غزلی لکی از ( غریب دلفانی)

اگرچه  برگ و بار امسالِ من، مثل هر سال نیست، مانند چنار خشک صدساله ، شاخه هایم را هرس نکن…

مثل شاخه ای بید ، بی پناه، بر روی سیلاب تیز در حرکت هستم . پس بیا و مرا از آب بگیر . دیگر هلاک شده ام . مرا مضحکه  نکن…


مِه    گرفتارِ   خَمِم  ،   ویشتر   گرفتارم   نَکه     …………     ژار  و  ژیلِ   روزگارم   ،  شیت   و   بیمارم  نکه

گرچه وَلگ و  وارِ  ایمسالم چو  هر سالان  نیه       …………    چو   چنارِ  حُشک   صد ساله،  تو   پاسارم   نکه

چو  خوشیل اَر  پا دِرِک کو ، زوخ  زامم جاریه        …………    راضیم   وِی   جورَ   مِردِ ن  ،  هومدم  مارم  نکه

شو  ملوچک وارَ  مَسِم ،  هر چنگم  هاوَر  خُدا        …………    اَر   نمیت  آسمون  خراو   بو  ،  بی پلامارم  نکه

چو  تلی    وِی   بی پناه  اَر  تافِ تیژ آوَ  مَچم        …………    بو  بگرمَژ   آو ،  هُلاکم ،   وَ    خَنه   جارم   نکه

شوق و ذوقم دی نَمَن ،چو پولِ سی، بی رونقم      …………     کم دَس ار دَس ژیر  و  رویم کَ ، خوار بازارم نکه

نا کَسَل اَر  جا  کَسَل، اَر  جا مَنِن  جولانَ  مَن      …………     اِ  فلک   دورت   بشیوی  ،  ژیل   نا خارم  نکه

نجوای

معنی واژگان :

ژیل= پژمرده/ شیت= گیج و منگ / ولگ و وار = برگ و بار/ پاسار= حرس کردن/  خوشیل( خُشیره ) = گیاه شیر پنیر / درک کو= خارستان / زوخ =چرک و عفونت زخم / تیژ آو= آب تند ، سیلاب  / خنه جار= مایه خنده ی دیگران ، مضحکه /  بشیوی= (فعل از مصدر شیواندن) به هم ریختن / ناخار+ انسان قلدر و پست فطرت

معنی فارسی ابیات :

۱-   من گرفتار غم هستم ، بیشتر از این گرفتارم نکن . بدبخت و  پژمرده ی روزگارم  گیج و بیمارم نکن.

۲-   اگرچه  برگ و بار امسالِ من، مثل هر سال نیست، مانند چنار خشک صدساله ، شاخه هایم را هرس نکن.

۳-   مثل گیاه خوشیلی که در کنار بوته های خار روییده باشد، از زخم هایم چرک جاری شده است. من به چنین مردنی راضی هستم. مرا همدم مار نکن.(توضیح آن که اگر گیاه خوشیل در کنار خار بروید به خاطر تیزی تیغ های خار زخمی می شود و از آن شیره ای سفید رنگ ترشح می شود که در گذشته به عنوان مایه پنیر از آن استفاده می شد. معمولاً مارها در زیر  سایه ی این گیاه و لابلای خارها ، لانه می کنند. )

۴-   شب ها گنجشک وار می خوابم و چنگالم را رو به سمت خدا می گیرم . اگر نمی خواهی آسمان خراب شود، بی کس و کارم نکن. (اشاره به یک باور  قدیمی رایج در میان لک ها که معتقد بودند گنجشک ها ، شب از ترس این که آسمان خراب بشود چنگالشان را رو به هوا می کنند تا اگر آسمان افتاد آن را بگیرند.)

۵-   مثل شاخه ای بید ، بی پناه، بر روی سیلاب تیز در حرکت هستم . پس بیا و مرا از آب بگیر . دیگر هلاک شده ام . مرا مضحکه  نکن.

۶-   دیگر شوق و ذوقی ندارم و مانند سکه ای سیاه و بی رونق هستم. کم تر مرا دست به دست و زیر و رو کن . مرا خوار بازار نکن.

۷-   ناکسان(افراد نالایق) بر جای کسان(افراد لایق)  به جا مانده اند و جولان می دهند، ای فلک دور و گردشت به هم بریزد ! زیر دست و پژمرده ی  افراد پستم نکن.

۲۷ نظر

  1. عالی بود عالی. دست مریزاد

  2. عالی بود استاد ممنون

  3. این غزل نشان داد که لکی هم قابلیت زیادی در ارائه مطالب داره حتی بهتر از زبان های بومی دیگه مثل کردی یا ترکی . ما باید اصالت خودمان را حفظ کنیم ممنون از شما

  4. سلام دوست عزیز خیلی عالیه از به کار بردن اصطلاحات شیرین لکی حظ بردم منم دوبیت به دوست عزیزم تقدیم میکنم که از سروده های خودم هستش
    مه دویکِ خم إ دامونَه مَریسِم

