آیا می توان بر بحران محرومیت دلفان غالب شد؟ چالش ها و راهکارهای توسعه در دلفان

این سئول سالهاست ذهن مردم ، دلسوزان ، خصوصا جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی منطقه ما را مشغول نموده و عمیق تر شدن آن هر سال نسبت به سال قبل شرایطی را بوجود آورده که امروز می توان به آن از منظر یک فاجعه که ریشه تمام مشکلات موجود است نگاه کرد…

به نظر می رسد تا موضوع توسعه همه جانبه شهرستان را به یک فرهنگ و مطالبه عمومی تبدیل نکنیم ، وضعیت نه تنها بهتر نخواهد شد بلکه همانگونه که درسالیان گذشته اتفاق افتاده در آینده بدتر هم خواهد شد.
این محرومیت به شرایطی رسیده که نه از دست نماینده منتخب با هر شعار و توانی و سرعتی، کاری ساخته است و نه از مدیریت فوق تخصص جناحی و باندی!

اما با تمام این اوضاع و احوال به نظر من عبور از بحران فوق هم شدنی و هم دور از دسترس نمی باشد، منتها راه و روشی دارد که باید مورد توجه و بر اساس آن این مسیر سنگلاخی را هموار نمود.

البته با لحاظ شدن شهرستان دلفان بعنوان یکی از ده شهر محروم کشور زمینه بسیار مساعدی را برای همه مردم و مسئولین فراهم نموده تا با استفاده منطقی و درست از آن بهره لازم را برده و زمینه خیزهای بلند توسعه همه جانبه و پایدار را بوجود اوریم. برای نیل به این هدف بزرگ و گرانبها باید کارهای زیر انحام گیرد.

✅ یک / بستر سازی لازم در سطح شهر و روستا ها در قالب طرح جامعه پیشرفت و توسعه همه جانبه در قالب چند برنامه مثلا چهار ساله، که در گیرنده طرح های کوتاه مدت، میان مدت، و بلند مدت باشد.

آنچه که نماینده محترم می تواند در این زمینه انجام دهد تشکیل کار گروهی متشکل از بدنه کارشناسی اداری و بخش دانشگاهی است ، این کارگروه وظیفه داشته باشد استراتژی بیست سال آینده شهرستان را در تمام ابعاد از صفر تا صد (ظرف مدت زمانی مشخص مثلا سه تا شش ماه) تدوین و مجموعه طرح ها و نیازمندی ها را در قالب یک کتابچه تکثیر و آن را در اختیار مردم و مسئولین قرار دهند تا با طرح چشم انداز مورد نظر آشنایی یافته و بر اساس آن از نمایندگان و مسئولین خود مطالبه نمایند.

✅ دوم / آنچه که باید در قالب این طرح ها گنجانده شود ،شامل چندین طرح کلان که بودجه آن از دولت، یا بنگاه های بزرگ اقتصادی نظیر بنیاد مستضعفان، یا آستان قدی رضوی و…. مجری و مالک ان باشند، زیرا با توجه به همه پارامترهای اقتصادی هیچ سرمایه گذار خصوصی نمی خواهد بودجه هنگفت خود را در جایی که هیچ چشم اندازی برای بازار مصرف آن نمی بیند هزینه کند. ولی این بنگاه ها و سیستم گسترده آنها چون دسترسی مناسب به بازار مصرف را دارند در هر نقطه ای می توانند سرمایه گذاری نمایند. که هم اکنون حضور سه نهاد اقصادی کلان در منطقه بسیار امید بخش است.

?در این چشم انداز یکی از الویت ها باید گسترش شبکه حمل و نقل باشد، مهمترین آن اتوبان شمال جنوب که از پل ذال به سمت الشتر ، دلفان ، هرسین ، کرمانشاه و کردستان و در نهایت به ارومیه وصل میشود، این کریدور، دسترسی به مرزهای عراق و ترکیه را برای رونق بخشیدن بخش صادرات مهیا میکند.

?تدوبن طرح راه آهن خرم اباد الشتر، نوراباد، هرسین و کرمانشاه، برای دسترسی به سیستم ریلی بین المللی

?در بخش هوایی با توجه به فرودگاه های بین المللی کرمانشاه و همچنین خرم آباد این زمینه خود بخود مهیا می باشد.

?همانطوریکه اشاره شد در این طرح تدوین چندین کارخانه بزرگ (هم اکنون طرح های آن هم در ادارات کل استان موجود است) تا پایدار بودن توسعه در منطقه تضمین، و سرمایه گذاران بخش خصوصی به واسطه حضور بخش نیرومند اقتصادی کشور رغبت و انگیزه حضور و سرمایه گذاری را بیابند.

