجات از نوادگان میرم بیگ در روستای چولک هست.

  43. این جانب هم کولیوند هستم از نوادگان مستعلی الان ساکن قزوین هستم خیای افتخارم اینه که لکم وکولیوند

  44. پروانه کولیوند

    سلام، خیلی ممنون از مقاله،من از طایفه کولیوند هستم ،اصالت الشتر را دارم ولی در نهاوند روستای عنبر قبر بدنیا امدم. اقای حمید کولیوند که پیام گذاشتن پسر عموی بنده هستن.افتخار می کنم که لر هستم و لرها کمی بیشتر هوای همو داشته باشن

    • آیت بهارگیر

      سلام بردوستان عزیز ازنظرات شما ممنون هستم لطف کردید از انتقاد وپیشنهادهای شما ماهم تا جای امکان داشته از مستندات جمع کردیم از زبان خودمون نیست.ایل کولیوند زبانشان لکی هست ولی متاسفانه چون همجوار هستیم با قوم لر دربعضی شهرها با لهجه لری حرف میزنن ودرکل زبانشان لکی

      • محمدمهدی کولیوند

        سلام منم ازطایفه کولیوندهستم ساکن شهرمقدس قم افتخارمیکنم که الشتری وازروستای کهریزمی باشم ولک زبان هستم حمید وپروانه کولیوند فامیل های من هستن

  45. جهان دهکده ای شده ما هنوز صحبت از کولیوند و حسنوند می کنیم با این حرف ها خوش باشید!

    • جلال جان چرا بعضی وقت ها که اسم کولیوند تا حسنوند میاد خبر دهکده جهان نیست.. و بیشتر خر مهره میشن. التن که صحبت از طایفه میشه ……..

  46. عبدالرحمن کولیوندی

    باسلام.میدانم که الیشتر جزء استان لرستان است.ولی آیا در الیشتر جایی بنام (برد بل) وجود دارد.؟؟؟اصالت جده ما اهل بردبل بوده.

    • بله هست بردبل یکی از روستاهای الشتر است اگر در گوگل سرچ کنی و یا از گوگل مپ میتونی بردبل را پیدا کنی
      علی از اهواز

  47. سلام خدمت همه دوستان و همه کولیوندهای بزرگ
    اینجانب نیز کولیوند هستم.کولیوند فرخشاهی
    به گفته پدرم جد بزرگ ما مرحوم سردارفرخشاهی میباشد.
    و فرخشاهی های فیروزآباد نوادگان سردار میباشند.
    که از نسل فرزندان سردار یعنی مراد حسن و خنجر میباشند.
    به داشتن اصالت و ریشه ای اصیل از قومی بزرگ چون کولیوند افتخار میکنم.
    امیدوارم روز به روز بر افتخارات قوممون افزوده بشه.
    یا علی

    • سلام همشهری من ساکن فیروزابادم بخش اعظمی از ساکنان فیروزاباد از این طایفه ها که شما گفتید ؛ مراد (مرو)، حسن ( حسن بگ ) وخنجر هستن شما الان ساکن کجایید؟

  48. عبدالحمید اشرافی (کولیوند)

    خیلی خوشحالم که کولیوندها به اصالت و زبان لکی خودشان افتخار میکنند .منم کولیوند آبدانان ایلام هستم و خیلی دوست دارم بدانم که نیاکانمان از کجا آمدند و برام جالبه که کشور ایران توسط ایل کولیوند به دو نیمه غربی و شرقی تقسیم شده است.از آبدانان ایلام تا لرستان و کرمانشاه و همدان و قزوین و مرزن آباد و چالوس .

    • سلام دوست عزیز،من هم کولیوند آبدانان هستم، در زمان قاجار استان ایلام عشایر لرستان بوده( دره شهر عشایر ایل کولیوند و آبدانان عشایر ایل بیرانوند)اجداد ماه دویست سال پیش از الشتر ابتدا به دره شهر کوچ نموده اند و بعد به آبدانان( چونکه آبدانان منطقه بکری برای دامداری بوده).

  49. خیلی عالی بود …..اردشیر فرخی نژاد از طایفه فرخشاهی ..(کولیوند)ساکن رومشگان

  50. محمد کاظم فرج الهی

    محضر تمامی نویسندگان محترم خواهشا تاریخ را واقعیت بنویسید. کولیوند ها مردمی ادیب هستند و مفاخر زیادی داشتند و دارند فقط به چند نفر خاص اکتفا نمایید.درمورد این مفاخر بیشتر تحقیق نمایید.مثلا رئیس هسته ای آمریکا یا کسی که حکم اعدام صدام را صادر نمود یا سردار آزادی خواه در زمان رضاخان ویا یکی ا ز سرداران نادرشاه در جنگ با افغان چه کسانی هستند.پس واقعیت ها را بنگارید. ار تاریخ گویی بی اساس بپرهیزید .در پایان از نسل امروزی میخواهیم برای شن
    اخت تبار ایل کولیوند از بزرگا ن شان تحقیق کنند وبا افتخار ببالیم که ریشه ی اصالت کولیوندها کجای تاریخ قرار گرفته.منتظر مقالاتی از مفاخر اندیشمند کولیوند ها باشید

  51. وحیدعالی پور

    باسلام.خیلی هم عالی واقعا ممنونیم نسبت به این مقاله بسیارمفید واموزنده بود.منتظر مقالات بعدی شمایم.

    • محمد کاظم فرج الهی

      تاریخ رویدادی از گذشته است که همواره این رویداد بطور دقیق ویقین توسط مورخین در هرعصر تاریخی نگاشته نشده ودر بیان داستان ها شاهد ضد و نقیض های متفاوتی از تاریخ گذشته هستیم که به دلایل سلیقه ای عمل نمودن و یا عدم مطالعه تاریخی از منابع صحیح توسط مورخین تاریخ که جایگاه اصالت و هویت اجتماعی و فرهنگی وسیاسی و حتی اقتصادی برخی از ایلات به مانند کولیوند ها به نسل امروزی معرفی ننمود ه اند . بدون شک اصالت کولیوند ها همگام و همراه با تاریخ این سرزمین کهن پیوسته در حرکت بوده . اما اینجا جای سوال است.. مورخینی که اهل قلم ند . و واقعیت ها و رویدا د های تاریخی را که بصورت سینه به سینه که از بزرگانی که توان نوشتن آن را نداشتند و مورخین بعنوان امین بیانات آنان یاداشت می نمودند چرا سرپوش به واقعیت می نهند. بطور مثال ایل کولیوند ها که خواستگاه جغرافیایی آنان سلسله بوده و همیشه مورد چپاول و غارت یاغیانی قرار می گرفت که به طور بی رحمانه حتی منجر به قتل و عام می گردید تاریخ خود گواه و شاهد این ناملایمات جانسوز مردم زحمت کش بوده . و همین مسائل ذکر شده سبب فروپاشی و پراگندگی جمعیت ایل کولیوند گردید. حال داستان واقعی تاریخ می تواند گواه رشادت سرداری آزادی خواه بنام چنگیزخان کولیوند باشد که با همت والای خود توانست به ایل کولیوند اقتدار هویت تاریخی را به جامعه فهیم کولیوند باز گرداند. حال چندین مفاخری که در عصر معاصر نیاز به معرفی آنان به نسل امروزی هست آقای حاج یوسف یوسفی منش کولیوند از طایفه عبدلشه کولیوند که از نوادگان کیقباد خان یکی از سرداران زمان نادرشاه بوده که در با هندوستان و افغان ها رشاد ت ها آفرید۰ که آثری بنام کنزل الا حزان است که آن را بطور رایگان در اختیار مردم قرار داده۰ دُر یتم و دنیا هزار عروس داماد نوشته حاج علی فرج االهی کولیوند. حال در مقاله بعدی اشالله به مفاخر و اندیشمندان ایل کولیوند خواهیم پرداخت. محمد کاظم فرج الهی کولیوند از سلسله

      • محمد کاظم فرج الهی

        سوداگری با تاریخ لرستان و ایلام نوشته عبدالحسین شاکرمی از تبار ایل کولیوند. زادگاهش چغاپوکه دره شهر. در این کتاب با صراحت و شجاعت از تحریف گران تاریخ لرستان نام برده . ایشان با اظهارات شفاف ونقد منصفانه به بررسی کتابها و مقالاتی که گویا بر اساس تاریخ غیر واقعی تو سط نویسندگانی که در این کتاب با ارائه مدارک و اسناد و تصاویر جعلی توسط نویسندگان ذکر شده در این کتا ب آورده شده. انتشارات شاپور خواست خرم اباد را بانی و مسبب این موضوعات دانسته . لذا به جناب آقای شاکرمی به سبب افشاء نمودن واقعیت ها برای مردم و جوانان نسل امروز ی تقدیر و تشکر بعمل میاوریم و ما پشتیبان انسانهای شجاع و مومن و انقلابی هستیم

