زنان سرزمینم: از خالقان «واره» تا «میدان نشین های آواره»

این مبارزان جبهه معیشت و صاحبان دستان پینه بسته بیشتر کسانی هستند که برای بقا میجنگند. برای اینکه فقط زنده بمانند نه زندگی نمایند…


نسیـــم دلفـان – در پی انتشار تصاویر و گزارش های دردناکی از زنان کار در دلفان برخی مسوولین و تعدادی از اهالی قلم و فرهنگ سعی کردند واکنش هایی به انتشار این تصاویر داشته باشند.

http://delfanemrooz.ir/manager_ent_87/uploads/photo_2016-06-23_06-09-39.jpg

یکی از مسوولین در جلسه ای گفته بود متاسفم که ما سعی داریم اینگونه موارد را فریاد بزنیم.

برخی از نگارندگان سیاست زده نیز با قلم فرسایی خود انتشار این نوع تصاویر و گزارش ها و واقعیت موجود در مناطق محروم از جمله دلفان را با فرهنگ سیاست زده خود درآمیخته و آن را هجمه ای بر علیه دولت پنداشتند و این گزارش ها را با عنوان زنان کار و پوپولیسم رسانه‌ای! یاد کردند.

اما در این میان واکنش های جالب توجه ای نیز از سوی برخی اهالی فرهنگ و قلم دیده شد که به صورت کامنت و یا مقاله در برخی رسانه ها منتشر گردید و نشان می دهد هنوز هستند کسانی که به واقعیت های موجود در جامعه به دور سیاست زدگی می نگرند و در این باره دغدغه دارند.

دکتر علی رضائیان محقق و استاد دانشگاه در این باره نوشت :

زن در میراث فرهنگی اقوام لک، لر و کرد دارای جایگاه اجتماعی ویژه و احترام خاصی بوده است. زندگی گذشته اجداد ما و پرستیژ اجتماعی زن در بستر اجتماعی ای که به قول معروف «زنی خونی را صلح میکند» معرف قداست زن در جامعه سنتی ما بوده است.برعکس خیلی از حوزه های فرهنگی، در حوزه فرهنگی لکستان «دختر» دارای احترام و اعتبار اجتماعی خاصی بوده است.آداب و رسوم گذشتگان ما موید این ادعاست.همگان نیک به یاد دارند که وقتی دختری ازدواج می کند ضمن رعایت تمام شئون پرستیز اجتماعی و حفظ احترام ویژه برای فرستادن به خانه بخت، بعد از سه روز «زنان مسن» و دارای جایگاه اجتماعی خاص بعنوان سفیران شادی و صلح و آشتی تازه عروس را به خانه پدری برگشت داده و ضمن تامین مایحتاج، کلی کادو و اجناس مورد نیاز بعنوان «باوانی» برای او تدارک می بینند که همه اینها گوشه ای از حفظ کرامت زن در میراث فرهنگی گذشتگانمان می باشد.اهمیت این مساله را در مقایسه با بستر فرهنگی خاصی میتوان دریافت که دختر شوهر کرده حق برگشت به خانه پدری را ندارد مگر اینکه صاحب فرزندی شده باشد.
زن در بستراجتماعی ما و خصوصا در بخش اقتصادی نه تنها همیار و همراه مرد بوده چه بسا که دربرهه ای ازتاریخ نام خویش را ماندگار نموده است. او خالق «واره» است. واژه «واره» مفهومی دیرینه و بامسماست که بعنوان کهن ترین شکل تعاونی شناخته شده بشری از آن یاد میشود.زنان سرزمین من نه تنها در فعالیت های اقتصادی مشارکت داشته بلکه اشکال اقتصادی از نوع تعاونی را مدیریت نموده اند.در «واره» یا بعبارتی «شیرواره» میتوان تمام عناصر تعاونی های مدرن اعم از تقسیم کار، نوع مشارکت، بهره وری حداکثری، استفاده بهینه، تبدیل به احسن، تعیین سهام، و تقسیم سود را مشاهده نمود.
اما با ورود مدرنیته و تزلزل نظام اجتماعی سنتی جامعه که تمام عناصر وارکان زندگی را درنوردید، زنان جامعه ما نیز از آسیب های ویرانگر آن درامان نماندند.با ورود مدرنیته شیرازه تنظیم اجتماعی جوامع سنتی بهم ریخت و آسیب های اجتماعی سربرآورده، جامعه را با چالش های عمیقی مواجهه نمود.یکی از این چالش های شکل گرفته اضمحلال شیوه معیشت مبتنی بر دامپروری و کشاورزی و در کنار آن شکل گیری بخش معیوب و فاقد کارآمد صنعت در حوزه فرهنگی مناطق لک نشین بود..
توسعه نامتوازن، عدم توزیع نامناسب ثروت در کشور و آمار بالای بیکاری و تشدیدروز افزون آن در در استان های لرستان، کرمانشاه، ایلام و … موجب شده که برخی مناطق دارای بیشترین آماربیکاری درمنطقه و حتی کشور بوده وازلحاظ شاخص های توسعه یافتگی از کمترین میزان توسعه یافتگی برخوردارباشند. شواهد وقرائن موجود صحه ای بر این ادعاست. برای مثال دراستان لرستان سهم شهرستان دلفان ازجمعیت استان تقریبا ۱۰% بوده اما سهم این شهرستان از زیرساختهای صنعتی ۰٫۰۶% درصد می باشد(هاشمی،۱۳۹۲) و همچنین یافته های تحقیق جمال محمدی ودیگران(۱۳۹۱) درموردمطالعه سطح توسعه یافتگی دراستان لرستان نشان میدهدکه شهرستانهای دلفان، کوهدشت و سلسله دارای کمترین میزان توسعه دربخش صنعت می باشند.
فشارهای بی امان و عدم تامین مایحتاج زندگی، برخی زنان سرزمینم را اما اینبار به شیوه غم انگیز دیگری وادار به کار نموده است. شیوه ای که بیان آن مایه شرمساری و احساس حقارت میشود. «دور میدان نشینهای آواره» ای که برای تامین معیشت خانواده منتظر می مانند تا برعکس تمام شیوه های معمول و خلاف تمام قوانین و حقوق کار بدون بیمه و دستمزد کافی به کار گرفته شوند.پدیده ای که سخت وجدان جمعی جامعه را آزرده و عواطف عمومی را جریحه دار نموده است.خالق واره را چه شده که به آوارگی و دورمیدان نشینی تن می دهد.هیچ کس نمیتواند وحق ندارد که او را مواخذه کند. اتفاقا او مجاهدیست با شرف که به جهاد اکبر میرود. او برای مبارزه با فقر لطافت های زنانه را کنار گذاشته وبرای تامین معیشت خانواده و جلوگیری از درازنمودن دست نیاز بسوی دیگری و دریوزگی به این شیوه از کار روی نموده است.از دلایل شکل گیری این پدیده نامیمون میتوان به عوامل مختلفی همچون بیکاری افسارگسیخته جوانان، ضعف بنیان های صنعتی، فقدان تامین اجتماعی و… که همگی معرف شاخص های فقر و فلاکت اجتماعی اند اشاره نمود.این مبارزان جبهه معیشت و صاحبان دستان پینه بسته بیشتر کسانی هستند که برای بقا میجنگند. برای اینکه فقط زنده بمانند نه زندگی نمایند.