    هَنی دوبیتی إ خمته منیسِم

    هونه ذیخِ خَمِت نِم داسِه گیونِم

    دیرِم إ زورِ ذیخِ تو مَفیسِم

  5. خوب بود آفرین

  6. دمت گرم . خدا ژیلت نکی

  7. باسلام
    دست مریزادجناب آقای نظریان عالی بود

  8. س.
    عالی بود گفتن نداشت.
    منم شعر دارم

  9. دستتشون درد نکنه، هر چند شعرای آقای نطری کمنر از کلمات فارسی استفاده شده ولی بعضی از شعرا که به اسم لکی شعر میگن بیشتر کلماتشون فارسیه. حتی بعضیاشون که خیلیم ادعاشون میاد تو هر بیت کل کلمات رو فارسی انتخاب کردن، فقط فعلش لکیه، اونوقتم ادعای اینکه شعر لکی سرودن کوش فک رو کر میکنه

  10. مجتبی عزیزی

    اقای نظری خیلی جالب بود واقعا دستت درد نکنه حال کردم

  11. فوق العاده بود منتظر اشعار بعدی هستیم

  12. عالی بود موفق باشید این است ادبیات غنی لکی بر خلاف کسانیکه شاعر نورابادی اند ولی
    در اثر شان اثری از زبان زیبای لکی نسیت و متاسفانه خوانندگان و موسیقیدانان نورآبادی به جای حفظ
    هویت اصیل خود به زبانهای دیگه می خوانند .

  13. جواد همکلاس قدیمی

    عالی بود استاد ممنون

  14. سلام . عالی بود . منتظر دیگر اشعار ناب شما هستیم

  15. عالی بود. واقعا دستتون درد نکنه… خیلی خیلی قشنگ گفتین.

  16. عالی بود استاد

  17. با سلام خدمت دوست عزیز مان
    بسیار عالی بود . ترکیبب کلمات ناب لکی و واژهای خوب ایشان قابل تحسین است
    به نظر بنده الهام گرفته از شعر زیبای اقای غلامی ((دبیر)) میباشد. برایتان آرزوی توفیق وسربلندی دارم.

  18. درود بر استاد نظری

  19. برادری در مورد کرمی یاغی اطلاعات کافی ووافی نداشته است . اولا کرمی سوادی نداشته که مبارزه کند .۲-کرمی بجرم قتلی متواری می شود و به روستای زرگران در جنوب بخش هفت چمه خانه کدخدا عزیز مراد حیری پناهنده میشود .۳در یک عروسی بعلت نداشتن پول سرش پایین می اندازد حتی خانواده عروس وی را دلجویی مدهد که ما از غریبه چیزی نمی گیریم .۳- کرمی با طایفه علی کاکاوند اشنایی پیدا می کند و بهمراه ایل کوچ رو مرحوم مومن علی مردی که در حیات خود کدخدایی پاکدامن وبخشنده ومهمان نواز و محفلشامیدی برای بینوایان بوده به منطقه گرمسر شرق شاهزاده محمد می رود .۴ در این مدت افرای را دور بر خود جمع می کند که یکی از نیروهایش در شهر هرسین که نور علی نام داردو با پشت خمیده حمالی می کند در قید حیات است شرع به غارت ودزدی می زنند و از سوی دولت تحت پیگیری قرار می گیرد.۵- برخی از ماموران زنده هستنتد.۶ در اخرین باری با کدخدا صید علی تیموری دایی حقیر در روبروی روستای سر سنگر در گیر میشود وشکست می خورد و اموال مسروقه را پس مدهد و شاهزاده محمد را داور می گرد که دیگر به روستای انان دستبرد نزند ۶-نورعلی نقل می کند من قصد کشتن کدخدا صید علی را داشتم کرمی گفت حیف است تنها مردی که از دودمانش دفاع کرده ایشان بوده وباید او را تحسین کرد. ۷- متعاقب جریان بالا به خانه پدر بزرگ من در ملک ازا در گرمسر شبانه مراجعه می کند و در خواست مقداری غذا و گلوله می کند وحتی پول گلوله ها را هم میدهد بنا به اشنایی ونمک شناسی و می گویید من شاید دیگر شمارا نبینم .و بعد از ان اطلاعی از وی که درست باشد بدست نیامده است.

  20. پارسا اهورایی

    سلام.میشه لطفا بگید کدوم خواننده این اهنگ رو اجرا کرده؟

  21. سلام و احترام: شعرزیبایی بود دستت درد نکند. و اما خدمت برادر عزیزم علی اقا راجب به فرمایشات ایشان درباره کرمی یاغی عرض کنم که داستان کرمی هم جزیی از تاریخ عشایر لرستان است و متاسفانه کتابی درباره زندگینامه وشخصیت و اهداف وی در مبارزات یا یاغیگری طبق سند یا روایت از همراهان یا نزدیکان وی نوشته نشده و برای عشایر فقط سینه به سینه بصورت شایعه داستانهایی از وی نقل شده و شخصیت ایشان در هاله ایی از ابهام مانده و بصورت افسانه در امده هرچند برای منطقه ایی از دلفان مثل شما داستان زندگگ وی را شاید بطور نسبی اشراف داشته باشید اما سایر مناطق لرستان نه چون مردم لرستان عشایر جنگجو و غیور بوده اند بطور طبیعی به داستانهای رزمی و انسانهای شجاع و مبارز علاقمندند و چه خوب و درست کاری انجام دادید که هرچند کوتاه مختصری از ایشان توضیح دادید و اما اگرمقدورتان است درباره داستان کرمی بیشتر بگویی و با چاکر حدالامکان تماسی بگیرید چون بنده هم علاقه مند و اهل تاریخم خصوصا تاریخ معاصر عشایر لرستان و هم اگر عمری باشد شاید کتابی درباره تاریخ عشایری بنویسم.az13671357@gmail.com این هم ایمیل بنده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.