  52. عباس گوهری که از طایفه فرخشه هستید سالها پیش بنده مقاله ی کوتاهی در باره ی فرخشه ها نوشتم همکارم عزیزمراد گوهری آنرا برای پدرش می خواند وی گفت ؛ پدرش گفته این شخص انگار با ما بوده شما فراموش نشدید آقای محمد کاظم فرج اللهی و نورتقی میرزایی و مصفیسلگی کولیوند و عزیزالله رضایی در حال نگارش تاریخ ایل کولیوند هستند ، دوستان آنها را یاری نمایند و تاریخ دودمان وتیره خود را عرضه کنید مفاخر و شهدا و شاعران و دانایان خود را معرفی کنید قطعا” کتابها علمی و واقعی تر عرضه خواهد شد

    • صدرا و مصباح نسل های کوچک کولیوند

      به آقای استاد لطفی به پاس زحماتش در مورد شناسی تیره ها ودود مان ها و معرفی آنان به نسل امروزی کولیوندها تشکر وقدر دانی بعمل می آوریم

  53. احمدی فرخشاهی

    سلام خدمت همه عزیزان ایل بزرگ و با اصالت کولیوند
    امیدست دوستان عزیزی که در حال تدوین آثاری در مورد تاریخ ایل کولیوند هستند بدون تعصب و با دیدی باز نسبت به تهیه این مهم اقدام فرمایند.
    متاسفانه در کتابهای تاریخی و علی الخصوص کتابهایی که در سالهای اخیر در مورد تاریخ ایلات و طوایف لرستان نگاشته شده است بارها مشاهده گردیده که نگارنده با توجه به قومیت و یا اصالت خانوادگی خویش نقش بسیاری افراد را پررنگ و بسیاری افراد برجسته را کمرنگ نشان داده اند.که این مطلب از انصاف و عدالت نگارش به دور هست.لذا بنده بعنوان فرزندی از خانواده بزرگ فرخشاهی فیروزآباد انتظار دارم که عزیزان حتما در مورد بزرگان فرخشاهی و نقش و زحماتشان در تاریخ کولیوند که حقیقتا در بسیاری از اتفاقات الشتر..دره شهر آبدانان و..موثر بوده اند کوتاهی نورزند..جا دارد از بزرگانی همچون مرحوم مهرعلی خان فرخشاهی..حاج موسی خان فرخشاهی..شیخ محمد خان احمدی فرخشاهی..صید حسن زینلی فرخشاهی .حسین خان فرخشاهی و در گذشته های دورتر نامدار فرخشاهی..قهره فرخشاهی و سایر عزیزان این قوم و خاندان که مردانی شجاع..مردمدار و نام آور بوده اند یاد کنیم..به امید موفقیت تمام عزیزان ایل بزرگ کولیوند

  54. سلام خدمت همه عزیزان
    جناب محمد کاظم فرج الهی و همینطور جناب احمد لطفی چنانچه براتون میسر هست از طریق تلگرام با شماره ۰۹۱۰۰۵۹۰۵۶۰ با بنده تماس حاصل فرمایین که پاسخ سوالاتی رو به صورت خصوصی از شما جویا باشم.
    تشکر

  55. سلام خدمت سروران گرامی
    دوستان ارجمندی که اطلاعاتی در مورد فرخشاهی های فیروزآباد دارند اطلاعات خودشون رو به شماره ۰۹۰۳۵۳۱۰۱۱۷از طریق تلگرام ارسال کنن ممنون میشم..بخصوص شجره نامه سردار فرخشاهی جد فرخشاهی های فیروزآباد تا به امروز

  56. کربلایی حسین مراد صفائی منش

    اینجانب حسین مراد صفائی منش ساکن روستای گنند کبود نهاوند . از تبار کولیوند که یک قرن و نیم زیستگاه مان در چشمه شاقلی کولیوند منطقه بسطام بوده . از افتخارات تاریخی ایل کولیوند اصالت و تدین و مهمانوازی آنها ست.ما حدود ۲۵ خانوار هستیم که در این رو ستا به شغل کشاورزی مشغولیم.
    گر خواهی جهان در کف اقبال تو باشد … خواهان کسی باشما که خواهان تو باشد.
    دلا دردلا در محفلی بنشین که قدر تو گران دانند …. رفاقت رفاقت با کسانی کن که ز مردی نشان دارند.

  57. کولیوند ایلی ریشه دار در غرب ایران وشرق عراق می باشد که فراز و فرود فراوان داشته است در دفاع از کشور و گاه مهاجرت و تبعید را در حافظه ی تاریخی خود دارد آنها در استان همدان و شهرهای تابع آن استان کرمانشاه و شهرهای صحنه و بیستون و حرصین و چمچمال و ماهیدشت و دورود فرامان و … کولیوندها سکونت دارند در ورامین و گرمسار و حواشی سمنان و بومهن و تهران و ساوه و قم و کرج رد پای ایل کولیوند هست رجال مهمی در حال حاضر از کولیوندها قابل ذکر است مانند نماینده کرج و رئیس کل اورژانس کشور همه کولیوند هستند .در کفراج و خاوه و الشتر و کوهدشت و پلدختر و معمولان و رومشگان و دره شهر و خوزستان و… کولیوندها زندگی می کنند در شیراز و حواشی آن و ازنا و الیگودرز و دورود و… رد پای ایل کولیوند وجود دارد . مفاخر کولیوند تحقیقی مستقل را طلب می نماید.

  58. کربلائی حسین مراد صفایی منش( کولیوند)

    اینجانب حسین مراد صفائی منش از ایل بزرگ کولیوند که فراتر از هرقبایلی مبباشد ساکن نهاوند روستای گنبد کبود می باشم / آرزوی موفقیت برای شما و خانواده محترم کولیوند را دارم و ایل تبار کولیوند باعث افتخارارت اینجانب می باشد / هرآنکس ندارد نشان از پدر / بیگانه بخوان نخوانید پسر / هرآنکس که باشد پدر شهریار / نویسد در اینجا بود یادگار / شماره تلفن همراه / ۰۹۱۸۵۴۰۵۱۶۹ /نوه ی کوچک دارم بنام امیرعباس صفائی منش /کولیوند

  59. حسین کلیوند

    با سلام خدمت ملت با تمدن ایران و خصوصا طایفه بزرگ کولیوند ها منتظر چاپ دیوان اشعار آقای علی همت کولیوند قاضی دادگستری باشید ازادمردی که اشعار او را با سعدی مقایسه میکنند و بنا دارد به تاسی از مرادش سعدی در سن پنجاه سالگی منتشر نماید اطمینان داشته باشید پدرم شما را به داشتن نام کولیوند مفتخر خواهد کرد .
    بیتی از غزلش به عشق سعدی اینست
    به شیراز سعدی چنو گوهریست. که هفت آسمانش ز پی مشتریست
    خدا داند از آفرینش چه سود! اگر این جهان بود و سعدی نبود
    کسانی که اورا ندیدند کور. زدنیا برفتند در خاک گور
    خدایا چوسعدی گرت بنده بود چو همت کسی آفریدن چه سود

  60. سلام محمدکولیوند از روستای بهاره سلطان‌آباد با اسنادی که موجود است ایل بزرگ کولیوند زمان رضاشاه پهلوی گروه گروه تبعید می شود چون قومی بزرگ وقوی می‌شود وباج به شاه نمی‌دهد به این فکر می‌ افتند که این قوم از هم متلاشی کنند که الان در اکثر استان هاکولیوند وجود دارد همدان مازندران اراک چراء

  61. سلام برلک لکستان ودرودبر طایفه بزرگ کولیوند،منم ازطایفه فرخشاهی ساکن کرج

  62. هنگامه فرج الهی کولیوند

    دلایل بود محکم ومعنوی/نه رگ های گردن به حجت قوی
    ضمن سلام خدمت همه عزیزانی که به اصالت خودمفتخر هستند
    عرض میکنم که صداقت در ترویج وارائه آن یک اصل مهم است که براثبات آن داشتن مدارک الزامی است وچون جغرافیا وبخش هایی از تاریخ سیاسی ایل کولیوند در این مقاله طبق آثاری نوشته شده از دکتر کاظمی نوشته شده است خود نشان از مدون بودن نوشته است که دلیل بر صداقت ان است