همه ما هم در شکل گیری این همه فقر بنیان برافکن و هستی برانداز سهیمیم. از مسئولین پشت میز نشین بی برنامه و عدم مطالبه گری عامه مردم گرفته تا نخبگان صاحب قلم بی درد که با بیتفاوتی و گذشتن از کنار اینگونه آسیب ها در تشدید و شیوع آنها سهیم اند.این گونه آسیب ها را بایستی فریاد زد.به تصویر کشید و تحلیل نمود شاید که آشفته سازد خواب خفتگان را که شان زنان و بانوان محترم جامعه من آوارگی و دور میدان نشینی و عملگی نیست.

علی رضائیان


» زنان کار در دلفان/راهکارهای توانمند سازی آنان در یادداشت تحلیلی به قلم میلاد عجمی دلاور
» فضاحت بیکاری در دلفان / مادران سرزمین سوخته به کارگران میدانی پیوستند + تصاویر

تازه ترین اخبار منطقه را مستقیمأ از طریق ترمینال خبری ” نسیـــم دلفـان ” دریافت کنید.

برای عضویت در کانال خبری نسیم دلفان روی تصویر زیر کلیک نمایید.

12

۵ نظر

  1. واقعا جای تاسف داره همین نه به حقوقهای نجومی نه به زنان …………

  2. راجع به زنان کارگر چند سال پیش در نسیم دلفان برای اولین بار مطلبی چاپ شد ولی چون شبکه های اجتماعی نبودند که همراهی کنند مثل الان صدا نکرد. ولی مشکل چیزی نیست که الان دیده شده باشد قبلاً هم دیده شده و تذکر داده شده بود حالا مقداری چشم بر روی حقایق باز تر شده است.

    • دست مریزاد جناب دکتر رضایى چقدر زیبا سروده اید از خالقان واره تا میدان نشین هاى اواره بسیار زیباست او مجاهدیست باشرف که به جهاد اکبر مى رود وقتى این جمله را خواندم اشک در چشمانم حلقه زد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.