✅ سوم / بسیج شوراهای روستایی برای کمک و تدوین طرح های متناسب با روستای مربوطه و در راستای همان چشم انداز بلند مدت، این امر وضعیت شوراها را از حالت فعلی که منجر به دو یا چند قطبی کردن روستاها و بیهوده کاری آنان گردیده خارج و مسیر وحدت همکاری و توسعه و آبادانی را در پیش خواهند گرفت.
مثلا تاسیس یک شرکت بزرگ برای یکپارچه سازی اراضی و تشکیل شرکت های اقماری در روستاها
(این طرح سالهاست به جهاد کشاورزی ابلاغ ولی به دلیل عدم اجرا یا استقبال مردم هیچ پیشرفت محسوسی در تغییر نوع کشاوزری بوجود نیاورده)

دامنه اجرای طرح های کشاورزی و دامپروری فراوان است منتها مدیریت متمرکز وجود ندارد. مردم هر منطقه بهتر از هر کارشناسی راه پیشرفت خود را می دانند ، اما مساعدت و همکاری و سرمایه لازم را ندارند.

✅ چهارم / مجموعه طرح های تدوین شده با هماهنگی نماینده متنخب در مدیریت شهرستان تصویب و بعنوان مطالبه مردمی علاوه بر روند جاری ادارات در دستور کار آنان قرارگیرد، البته طبیعی است که مسئولین ادارات با کمک مدیریت شهرستان و پشتیبانی نماینده منتخب طرح های مورد نظر را به تصویب استانی رسانده، و بعد از این مرحله چانه زنی کشوری آغاز تا در برنامه کلان توسعه و برنامه های سالانه استانی گنجانده شوند.

حسن این کار این است که مدیران لایق و خدمتگذار کاملا مشخص و در صورت لزوم جابجایی ها منطقی صورت می گیرد و مدیران هم می دانند از کجا باید شروع و مسیرشان چگونه باید باشد ،امنیت شغلی هم پایدار خواهد شد.

وقتی که ما توانستیم مجموعه نیازها و زمینه های توسعه را تدوین و آن را در اختیار مردم و مسئولین استانی و کشوری قرار دادیم بستر مناسب و شرایط لازم برای یک خیز بلند فراهم گردیده و در چنین شرایطی رغبت سرمایه گذاران مهم برای اجرای صنایع کوچک و بزرگ بسیار بیشتر خواهد شد.

در این شرایط هم مردم می دانند چه می خواهند ، هم مسئولین می دانند چکار باید بکنند و طبیعی است انتخابات ما هدفمند شده و کسانی که توانایی اجرای این خواست عمومی را دارند در رقابتها وارد عرصه می گردنند و مردم هم از بین آنها توانمندترین را انتخاب خواهند نمود ، شعار و فعالیت کاندیداها هدفمند و در مسیر توسعه قرار می گیرد ، مردم می دانند مدیران و نماینده و شوراهای شهر و روستا اوضاع را چگونه و در چه شرایطی تحویل گرفته اند و نتیجه عملکردشان چگونه بوده است ، شیوه سنتی فعلی جای خود را به نگرش مدرن و قابل. محاسبه خواهد داد.

امروز متاسفم وقتی که می بینم به جای تدوین طرح های گردشگری در کنار سد معشوره ، یا سد تاج امیر، یا آبگرمه، خود و مردم را درگیر جنگ روانی کرده ایم که مثلا چرا اسم سد گاوشمار یا …نیست. یا فریاد بزنیم آبگرمه جز پیکر ماست ، تا زمانیکه ما زمینه استفاده بهینه را از آن فراهم نیاوریم اینگونه شعارها نه تنها مفید نیست بلکه زمینه سرمایه گذاری دیگران در آنجا که می تواند برای ما هم مفید باشد را از بین میبریم. البته این تعصبات دوستان بسیار قابل تقدیر است و محترم .

در شرایطی که جامعه ما هر روز فقیرتر می شود و در زمینه های مختلف درگیر این بحران گشته ایم به جای همفکری برای رفع آن انگشت اتهام را به سوی همدیگر دراز و خود را درگیر مجادلات بیهوده و اعصاب خورد کن نموده ایم در حالیکه فرصت های فرا رو یکی پس از دیگری از دست میرود.

در این زمینه بحث ها زیاد است که امیدوارم باب گفتگو در بین اندیشمندان و صاحب نظران و کارشناسان محترم و در تالار های مجازی باز تا در یک گفتمان اساسی زمینه این تحول مهم به فضل الهی فراهم شود.

والسلام

علی محمد نظری

tavajoh.gif

12

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.