  63. Ahmad Lotfi:
    “کولیوند ایلی در تلاش و حرکت”
    احمد لطفی – مدرس دانشگاه

    کولیوند ایلی قدیمی است، که ریشه ی آن با توجه به عدم منابع عمومی و دست اول، برای رمز گشایی این ایل هنوز در دست نیست. ولی این ایل در حوزه ی استانهای لرستان ، مرکزی، تهران ، کردستان ، مازندران، سمنان ، قزوین، بختیاری، کرمانشاه ، همدان ، فارس، ایلام ، کرمان، وخوزستان پراکنده است . این ایل در هرکجا که زندگی می نمایند، سخت کوش و متحد و منسجمند و در دستجات تیره ای و دودمانی قبلا” قصبه ها و ده هایی را تشکیل ، و با توجه به زیست بومشان که در خیلی از مناطق کوهپایه ای است از سختکوشی و اخلاق تند و صدای رسا و شجاعت کم نظیر برخوردارند. آنها در امور کشاورزی و دامداری در قرون گذشته ، تا کنون سرآمد زمانه بودند، ودر جنگها و دفاع از کشور در قرون میانه در قالب ایل عبدالملکی و در دوران ساسانی هم فعالیتشان چشمگیر بوده است .انها به کریمخان زند کمک کردند و هم پیمان و وفا دار به کریمخان اورا به پیروزی رساندند و برخی از آنها در ملایر با ایل زند به خراسان وشرق ایران کوچانده شدند و بعد از مرگ نادرشاه با کریمخان و صادق خان زند برگشتند . و دراین هزار سال اخیر افراد با سواد و شاعر و دانا و توانا و ارزشمند داشته اند . کولیوندها در دامنه کوه های الوند همدان وکوه های کبیر کوه و گرین و شهرها و نقاط آباد دامنه ی این کوه ها مانند سیمره( دره شهر) و الیشتار( الشتر)
    وهمدان و نهاوند و کرمانشاه و خاوه و کوهدشت، و شیروان و چرداول ، و ماهیدشت ، خرم آباد و حواشی پلدختر و رومشگان ،و نور آباد، وبسطام و…. زندگی کرده و می نمایند .این طایفه اهل لاف و گزاف و دروغگویی و دزدی نبوده، و نیستند آنها افرادی درستکارند و درصد کجرویشان بسیار پائین است . آنها اهل قلم و سواد و شعر و ادبیات غنی بوده، بزرگترین اشتباه این ایل فرهنگی آن بوده است، که مانند برخی از ایلات ، ادبیات خود را ننوشته اند ، و مفاخر کم نظیر شان را به جامعه معرفی نکرده اند.بطور مثال فردی مانند خدا دوست کولیوند که اشعاری برعلیه بی نظمی دولت و حکومت ناصر الدین شاه می نویسد ،که چرا در راه ها امنیت نیست و افرادی قافله ها را عارت می کنند؟ ایشان گرچه مدتی به زندان می افتد ، ولی با شعر ی که گویا در زندان می سراید ، انتقاد تندی ازدزدیِ دزدان و راهزنان می نویسد ، و می گوید ؛ وقتی راه ها امنیت ندارد و راهزنان همینطور مردم را غارت می کنند ، این چه وضعیتی است؟ اگر دزدها برای دختران و فرزندان خودت ( ای ناصرالدینشاه) مشکل ایجاد می کردند آن وقت ساکت می نشستی ؟همین انتقادات خدا دوست کولیوند ، باعث شد که عوامل دولت غارتگران را بازداشت وتمام اجناسی را که از وی و سایرین برده بودند را بر گردانند.[۱]
    ____
    [۱]- نقل قول از میرزا مراد رضا پور، کارمند جهاد سازندگی سابق الشتر – از دودمان علی نقی – تیره کیقبادخان ( کیخاله)- طایفه عبدالشه – ایل کولیوند

  64. باسلام برتمامی اعضای ایل فرهنگی کولیوند،، خصوصا” نسل جوان و بویژه صدرا و مصباحاز نسل خوبان کولیوند ، ممنونم که از این حقیر قدر دانی فرمودید امروز ملاحطه کردم . به رسم ادب،از شما گلهای نوشکفته، مراتب سپاسگزاری را داشته، وازخداوند بزرگ برایتان آرزوی سلامتی و کسب مدارج عالی انسانیت را خواهانم

  65. مختصری در باره ی استاد مهدیخان کولیوند:
    مهدیخان کولیوند اصالتا” از دودمان فرج اللهی و تیره ی ویسقلی و طایفه ی اصلانشاه و ایل کولیوند ( کُلیوند) می باشند ایشان در اواخر زمان پادشاهی ناصر الدینشاه قاجار فردی میانسال بوده و احتمالا” چهل سال داشته است . البته این را از روی تصویری که خوانین لرستان در سوم مردادماه سال ۱۲۷۱ شمسی یعنی چهار سال قبل از مرگ ناصرالدینشاه با وی ملاقات داشته اند ، تخمین زده شده است . وی گذشته از ریاست ایل کولیوند ، فردی ادیب و خطاط و با درایت بوده و طبق کتای مشاهیر لر از وی و پسرش علی نقی بعنوان استاد خطاطی یاد شده است. ودر صفحه ۹۲ سفرنامه ناصرالدین شاه نامی از ایشان برده شده است . این مرد وارسته و ادیب توانمند ، علاقه ی زیادی به گسترش فرهنگ و ادب خانواده و جامعه ی زمانش داشت تا آنجا گذشته از تعلیم سواد و خطاطی به فرزندانش ، به افراد مشتاق دانش از منطق طرهان و دلفان و کوهدشت مبادرت ورزیده است .ایشان برای تعلیم بهتر هنر خطاطی برای فرزندانش دو نفر معلم را از تفرش اراک به منزل آورده وبرای سایر مشتاقان آنها را استخدام می کند .و همه ی مشتاقان سالها از وجود آنها بهره می برند ..
    شجره ی استاد مهدیخان به عبارت کتاب دیوان ملا منوچهر کولیوند به همت نوه اش منوچهر نور محمدی چنین است؛
    مهدیخان فرزند رضا قلی فرزند فرج الله خان فرزند یوسف خان فرزندنفس فرزند قفس فرزند ویسقلی … فرزنر اصلانشاه …. فرزند کولیوند…. [نورمحمدی، منوچهر ؛ ۱۳۸۱؛ ۲۳۸]
    شجره نامه مهدیخان فرج اللهی به نقل از استاد حجت الله حیدری ، در کتار تبارشناسی ایلات لرستان صفحه ۲۲۴ چنین آمده است :
    مهدیخان فرزند فرج الله فرزند شاه قلی فرزند یوسف خان فرزندویسقلی …..فرزند اصلانشاه …. فرزند کُلیوند( کولیوند)
    شجره نامه مهدیخان به نقل از علی آقا فرج اللهی فرزند آقامیرزا فرزند علی نقی فرزند مهدیخان به شرح زیر است ؛
    مهدیخان فرزندفرج الله شاهقلی فرزند یوسف خان فرزند قفس فرزند نفس فرزند نفس فرزندهواس( هوس) فرزندویسقلی … فرزند اصلانشاه
    فرزندان مهدیخان:
    •چنگیز خان کولیوند جانشین و رئیس کولیوند
    •رصاقلی
    •علی نفی
    • محمد تقی
    • شهباز
    •کرم
    •….
    اعقاب مهدیخان بطور خلاصه دارای فامیلی های زیر هستند و در الشتر و لرستان ، و برخی از نقاط ایران پراکنده اند؛
    ▪ فرج اللهی ها
    ▪چنگیزی ها
    ▪صولت پورها
    شجره ی خانواده علی آقا فرج اللهی که از اعقاب مهدیخان می باشد و پدر و پدر بزرگش همه از صاحبان شعر و ادب و هنر خطاطی و مردمداری بوده اند با احتساب پسرش به شرح زیر است:
    محمدمهدی فرزند علی آقا فرزند آقا میرزا فرزند علی نقی فرزند مهدیخان فرزند رضاقلی فرزند فرج الله فرزندیوسف خان فرزند نفس فرزند هوس فرزند ویسقلی ( ویس کلی) … فرزند اصلانشاه….. فرزند کولیوند.
    انشاء الله نکات تکمیلی را جناب آقای محمد کاظم فرج اللهی اضافه خواهد کرد .
    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
    الاحقر: احمد لطفی – مدرس دانشگاه

  66. Ahmad Lotfi:
    Ahmad Lotfi:
    مختصری در باره ی استاد مهدیخان کولیوند:
    احمد لطفی – مدرس دانشگاه

    مهدیخان کولیوند اصالتا” از دودمان فرج اللهی و تیره ی ویسقلی و طایفه ی اصلانشاه و ایل کولیوند ( کُلیوند) می باشند ایشان در اواخر زمان پادشاهی ناصر الدینشاه قاجار فردی میانسال بوده و احتمالا” چهل سال داشته است . البته این را از روی تصویری که خوانین لرستان در سوم مردادماه سال ۱۲۷۱ شمسی یعنی چهار سال قبل از مرگ ناصرالدینشاه با وی ملاقات داشته اند ، تخمین زده شده است . وی گذشته از ریاست ایل کولیوند ، فردی ادیب و خطاط و با درایت بوده و طبق کتاب مشاهیر لر از وی و پسرش علی نقی خان فرج اللهی، بعنوان استاد خطاطی یاد شده است. ودر صفحه ۹۲ سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار، نامی از ایشان برده شده است . این مرد وارسته و ادیب توانمند ، علاقه ی زیادی به گسترش فرهنگ و ادب خانواده و جامعه ی زمانش داشت تا آنجا که گذشته از تعلیم سواد و خطاطی به فرزندانش ، به افراد مشتاق دانش، و ادب از مناطق طرهان و دلفان و کوهدشت و الشتر ، مبادرت ورزیده است .
    مهدیخان کولیوند، برای تعلیم بهتر هنر خطاطی برای فرزندانش دو نفر معلم را از تفرش اراک به منزل آورده، وبرای سایر مشتاقان آنها را استخدام می کند .و همه ی مشتاقان هنر خطاطی و سواد خواندن و نوشتن ودرس اخلاق و دین، سالها از وجود آنها بهره می برند ..
    شجره ی استاد مهدیخان به عبارت کتاب دیوان ملا منوچهر کولیوند به همت نوه اش منوچهر نور محمدی چنین است؛
    مهدیخان فرزند رضا قلی فرزند فرج الله خان فرزند یوسف خان فرزندنفس فرزند قفس فرزند ویسقلی … فرزند اصلانشاه …. فرزند کولیوند…. [نورمحمدی، منوچهر ؛ ۱۳۸۱؛ ۲۳۸]
    شجره نامه مهدیخان فرج اللهی به نقل از استاد حجت الله حیدری ، در کتار تبارشناسی ایلات لرستان صفحه ۲۲۴ چنین آمده است :
    مهدیخان فرزند فرج الله فرزند شاه قلی فرزند یوسف خان فرزندویسقلی …..فرزند اصلانشاه …. فرزند کُلیوند( کولیوند)
    شجره نامه مهدیخان به نقل از علی آقا فرج اللهی فرزند آقامیرزا فرزند علی نقی فرزند مهدیخان به شرح زیر است ؛
    مهدیخان فرزندفرج الله شاهقلی فرزند یوسف خان فرزند قفس فرزند نفس فرزند نفس فرزندهواس( هوس) فرزندویسقلی … فرزند اصلانشاه… فرزند کو لیوند .
    به نطر نگارنده سخن هانیه فرج اللهی دختر علی آقا فرج اللهی و سیری در شجره های متفاوت از همه ی این شجره ها به عقل و حقیقت نزدیکتر است .بنابراین شجره ی مهدیخان کولیوند به شرح زیر است :
    هانیه فرزند علی آقا فرزند آقا میرزا خان فرج اللهی فرزند علی نقی خان فرزند مهدیخان کولیوند فرزند رضاقلی خان فرزند شاه قلی خان فرزند فرج الله فرزند یوسف فرزند قفس فرزند نفس فرزند هوس ( هواس)فرزند ویسقلی …. فرزند اصلانشاه …. فرزند کولیوند
    فرزندان مهدیخان:
    •چنگیز خان کولیوند جانشین پدرش مهدیخان و رئیس ایل کولیوند و قلایی
    •رصاقلی خان
    •علی نفی خان
    • محمد تقی خان
    ▪غلامرضا خان
    ▪رضاقلی خان
    ▪محمد رضا خان
    ▪فرخ خانم

    اعقاب مهدیخان بطور خلاصه دارای فامیلی های زیر هستند و در الشتر و لرستان ، و برخی از نقاط ایران پراکنده اند؛
    ▪ فرج اللهی ها
    ▪چنگیزی ها
    ▪صولت پورها
    شجره ی خانواده علی آقا فرج اللهی که از اعقاب مهدیخان می باشد و پدر و پدر بزرگش همه از صاحبان شعر و ادب و هنر خطاطی و مردمداری بوده اند با احتساب پسرش به شرح زیر است:
    محمدمهدی فرزند علی آقا فرزند آقا میرزا فرزند علی نقی فرزند مهدیخان فرزند رضاقلی فرزند شاهقلی فرزند فرج الله فرزندیوسف خان فرزند قفس فرزند نفس فرزند هوس فرزند ویسقلی ( ویس کلی) … فرزند اصلانشاه….. فرزند کولیوند.
    مهدیخان با توجه به تصویرش در جمع بزرگان لرستان وپسرش علی نقی خان هم در تصویر ملاحظه کردم تا سال ۱۳۱۸ قمری زنده بوده است و احتمالا” مرگش بین سالهای ۱۳۲۵ قمری تا سال ۱۳۳۵ قمری واقع شده باشد.
    این مرد ادیب و توانمند تا زنده بود کولیوند در اوج عزت بود ، اما شش سالبعد از مرگش حاکم الشتر و یارانش کولیوندها دا از سرزمینشان متواری کردند . و چنگیز خان کولیوند با قیام و داد خواهیش موجب برگشت آوارگان گردید.
    وشاعر چه زیبا سروده است؛
    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

  67. “مهرعلی خان فرخشاهی کولیوند”
    مهرعلی خان فرزند نامخدا فرزندحسن بگ فرزندسردار فرزند خیرکه ( خیرالله)فرزند جیان ……. فرزند فرخشاه ……. فرزند کولیوند اهل و ساکن بخش فیروز آباد ( پیروز آباد) می باشند.
    ایشان فردی فعال در امور اجتماعی و سیاسی و انتظامی بودند .انسانی نوگرا و همیار و همکار با مسئولین سیاسی و نظامی بود تا در جامعه ی
    آنروزگار بخش پیروز آباد بسیاری از متمردان و یاغیان را شناسایی و افرادی که صلح و امنیت را به خطر می انداختند با عوامل دولتی همکاری می کرد ، و آنها به دام قانون و سیستم نظامی و انتظامی آن زمان گرفتار می شدند . البته گاهی نیز رقابتهای طایفه ای و قبیلگی در فعالیتها و قَضاوتها و عملکردهای آن شخصیت دوستدار مدرنیته ، تآثیر داشته ، ولی در مجموع ایشان را فردی می شناسند ، که مردمداری و مهمان نوازی و تلاش برای رفع مشکلات مردم، وبرقراری امنیت، و گوشمالی دادن دزدان و منحرفان جامعه ، از ویژگی های بارز وی
    بود . حاج مهرعلی خان فرخشاهی به تمام ادارات و ارگانهایی که لازمه
    تشکیل جامعه ی مدنی بود ، برای تآسیس آنهازمین داد ، تا اداره و نهاد
    آنها شکل بگیرد.(ادامه دارد)

  68. احمد لطفی-مدرس دانشگاه ٠٨:٣٩ – ١٣٩۶/١١/٠٧
    ” معرفی استاد علی نقی خان فرج اللهیِ خوشنویس، و پدرش مهدیخان کولیوند”

    احمد لطفی – مدرس دانشگاه

    علی نقی خان فرج اللهی فرزند مهدیخان کولیوند ، از رجال نامی الشتر در اواخر زمان قاجاریه و اوایل پهلوی است . وی استادی شایسته در رشته ی خطاطی بودند و آنچه از تاریخ برمی آید ، گذشته از مقام عالیجاهی ، در کسوت معلمی ، مشغول آموزش هنر خطاطی به مشتاقان روزگار بوده است . وی ابتدا در محضر پدرش عالیجاه مهدیخان کولیوند فرزند رضاقلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند فرج الله معروف بوده است . مهدیخان کولیوند گذشته از رهبری کولیوندهای منطقه الشتر و قلایی ، خوشنویسی شناخته شده ومعروف بوده است ، تا آنجا که در کتاب مشاهیر لر صفحه ی ۶۴۶در احوالات خوش نویس کوهدشتی یعنی عبدالله خان ابراهیمی سر رشته دار خوشنویس ( متولد۱۲۵۶ شمسی و متوفای سال ۱۳۵۴ شمسی) آمده است ؛ 《مرحوم عبدالله خان ابراهیمی برای تکمیل خوشنویسی مدتی در الشتر می رود و از محضر مرحوم میرزا مهدیخان کولیوند و فرزندش علی نقی فرج اللهی که از خوشنویسان معروف بودند استفاده کرد. 》[۱]
    آنچه از پیشوند کلمه میرزا قبل از نام مهدیخان کولیوند آمده است ، به دوشیوه قابل توجیه است:
    ۱-کلمه میرزا قبل از اسم خاص در گذشته ، خصوصا” در زمان قاجاریه ، به شخصی اطلاق می شد که مادرش سید باشد . با توجه به این که مادر مهدیخان سید نبوده است، این فرضیه رد می شود.
    ۲- میرزا لقبی دیوانی بود ، برای کسانی که بنویس و خوشنویس حکومت و جامعه باشند به عبارت عامیانه به افراد نگارشگر و نویسنده ،میرزا بنویس می گویند. بنابراین لقب میرزا برای مهدیخان به دلیل خوش نویسی و اهل قلم و نگارشگری وی بوده است.

    تصویر میرزا مهدیخان کولیوند که در وسط با چهره ای روشن و کلاه مشخص است.

    ایشان بین سالهای۱۳۲۰ تا۱۳۲۸ هجری قمری یعنی سی و پنج یا چهل سال بعد از نورمحمد خان کولیوند از دنیا رفته است. زیرا نورمحمد خان قبل از مهدیخان رهبری کولیوندهای الشتر و سیمره را به عهده داشته است.

    فرزندان مهدیخان کولیوند
    ۱- چنگیز خان کولیوند
    ۲- محمد تقی خان
    ۳-علی نقی خان
    ۴-رضا قلی خان
    ۵-محمد رضا خان
    ۶-غلامرضا خان
    ۷-عصمت پناه خانزاده خانم
    ۸- فرخ
    از میان فرزندان تاریخ ساز مهدیخان کولیوند باید به چنگیزخان کولیوند اشاره کرد ، که با دادخواهی و قیامی که علیه ظلم قبیلگی نمود، توانست ایل کولیوند را بعد ازچند سال آوارگی نجات دهد . آوارگی کولیوند حدود ۶سال بعد از مرگ مهدیخان کولیوند در الشتر واقع شد ، و حاکم الشتر و همفکرانش، با ستمگریشان موجب آوارگی و مهاجرت و پراکندگی کولیوندها را به مناطق همجوار فراهم کردند .
    چنگیز خان کولیوند با درایت وقیام و دادخواهیش ، حاکم و غارتگران ایلش را نابود کرد، و مجددا” اکثر ایل را به الشتر آوردند . و علی نقی فرج اللهی و محمد تقی خان فرج اللهی و سایر برادرانش، و همچنین خوانین نورمحمدی واسداللهی ، که همه از اشخاص سرشناس منطقه الشتر بودند و گذشته از علم و ادب و سخنوری ، و خطاطی و خوشنویسی، در امر مردمداری و دفاع از حقوق همنوعان و هم تباران خویش فعالیت چشمگیر داشتند ، خطاطان و باسوادان و شاعران و خردمندان اصلانشه عموما” و فرج اللهی ها خصوصا” ، موجب فخر طایفه کولیوند بودند .از جمله بزرگان علم وادب، خاندان یا تیره ی فرج ، می توان علی قلی خان فرج اللهی، محمدتقی خان فرج اللهی فرزند مهدیخان کولیوند وعلی محمد فرزند رضا قلی خان فرج اللهی ، چنگیز خان کولیوند و حسن خان چنگیزی و صولت پورها ، اشعاری بجا مانده است و احتمالا” هنوز به زیور چاپ آراسته نشده اند . امید است اهل قلم آنها را تنظیم و منتشر نمایند.
    مهدیخان کولیوند نیز شعر می سروده است ، وگویا فردی به نام ملا الله رشنو، برای تمام شعرای پیشکوه و پشتکوه به صورت معما مسآله ای طرح می کند و میگوید آن چه درختی است که در گرمسیر باسختی سالی سه بار میوه میدهد؟ شعر معمای ملا الله رشنو از ندیمان والی به شرح زیر است:
    درختی است در وادی گرمسیر
    زبار ثمر سر فکنده است به زیر
    که هر سال سه بار ثمر می دهد
    ثمر را به خون ِجگر می دهد
    استاد سخن مهدیخان کولیوند ، از میان ده ها شاعر پاسخی قابل قبولی می دهد و می گوید ؛
    درختی که گفتی نباشد درخت
    بُوَّد مالیات کُردان شوریده بخت
    به سالی سه بار مالیات می دهند
    و آن را به خون جگر می دهند
    برخی نیزمانندحاجی میر حسینعلی فرزند طاری به نقل از مقاله ورود اولین کردهای ایلامی / باز گیرها ، مینه ای ها ، امرائی ها، دیناروندها به لرستان، چنین گفته است[۲] :
    درختی که گفتی نباشد درخت
    طوایف کُردند و شوریده بخت
    طوایف کُردند و همه لات و پات
    که سالی سه دفعه مالیات می دهند.

    سنگ قبر مرحوم عالیجاه مهدیخان کولیوند متوفی حدودسال های ۱۳۲۰ ه. ق تاسال ۱۳۲۸ه.ق ازدنیا رفته است . نگارنده از روی تصویر سنگ قبر نتوانست آن را تشخیص دهد.ولی بنا به یکی از تصاویر ایشان به همراه خوانین لرستان و پسرش علی نقی خان بطور مسلم تا سال ۱۳۱۸ ه.ق زنده بوده است.

    معرفی مختصر مهدیخان کولیوند
    مهدیخان کولیوند اصالتا” از دودمان فرج اللهی و تیره ی ویسقلی و طایفه ی اصلانشاه و ایل کولیوند (کُلیوند) می باشند ایشان در اواخر زمان پادشاهی ناصر الدینشاه قاجار فردی میانسال بوده و احتمالا” چهل سال داشته است . البته این را از روی تصویری که خوانین لرستان در سوم مردادماه سال ۱۲۷۱ شمسی یعنی چهار سال قبل از مرگ ناصرالدینشاه قاجار با وی ملاقات داشته اند ، تخمین زده شده است . وی گذشته از ریاست ایل کولیوند ، فردی ادیب و خطاط و با درایت بوده و طبق کتاب مشاهیر لر از وی و پسرش علی نقی خان فرج اللهی، بعنوان استاد خطاطی یاد شده است. ودر صفحه ۹۲ سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار، نامی از ایشان برده شده است . این مرد وارسته و ادیب توانمند ، علاقه ی زیادی به گسترش فرهنگ و ادب خانواده و جامعه ی زمانش داشت تا آنجا که گذشته از تعلیم سواد و خطاطی به فرزندانش ، به افراد مشتاق دانش، و ادب از مناطق طرهان و دلفان و کوهدشت و الشتر ، مبادرت ورزیده است .
    مهدیخان کولیوند، برای تعلیم بهتر هنر خطاطی برای فرزندانش دو نفر معلم را از تفرش اراک به منزل آورده، وبرای سایر مشتاقان آنها را استخدام می کند .و همه ی مشتاقان هنر خطاطی و سواد خواندن و نوشتن ودرس اخلاق و دین، سالها از وجود آنها بهره می برند ..
    شجره ی استاد مهدیخان به عبارت کتاب دیوان ملا منوچهر کولیوند به همت نوه اش منوچهر نور محمدی چنین است؛
    مهدیخان فرزند رضا قلی فرزند فرج الله خان فرزند یوسف خان فرزندنفس فرزند قفس فرزند ویسقلی … فرزند اصلانشاه …. فرزند کولیوند…. [نورمحمدی، منوچهر ؛ ۱۳۸۱؛ ۲۳۸] [۳]
    شجره نامه مهدیخان فرج اللهی به نقل از استاد حجت الله حیدری، در کتاب تبارشناسی ایلات لرستان صفحه ۲۲۴ چنین آمده است [۴]:
    مهدیخان فرزند فرج الله فرزند شاه قلی فرزند یوسف جان فرزندویسقلی …..فرزند اصلانشاه …. فرزند کُلیوند( کولیوند)
    شجره نامه مهدیخان به نقل از علی آقا فرج اللهی فرزند آقامیرزا فرزند علی نقی فرزند مهدیخان به شرح زیر است ؛
    مهدیخان فرزندفرج الله فرزند شاهقلی فرزند یوسف جان فرزند قفس فرزند نفس فرزند نفس فرزندهواس( هوس) فرزندویسقلی … فرزند اصلانشاه… فرزند کو لیوند.
    به نطر نگارنده ؛ باتوجه به اقوال شفاهی و سیری که در شجره های متفاوت ملاحظه شده، از همه ی این شجره ها ، شجره ای که به عقل و حقیقت نزدیکتر است. به شرح زیر است:
    محمد مهدی فرزند علی آقا فرزند آقا میرزا خان فرج اللهی فرزند علی نقی خان فرزند مهدیخان کولیوند فرزند رضاقلی خان فرزند شاه قلی خان فرزند فرج الله فرزند یوسف جان فرزند قفس فرزند نفس فرزند هوس ( هواس)فرزند ویسقلی …. فرزند اصلانشاه …. فرزند کولیوند
    فرزندان مهدیخان:
    •چنگیز خان کولیوند جانشین پدرش مهدیخان و رئیس ایل کولیوند و قلایی
    •رصاقلی خان
    •علی نقی خان
    • محمد تقی خان
    ▪غلامرضا خان
    ▪رضاقلی خان
    ▪محمد رضا خان
    ▪فرخ
    ■-خانزاده خانم
    اعقاب مهدیخان بطور خلاصه دارای فامیلی های زیر هستند و در الشتر و لرستان ، و برخی از نقاط ایران پراکنده اند؛
    ▪ فرج اللهی ها
    ▪چنگیزی ها
    ▪صولت پورها
    شجره ی خانواده علی آقا فرج اللهی که از اعقاب مهدیخان می باشد و پدر و پدر بزرگش همه از صاحبان شعر و ادب و هنر خطاطی و مردمداری بوده اند .
    مهدیخان با توجه به تصویرش در جمع بزرگان لرستان وپسرش علی نقی خان هم در تصویر ملاحظه کردم تا سال ۱۳۱۸ قمری زنده بوده است و احتمالا” مرگش بین سالهای ۱۳۲۵ قمری تا سال۱۳۲۸ قمری واقع شده باشد.
    این مرد ادیب و توانمند بعد از نور محمد خان کولیوند تا زنده بود کولیوند های منطقه الشتر، در اوج عزت بود ، اما حدود شش سال بعد از مرگش حاکم الشتر و یارانش کولیوندها را از سرزمینشان متواری کردند . و چنگیز خان کولیوند با قیام و داد خواهیش موجب برگشت آوارگان گردید.
    وشاعر چه زیبا سروده است؛
    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

    درعکس دوم مهدی خان وعلینقی خان حضوردارند.درخط دوم نوشته شده است
    درتصویر بالا مهدیخان کولیوند و پسرش علی نقی خان کولیوند حضور دارند ، این تصویر در سال ۱۳۱۸ هجری قمری گرفته شده است. و بطور قطع مرگ مهدیخان بعد ازسال ۱۳۱۸ قمری اتفاق افتاده است.

    مهدی خان کولیوند باجمعی از خوانین لرستان دردیدارباناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۷۱ شمسی
    تصاویر خوانین لرستان و عکس مهدیخان کولیوند ، بعد از ملاقات با ناصرالدینشاه قاجار، در چهارم مردادماه سال ۱۲۷۱ شمسی یعنی چهار سال قبل از مرگ ناصرالدینشاه قاجار بیانگر لیاقت وشایستگی مهدیخان کولیوند در آن زمان است.ناصرالدینشاه قاجار درسال ۱۲۱۰ شمسی و سال ۱۲۴۷ قمری متولد شده، و در سال ۱۲۷۵ شمسی و سال ۱۳۱۳قمری از دنیا رفته است. اما ایشان در سال ۱۲۲۷شمسی و سال ۱۲۶۴ قمری بر تخت سلطنت جلوس کرد و در سال۱۲۷۵ شمسی و سال ۱۳۱۳ قمری کشته شد.
    آنچه از تصاویربر می آید بعد از مرگ نور محمدخان کولیوند، شخص بلامنازع و قدرت سیاسی و اجتماعی و رهبری ایل کولیوند به میرزا مهدیخان کولیوندمی رسد . دلیل این سخن آنستکه مرحوم نورمحمد خان بعد از ۶۳ سال زندگی با صلابت در سال ۱۲۸۴ هجری قمری از دنیا می رود . وی دوست صمیمی حاج مقصودعلی سوره میری ( شوهان) بودند و هردو مقرب در گاه ناصرالدین شاه قاجار بودند البته وی(نورمحمد خان کولیوند) در بیستمین سال حکومت ناصرالدینشاه قاجار از دنیا رفت ، وبعد از مرگ وی مهدیخان خان کولیوند رهبر ایل کولیوند شد . نورمحمد خان کولیوند درسال ۱۲۲۱قمری متولد و در سال ۱۲۸۴ قمری از دنیا رفته است.
    مهدیخان کولیوند به همراه سایر خوانین لرستانِ آن روزگار ، در مردادماه سال ۱۲۷۱ شمسی برابر با سال ۱۳۰۹ یا ۱۳۱۰ هجری قمری به دربار ناصرالدین شاه قاجار می رسند. این مرد ادیب و لایق تا زنده بود کولیوندهای منطقه الشتر در اوج عزت و قدرت بودند و افراد سرمایه دار کولیوند از جمله خودش معلم سرخانه می گرفتند ، تا بچه هایشان با سواد و با هنر شوند که برای نمونه می توان به ملا علی اکبر و ملا قوچعلی و ملا آواخت عبدالشه دربسطام الشتر اشاره کرد.که پدرشان برایشان معلم خصوصی گرفته بودند.
    مهدیخان کولیوند همانندنسل قبل از خود یعنی نورمحمد خان کولیوند همواره درمسیر بین ییلاق و قشلاق و سردسیر و گرمسیر یعنی بین الشتر و سیمره( دره شهر ) در حرکت و تلاش و تکاپو بودند. چند سال بعد از مرگ مهدیخان کولیوند ، حاکم الشتر، کولیوند ها را متلاشی و پراکنده می کنند.ایل کولیوند در اثر این فشارها ، بالاجبار از الشتر رانده می شوند ، و گویا ده سال آواره و مهاجرت اجباری کردند .تا آنجا که یکی ازپسران مهدیخان به نام استاد علی نقی خان فرج اللهی، که داماد روستای گنجینه کوهدشت بودند به آن منطقه می روند، و استاد علی نقی در همان روستا از دنیا می روند . البته ایشان هم شاغل در منطقه ی کوهدشت هم بوده است.
    چنگیزخان کولیوند بعنوان جانشین رسمی مهدیخان کولیوند، بعد از مدتی دادخواهی و رفتن به دربار آشفته ی آنروزگار که انتقال قدرت و دولت کودتا در حال شکل گیری بود و همه چیز برای به قدرت رسیدن رضا خان میر پنج مهیا می شد . چنگیز خان کولیوند با رفتن به پایتخت کشور، بعد از چهل روز بلاخره با رضا خان میر پنج ملاقات می کند ، واز ایشان قولهایی می گیرد ، و وعده هایی نیز به وی می دهند. با آمدن سرهنگ گیگو نهایت با مرگ خوانین حسنوند و بیرانوند وسایرین ، چنگیز خان کولیوند ، زمام قدرت سیاسی و احتماعی الشتر را بدست می گیرد و ایل و تبار خود را به جایگاه اصلی خود یعنی الشتر می آورد.

    شجره ی مهدیخان و نورمحمدخان کولیوند
    باتوجه به این که فرج الله خان و مرشد خان برادر بودند و در زمان زندیه بودند بنابراین شجره ی یک خانواده از فرج اللهی ها و یک خانوده از مرشد خانی ها را به ترتیب ارائه می گردد.
    شجره ی خانواده ی علی آقا فرج اللهی چنین می باشد :
    هانیه و فائزه و محمد مهدی هرسه فرزند علی آقا فرزند آقا میرزا فرزند استاد علینقی خان فرج اللهی فرزند مهدیخان کولیوند ، فرزند رضا قلی خان فرزند شاهقلی خان فرزندفرج الله خان فرزند یوسف جان فرزند قفس فرزند نفس فرزند هوس (هواس) فرزند ویسقلی فرزند …… اصلانشاه فرزند …..کولیوند می باشد .
    شجره خانواده ی منوچهر نور محمدی از اعقاب نور محمدخان کولیوند و مرشدخان کولیوند با توجه این حقیقت که فرج الله و مرشد خان برادر بوده و هردو فرزند یوسف جان هستند، به شرح زیر خواهد بود:
    کیانوش فرزند منوچهر نور محمدی فرزند علی فرزند ملا منوچهرخان کولیوند فرزند خسروخان فرزند نورمحمد خان کولیوند فرزند گل محمدخان فرزند شاه قباد بگ فرزند مرشد خان فرزند یوسف جان فرزند قفس فرزند نفس و فرزند هوس فرزند ویسقلی فرزند …..اصلانشاه فرزند …… کولیوند

    ازدواج استاد علی نقی خان فرج اللهی
    گرچه خاندان های فرج اللهی اعم از فرج اللهی ها و چنگیزی ها و صولت پورها وخاندان مرشدخانی که معروف به نور محمد خانی و اسداللهی، همگی در الشتر وسیمره معروفند، به اولین خاندانهایی که شاهنامه خوانی و سعدی خوانی و نظامی خوانی را در منطقه پیشکوه به ویژه در دربار زند و دربین ایلات سلسله و دلفان باب کردند و با این شیوه گسترش دایره ی ادبیات را در منطقه ی لرستان و لکستان رواج دادند .
    باتوجه به نفود مهدیخان کولیوند ، بعد از نور محمد خان کولیوند در بین لرستان و لکستان ، واهل هنر بودن خودش و پسرش علی نقی خان فرج اللهی و مدرسه و مکتبی که داشتند و حتی آن خانِ فرهنگ دوست ، دو معلم و هنرمند خطاط رابه نامهای ملک علی خان تفرشی و ملا احمد تفرشی استخدام می کند.
    بنابراین جناب میرزا محمد حسینخان مشَّرف الدیّوان از خوشنویسان و ادبای زمانِ خود ، به علت تصدی سر رشته داری فوج امرایی، ایشان پسرش عبداله خان ابراهیمی را به محضر مهدیخان کولیوند و پسرش علی نقی خان کولّیوند به الشتر می فرستد . و همین مراودات فرهنگی باعث وصلت بین عصمت پناه فرخ سلطان ابراهیمی و عالیجاه علی نقی خان فرج اللهی کولیوند می شود و از این ازدواج مبارک فرزندانی بوجود می آیند که برای ایل کولیوند، در سخنوری و عدالت و خیر و برکت خواهی ، نمونه ی منطقه ی خود شدند شدند . به طور مثال چند تا از درخواستها ی آقا میرزا خان فرج اللهی فرزند علی نقی خان و پاسخ مسئولین به ایشان ضمیمه ی این مقاله خواهد شد .
    فرخ سلطان ابراهیمی از طایفه ضرون می باشد ومادرش برادر زاده ی مهدیخان می باشد . و برخی ضرونی ها را جزو خوش چهره های کوهدشت می دانند. سکونتگاه پدری فرخ سلطان روستای گنجینه کوهدشت می باشد . و استاد فرزانه و خوشنویس زبر دست علی نقی خان فرج اللهی در همان روستای گنجینه ، با همسرش زندگی می کند .تا آنکه حدود سال ۱۳۱۶ شمسی چهره در نقاب خاک می کشد. امید است آیندگان مزار مطهر این پاکدلانِ نیک نفس را گرامی بدارند و با آباد کردن آرامگاه چنان افراد هنر دوستی، جایگاهی را برای همت خواستن عالمان و خردمندان و هنر مندان مهیا نمایند.
    فرزندان علی نقی خان فرج اللهی کولیوند و فرخ سلطان ابراهیمی ضرون، عبارتند از؛
    ۱- آقامیرزاخان فرج اللهی
    ۲- آقا رضا خان فرج اللهی
    آقا رضا خان باوجود داشتن نعمت سواد و علم و دانش، ولی در جوانی جان به جان آفرین می دهد و از وی فرزندی بجا نمانده است . ایشان در سال ۱۳۳۹ شمسی از دنیا می رود و جناب عبدالمجید بنانی نیز تسلیت نامه ای برای باز ماندگان می فرستد که ضمیمه ی مقاله خواهد بود.
    این هم تصویر تسلیت نامه ای است که عبدالمجید بنانی جزو حکام وقت لرستان وشخصیتی شناخته شده درلرستان ودربار حکومت آن روزگار بودند. ایشان این تسلیت نامه رابه مناسبت مرگ مرحوم آقا رضاخان فرج اللهی برای برادرش آقا میرزا خان فرج اللهی ، در سال ۱۳۳۹ شمسی فرستاده است.

    ایشان در سال ۱۳۳۹ شمسی فوت کرده اند.

    تصویر زنده یاد شادروان آقامیرزاخان فرج اللهی پدر علی آقا فرج اللهی
    آقامیرزا خان فرج اللهی ، فردی نورانی و خوش سخن و خیرخواه مردم بود با توجه به این که بزرگ شده ی دامن پاک فرخ سلطان ابراهیمی ضرونی است ، و تربیتش از چنین مادر نیکو خصال و پدری اهل کمال و ادب مانند علی نقی خان نشاءت گرفته بود. همه ی کمال فرهنگی را از استاد علی نقی فرج اللهی ، خطاط و شاعر ظریف الطبع و فرخ سلطان ابراهیمی که در آن زمان سواد داشته است، در رشد وکمالات وی بی تآثیر نبوده است.. بنابراین با این خانواده ی علمی و اخلاقی انسان شریفی مانند آقا میرزا خان زبانزد توده ی مردم می شود. ایشان سخندان و با سواد و اهل شعر و ادب بودند و به قول پسرش علی آقا فرج اللهی ؛《 پدرم آقا میرزا بیشتر برای عمران و آبادی روستاها و مناطق کولیوند نشین الشتر و روستایمان تلاش و دادخواهی می نمود.》

    اسناد فوق دونمونه از دادخواهی برای اصلاحات و عمران توسعه روستا و مباحث عام المنفعه است، واین شیوه ی حق و عدالت خواهی را ازعمویش چنگیزخان کولیوند به ارث برده است . درحقیقت مادرش بانو فرخ سلطان ابراهیمی نیز برای معافیت فرزندش جناب آقا میرزا فرج اللهی تلاشهاکرد و پیش مسئولین نظامیِ وقت، دادخواهی نمود و فرزندش را که به سربازی برده بودند معاف نمو د .
    پاسخ ِ نامه ی فرخ سلطان کولیوند( ابراهیمی) که از وزارت داخله – اداره انتظامات به تاریخ ۱۷ دیماه سال ۱۳۱۵ شمسی رسید با در خواست وی موافقت کرده بودند و پسرش آقا میرزا را معاف می نماید .

    عکس پاسخ به نامه مادر آقا میرزا فرج اللهی، یعنی مرحومه فرخ السلطان ابراهیمی دختر مرحوم محمدحسین خان سررشته دار ابراهیمی مشرف الدیوان به وزارت داخله

    شاگردان استاد علی نقی خان فرج اللهی
    برخی ازشاگردان وی به شرح زیر می باشند :
    ۱- آیت الله محمدرضا آدینه وند نحوی( وابسته به طایفه آدینه وند و ایل باستانی سوره میری)
    این استاد بزرگوار که خود مدرس شهیر حوزه علمیه می شود ، پسرخاله ی آقا میرزا می باشند یعنی خواهرزاده ی فرخ سلطان ابراهیمی است.
    ۲- شکرالله خان زرین قلم فرزند عبدالله خان ابراهیمی و پسر دایی جناب آقامیرزا فرج اللهی است.
    ۳- عبدالله خان ابراهیمی پسر محمد حسین خان ابراهیمی
    ۴- سایر بزرگوارانی که بنده نمی شناسم.

    تصویر بالایی تمثال آیت الله حاج شیخ محمدرضا آدینه وند نحوی می باشد ، زادگاه ایشان منطقه ی طرهان بوده، و استاد حسن روحانی رئیس جمهور کشور اسلامی ایران در ادبیات عرب شاگرد ش بوده است.
    تصویر دوم میرزا شکر الله خان زرین قلم می باشد، و آنها هردو از شاگردان استاد علی نقی خان فرج اللهی بوده اند.
    آیت الله آدینه وند پسر خاله ی آقامیرزاخان فرج اللهی است مادر بزرگ آنها همسر محمد حسین خان ابراهیمی سررشته دار خوشنویس بوده ، و این بانو برادر زاده ی مهدیخان کولیوند می باشند . آیت الله آدینه وند فرموده بود؛ ” ما هر چه داریم از دایی های کولیوندمان است . ”
    منطورش هوش و ذکاوت و دانایی کولیوندهاست. وی همواره با کولیوندهای فرج اللهی در ارتباط بوده است و البته این ارتباط دوجانبه و متقابل بوده است.

    تصاویر فوق سنگ مزار آقا میرزا خان فرج اللهی و پاسخ یکی دیگر از درخواستها و شکواییه هاکه به مجلس سنا درسال ۱۳۵۲ رسید پیگیری و ارجاع را برایش فرستاده اند.

    سنگ مزار مرحوم آقا رضا خان فرج اللهی برادر آقا میرزاخان فرزند علی نقی خان فرج اللهی است که در سال ۱۳۳۹ شمسی و احتمالاً ۱۳۷۸ یا ۱۳۷۹ قمری از دنیا رفته است وجناب آقای عبدالمجید بنانی برای بازماندگان مرگ ایشان را طی نامه ای تسلیت گفته بود .

    فرزندان آقا میرزاخان فرج اللهی
    ۱-مرحوم علی اشرف فرج اللهی
    ۲-علی آقا فرج اللهی
    ۳-محمدجوادفرج اللهی
    ۴-مرحومه شکر بانو فرج اللهی
    ۵-سکینه فرج اللهی
    ۶-حسنیه فرج اللهی
    الان که بهمن ماه سال ۱۳۹۶ شمسی چهار نفر از فرزندان مرحوم میرزاخان فرج اللهی در قید حیاتن ودر مصاحبه هایی که نگارنده، با برخی از آنها داشته، نشانه های کمال و ادب ونجابت را ملاحظه کرده است.
    آنطور که جناب علی آقا فرج اللهی در مورد برادر فقیدش مرحوم علی اشرف فرج اللهی اظهار کردند ؛ “برادرم دارای چهره ای نجیب وفردی معقول و مردمدار بودند ، ایشان در اداره دامپزشکی الشتر خدمت می کردند . زمانیکه از دنیا رفت همه ی مردم منطقه ، و هر فردی از شهرهای همجوار ایشان را می شناخت، از مرگش ناراحت و افسوس می خوردند . تا آنجا که خیلی از شخصیتهای الشتر و نور آباد و کوهدشت نسبت به خانواده ی ما اظهار همدردی می کردند. “[۵]

    قبر میرزاخان فرج اللهی در کنار فرزندش علی اشرف فرج اللهی

    تصویر دستخط آیت اله محمد رضا آدینه وند، که به مناسبت، مرگ شکر بانو دختر آقا میرزاخان فرج اللهی اززبان پدرش علیخان آدینه وند، و معظم الله سالها پیش به خانواده ی آقامیرزاخان فرج اللهی تقدیم کرده اند .
    لازم به ذکر است که آیت اله حاج شیخ محمد رضا قبادی آدینه وند از طایفه آدینه وند کوهدشت هستند که محل آنها در روستای زیر تنگ سیاب بوده است.

    فرزندان علی آقا فرج اللهی:
    ۱- محمدمهدی فرج اللهی
    ۲- هانیه فرج اللهی
    ۳- فائزه فرج اللهی
    ۴- راضیه فرج اللهی

    تصویر محمد جواد و علی آقافرج اللهی فرزندان مرحوم میرزاخان فرج اللهی ساکن اصلانشاه الشتر و محمد مهدی فرج اللهی فرزند علی آقا فرج اللهی

    تصویر مرحوم علی اشرف فرج اللهی کارمند سابق اداره دامپزشکی الشتر

    تصویر دو برگه تشویقنامه وزارتی و شهرستانی از هانیه نوه ی آقا میرزاخان فرج الهی در ذیل آ مده است.
    دو

    “بر کی کیانی کن”
    به کی کیانی کن برعشق شیدایی کن/
    برمه زیبایی کن برنیک گدایی کن/
    برعلم روشنایی کن برملک فرمانروایی کن/
    بردانش دانایی کن برخرد یاری کن/
    برحق بندگانی کن درمستی اهورایی کن/
    برفراق توانایی کن برفقرخسروانی کن
    “شعر از سرکار خانم هاینه فرج الهی کولیوند”

    تصویر محمد مهدی فرج اللهی

    آنچه در این مقاله آمده است بررسی مختصر زندگی و فعالیتهای فرهنگی و هنری و سیاسی مهدیخان و برخی از نوادگان اوست، که به علت بضاعت کم علمی و شناختی نگارنده از این خانواده ی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، به صورت مبتدی معرفی کردم .امید است آیندگان آنها را بیشتر معرفی کنند .

    پی نوشته ها و منابع:
    [۱]-کاظمی ، ایرج – مشاهیر لر – صفحه ۶۴۶
    [۲]-بازگیر، محمد کریم-مقاله ورود اولین کردهای ایلامی به لرستان/ بازگیر ها، مینه ای ها ، امرایی ها،دیناروندها – وبلاگ محمد کریم باز گیر
    [۳]- نورمحمدی ، منوچهر -دیوان ملا منوچهر خان کولیوند- سال ۱۳۸۱ – انتشارات افلاک
    [۴]- حیدری، حجت الله- تبار شناسی لرستان – جلد اول- سال ۱۳۸۴- انتشارات افلاک
    [۵]- مصاحبه با علی آقا فرج اللهی که شناسایی شخصیتها و تصاویر بزرگان موضوع بحث را به نگارنده عنایت کردند .
    [۶]- مطالعات میدانی نگارنده

    *** در صورت تمایل جهت دریافت اصل مقاله و تصاویر آن (که در اینجا متاسفانه موجود نیست)، لطفا درخواست خود را به ایمیل اینجانب ارسال نمایید:
    Email: lotfiahmad745@yahoo.com
    پیشنهاد شما درباره معنی ایل کولیوند

    • آقای لطفی میشه لطف نمایی دست از این همه لفاظ بازی و تناقض گویی برداری . این همه دروغ هایی که به خورد جنابعالی میدهند. چرا این موضوعات خلاف عرف را دارای متعکس میکنی . این افرادی که شما دارید به مجیزگویی آنها پرداخته ای ….
      این … که شما از اون ها چنان تعریف و تمجید نمود ه اید گویا از آن سربدارانی هستند که برای اسلام و دفاع از وطن جان خود را فدا نمود ه اند و اگر هم از مخاخر کولیوند هستند. کدام اثر و تآلیفات را از خود بجای گذاشته اند. یا حداقل یک نمونه خط نوشتاری از این آقایان را انتشار دهید. در پایان از مدیریت محترم سایت نسیم دلفان خواهان حذف این مقالات کذب توسط این مورخ دروغگو هستیم.

  69. احمد لطفی ۱۳۹۶-۱۱-۰۶ در ۲۳:۳۶
    “مهرعلی خان فرخشاهی کولیوند”
    مهرعلی خان فرزند نامخدا فرزندحسن بگ فرزندسردار فرزند خیرکه ( خیرالله)فرزند جیان ……. فرزند فرخشاه ……. فرزند کولیوند اهل و ساکن بخش فیروز آباد ( پیروز آباد) می باشند.
    ایشان فردی فعال در امور اجتماعی و سیاسی و انتظامی بودند .انسانی نوگرا و همیار و همکار با مسئولین سیاسی و نظامی بود تا در جامعه ی
    آنروزگار بخش پیروز آباد بسیاری از متمردان و یاغیان را شناسایی و افرادی که صلح و امنیت را به خطر می انداختند با عوامل دولتی همکاری می کرد ، و آنها به دام قانون و سیستم نظامی و انتظامی آن زمان گرفتار می شدند . البته گاهی نیز رقابتهای طایفه ای و قبیلگی در فعالیتها و قَضاوتها و عملکردهای آن شخصیت دوستدار مدرنیته ، تآثیر داشته ، ولی در مجموع ایشان را فردی می شناسند ، که مردمداری و مهمان نوازی و تلاش برای رفع مشکلات مردم، وبرقراری امنیت، و گوشمالی دادن دزدان و منحرفان جامعه ، از ویژگی های بارز وی
    بود . حاج مهرعلی خان فرخشاهی به تمام ادارات و ارگانهایی که لازمه
    تشکیل جامعه ی مدنی بود ، برای تآسیس آنهازمین داد ، تا اداره و نهاد
    آنها شکل بگیرد.
    حاج مهرعلی خان فرخشاهی، واقوامش در بخش پیروز آباد آنطور که شنیده ام به عیر از طایفه کولیوند زمین نمی فروشند ، و بخش را یکپارچه کولیوند نشین سامان داده اند و شاید دلیل عدم گسترش و توسعه ی بخش پیروز آباد همین مسآله باشد . در این بخش همه همدیگر را می شناسندوبخش پیروز آباد در غرب سه راهی مهمی قرار گرفته است کرفت و امد به طرف نور آباد و نهاوند و خرم آباد والشتر تا پیروز آباد و بالعکس در ان قابل مشاهده است. نمایندگی شرکت نفت و تآسیس جایگاه پمپ بنزین به خانواده ی مهرعلی خان فرخشاهی تعلق دارد . از حق نگذریم فرزند ارزشمند مهرعلی خان ، جناب حاج ابراهیم فرخشاهی ، مردمداری و کمک در اداره ی شهر و رفع و رجوع مشکلات مردم را به نحو نیکو انجام می داد در مراسم فاتحه خوانی و دلجویی از مصیبت دیدگان را درکارنامه عمر با برکت خویش داشت. ایم مرد بزرگ در سال ۱۳۹۵ شمسی چهره در نقاب خاک کشید .
    نامخدا فرخشاهی(نومه حسن بگ)، هم از افراد بزرگی بوده است که دوتا از پسرانش به نامهای مهرعلی خان فرخشاهی و موسی خان فرخشاهی هردو از محترمین طایفه فرخشه بوده اند. استاد حجتاله حیدری در وصف مهرعلی خان فرخشاهی متوفی به سال ۱۳۶۳ شمسی چنین آورده است؛ “حاج مهرعلی خان فرخشاهی فرزند نامخدا از مردانمشهور طایفه کولیوند است که مدتها از طرف حکومت مآمور دستگیریاشرار منطقه خاوه و الشتر بوده است. “[۱]
    حاج موسی خان فرخشاهی هم در سال ۱۳۷۰ از دنیا رفته است . یکی از دختران نامخدا فرخشاهی به نام ” بسی (بَسَه) ” همسر مستعلی فرزند پنجعلی فرزند کدخدا عوضعلی سوره مهری ( سرخه میری) سیمره ای بوداست که حاصل این ازدواج دو دختر به نام کشور و خاور و یک پسر به نام ابراهیم بوده است .که ابراهیم درسن ۱۷ سالگی از دنیا می رود .
    حسن بگ فرخشاهی که پدر بزرگ مهرعلی خان فرخشاهی بوده، از مردان بزرگ و مطرح طایفه فرخشاهی کولیوند بوده است. این خاندان الان از خاندانهای ارزشمند پیروز آباد به حساب می آیند و گذشته از مشاغل دولتی ، در امور اداره ی بخش پیروز آباد، و خدمت رسانی به جامعه نقش چشمگیری دارند.
    احمد لطفی مدرس دانشگاه ۸/۱۱/۱۳۹۶ شمسی

    پاسخ دادن

    • سلام بر نگارنده محترم. آقای تاریخ نویس هوش و ذکاوت شما برای کتاب هرسخنی از هر دری بهتر است تا کتاب تبار شناسی

  70. Ahmad Lotfi:
    Ahmad Lotfi:
    Ahmad Lotfi:
    بسمه تعالی
    انا لله و انا الیه راجعون
    آغاز سفر ابدی نویسنده ی شهیر استان لرستانجناب آقای ایرج کاظمی را که از عاشقان فرهنگ و تاریخ منطقه ی غرب کشور بودند ، را به تمام اهل قلم و بستگان و بازماندگان آن عزیز سفر کرده تسلیت عرض می کنم ، عمر انسان محدود است و کاوشها و آرزوی کسب دانایی برای انسانها نامحدود است، مجددا” غم فقدان مصیبت بزرگ این نویسنده ی محقق را به بیت محترم، دوستان، وآشنایانش، تسلیت و تعزیت عرض می کنم. امیدوارم خداوند به بازماندگان صبر و به آن بزرگوار غفران و رحمت عنایت فرماید .
    باسپاس : احمد لطفی۱ ۹۶.۱۱.۱

  71. از اهانت کننده ی بزرگوار ممنونم که درستکاری و دلسوزی را در سر دارند خواهشمندم حقیقت را بنویسید تا همه ی ما استفاده کنیم . وتاریخ و سرءذشت اقوام را از شما بزرگوار و صاحب اخلاق و راستگو و با شخصیت بهره مند شویم . سپاس از وجودتان

  72. در گذشته تاریخ صاحبان قدرت را مطرح می کردند و از اکثریت جامعه که گردانندگان حیات اجتماعی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی و تمدنی بودند غفلت می کردند . الان مردم هر روستا و تیره و طایفه هرخدمتی که در راستای کشاورزی و دامداری و یا در دفاع از کشور بزرگمان شهید داده اند مطرح می شوند و تنگ نطری را باید رها کرد و هر فردی قهرمانان و زحمتکشان موءثران اقتصادی و فرهنگی و …. را ولو کوچکترین اثر را هم داشته باشند معرفی گردند قلم به دستان توانا و آگاه کتاب می نویسند و تبارها را کاملتر دسته بندی می نمایند ماهم برای پیشینه ی تحقیق آنها گفتاری ناقص عرضه می کنیم تا دوستان و اساتید آن را کامل نمایند. کولیوند کلان ایل بزرگی است مفاخر زیاد دارند و هنوز ناشناخته اند.نباید ازارائه نظرات و الفباها در این وب سایت ابا شود .الان چند نکته از طوایف که در این نطرات می آید نباید خودمان را سانسور کنیم البته حسادت و تنگ نظری و برچسب زدن برای توجیه فعالیت نکردن خود صورت مسآله را میخواهند پاک کنند بدون اینکه پاسخ و تصحیح نظرات را ارائه نمایند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.